تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

همان که آقا در محراب گفت

 

    همان که آقا در محراب گفت

                           نوشته ی محمد مهدی حسنی

 

 سال ها پیش در یک پرونده کیفری و در مرحله دوم رسیدگی (تجدید نظر خواهی)،  وکالت متهمی را بر عهده گرفتم که در مرحله نخست رسیدگی، به اتهام تصرف عدوانی به جزای نقدی و رفع تصرف محکوم شده بود.  محکمه عالی، وقت رسیدگی تعیین و اصحاب دعوی و وکلای آنها را به جلسه رسیدگی دعوت کرد. در روز موعد اینجانب و موکل،  شادان و راضی از اینکه، رأی بلافاصله تائید نگردیده  و به احتمال فراوان، به دلایل تجدید نظر خواهی ما توجه می شود؛  به جلسه دادگاه وارد شدیم.

رئیس دادگاه که اکنون بازنشسته از همه جا، خانه نشین است.  در ابتدای جلسه گفت: "خواهان و وکیلش زیاد ذوق زده نشوند زیرا تعیین وقت رسیدگی حاضر برای اصلاح ذات البین است و اگر این اتفاق نیفتد رای را تائید می کنیم."  

بنده به دو مستشار دادگاه نظر انداختم تا عکس العمل آنان را از برخورد غیر اصولی و نامتعارف رئیس دادگاه ببینم. زیرا با شناختی که از آنان داشتم مطمئن بودم تائید رای مخدوش صادر شده از سوی آنها، در تضاد آشکار با محتوای پرونده و دلایل ابرازی طرفین است و علی الرسم نباید چشم بسته به تنفیذ تصمیم قاضی دادگاه تالی راضی شوند. آنان که گویی در جلسه دادگاه حاضر نیستند، با تجاهل العارفین، سر خود را گرم مطالعه پرونده های مقابل خود کرده و پنداری در دادگاه  نبوده و به حرف ها و وقایع جاری توجه ندارند

اینجانب ضمن اعتراض به برخورد غیر قانونی و خارج از بیطرفی رئیس دادگاه، گفتم بنده نیز با مذاکرات اصلاحی موافقم  و رو به موکل کرده و از او خواستم نظرش را بگوید و همان جا به وی تذکر دادم که دادگاه حق ندارد با تهدید اینچنینی،  طرفین را ملزم به مصالحه کند.

به هر حال پس از نیم ساعت سر و کلّه زدن اصحاب دعوی، و اینکه شرایط تحمیلی به موکل ناعادلانه و به منزله دادن نیمی از ملک به شاکی بود. درحالی که وی مطلقاً حقی در این باره نداشت و شکایتش واهی بود. بالاخره موکل از شرایط تحمیل شده به تنگ آمد و  از کوره در رفته، بیان داشت : " مطلقاً مصالحه ای نخواهم کرد و اگر حقم را در این دنیا نستانم آن را در عالم غیب خواهم گرفت ضمن اینکه به تهران و تمام مراجع اداری و قضایی بالاتر مراجعه خواهم داشت."  رئیس دادگاه نیز برای اینکه بگوید نزد ایشان مرغ همچنان یک پا دارد، متقابلاً گفت : "جلسه تمام است و رای معترض عنه تائید خواهد شد."

رو به قاضی محترمانه گفتم، آقا جلسه دادگاه رسمی است و می خواهم سوای آنچه در لایحه تجدید نظر خواهی آمده، دو موضوع دیگر را نیز تذکر دهم" و تقاضا کردم مراتب در صورتجلسه دادگاه منعکس شود.

رئیس دادگاه اعلام داشت که وقت نداریم و حرف های خود را طی لایحه علی حده بزنید و از و وکلا و اصحاب دعوی خواست، بیایند صورت مجلس را امضاء کنند.

وقتی بنده اصرار کردم که این شیوه رسیدگی قانونی نیست گفته هایم، افاقه نکرد و به ناچار  در حالی که در ذهن خود نقشه می کشیدم  که بلافاصله از سوی موکل علیه قاضی شکایت انتظامی، طرح کرده و ماوقع دادگاه را برای ثبت در پرونده،  در لایحه بعدی به تفصیل بیان کنم،  صورتجلسه را امضاء کرده و قاضی مزبور برای دلجویی من گفت: "شما دیدید که من سعی خود را کردم، موکلتان  بی خودی مقاومت کرد" خطاب به رئیس دادگاه گفتم: "درست است آقای رئیس!  همان که آقا در محراب گفت" و از دادگاه خارج شدم.

زنده یاد امیر قلی امینی  در داستان این مثل آورده است:

" گویند یک نفر از ائمه جماعت اصفهان روزی هر چند در محراب بیشتر معطل می شود تا مومنین برای ادای فریضه الهی حاضر شوند،  کمتر کسی حضور می یابد. ناچار آقای امام قیام فرموده پس از ادای لااله الاالله  آخرین که موقع نیت و تکبیرة الاحرام بود،  از مکبّر می پرسد: از مومنین بالاخره کسی آمد؟ مکبّر سر را به عنوان نه! بالا می برد. آقا به تندی می فرمایند :"به فلانم، الله اکبر" و مشغول خوانده حمد و سوره می شوند."

به هر حال دو روز بعد که لایحه به دست برای اخذ دستور ثبت آن به دادگاه رفتم، خوشبختانه رئیس دادگاه حضور نداشت لیکن مستشاران دادگاه خبر خوش دادند که  رای را نقض کرده ایم و موکل شما تبرئه شده است. از بنده خواستند تا معنا و مفهوم حرف زده شده آخری را بگویم و اینکه چرا میز دادگاه را به محراب تنظیر کرده ام .

خندیدم و بعد از بیان داستان ضرب المثل گفتم. مردم عوام وقتی بخواهند، بی اعتنایی خود را در قضیه ای یا پیشآمدی ابراز کنند و در عین حالی خواسته که  مقصود خود را هم به شیوه ادب آمیزی بیان کنند، بدین مثل تمسّک کنند. با منبسط شدن خاطر آنان از شنیدن این لطیفه و داستان مثل سایر و خندیدن شان، و تشکر از عدالت و بیطرفی آنان و این که به هرحال تصمیم نهایی آنان نشان داد که در روز جلسه دادگاه، سکوت شان در مقام بیان نبوده و نیز خواندن این بیت از حکیم اوحدی مراغه ای که :

                  عادلی سایه خدا باشی                  ورنه چون سایه بی بقا باشی

از آنان خداحافظی کردم  و برای اینکه موکل را نیز در شادی خود شریک نمایم، در بیرون از عدالت خانه،  فی الفور خبر خوش برائت وی را به او دادم.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در شنبه 27 فروردین1390 ساعت | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

<<< ساها دانلود >>>
راهنمای تجاری تهران
دنیای سخت نشنیدنی هایمان
♥شعر و ترانه(همه چیستان)♥
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
وکالت آنلاین
وبلاگ رسمی مشاوره و روان شناسی
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
اس ام اس های روز
جوانان
Lilililililترفندستانlililililili
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
یک سر و هزار سودا
احقاق (مهدی پاشایی )
ایران داوری
اخبار و مقالات حقوقی (فریبا زارعی خالدآبادی)
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
گروه وکلای دادگستری کاسپین
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
وبلاگ روانشناسی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
سایت حقوقی راه مقصود
وکیل ملت
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
قسطاس
وبلاگ روزبه افضلی
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
یاداشت های یک زندانبان
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
سینما، قانون و عدالت
تعيين بهای خواسته چگونه (است) و وظيفه کيست؟
لزوم يا عدم لزوم تسليم اصل وكالتنامه وكيل دادگستري به دادگاه
اجتهاد در مقابل نص (نقد یک رویه - اخذ هزینه دادرسیِ بیش از میزان قانونی )
فلسفۀ وکالت
شرط الحاقی انتقال تعهد بدون رضایت متعهد له
شگفتی دیدار (داستان واقعی)
شعری به لهجۀ شیرین مشهدی در باره حقوق زنان
نقد دو رای وحدت رویه هيئت عمومي دیوان عالی کشور (حقوق خانواده )
سیف فرغانی: عارف، ناصح و منتقد
قوانين و رویه های شش ماه نخست سال 1390 خورشيدي
بایسته ها ی تفسیر قوانین مرتبط با هزینه دادرسی
نشتری به زخم کهنه
قاعده دارا شدن غیر عادلانه در حقوق ایران و کامن لا
نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است
نقش وکلا در تحقق عدالت
انتشار دومین شماره فصلنامه "وکیل مدافع"
بانوی عشق (شعری برای نسرین ستوده)
بهره زنان از زندگی مشترک؛ هیچ (نگاهی به حقوق زنان پس از طلاق)
قطارِبايد (شعری منتشر نشده از رضا افضلی)
ترانه ای در ستایش دوشنبه
تصویر طنز 32 – چند طرح از فیروزه مظفری
تجدید نظر یا تائیدنظر
آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)
دو شعر از هوشنگ گلشیری و ضیاء موحد
بررسی یک حق عینی (حق اولویت در ایجار و اذن احداث و تملک اعیان در زمین های وقفی)
بی ناموسی چینی ها ( سفرنامه طنز)
سراندیب و ناقوس ( دوشعر تازه از تقی خاوری)
خبر: واكنش به اظهارات عبدالرضا مومنی

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت