تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

نظری به نامه سرگشاده استاد محقق داماد به آیت الله شاهرودی

نظری به نامه سرگشاده استاد محقق داماد به آیت الله شاهرودی

 

مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و و فرعها فی السماء (سوره ابراهیم – آیه 30)

سخن و گفته ی پاکیزه به درخت زیبایی ماند که تنه آن برقرار باشد و شاخ و ستاگ آن به آسمان برشود.

 

به جای مقدمه :

بنده چند بار قلم بدست گرفته ام تا دغدغه ها و انتظارات خود را به عنوان عضوی کوچک از خانواده حقوقدان کشور از وقایع جاری و کوتاهی دستگاه عدالت  را در این باره و در قالب نفثة المصدور و بث الشکوی به آیت ا... شاهرودی بنویسم،  برغم تحریر سطوری چند، معذالک هربار بنا به دلایلی از قبیل : تغلیب بار عاطفی نامه ناشی از وضعیت نابسامان روحی و خود سانسوری ناشی از جو حاکم پلیسی وامنیتی حاکم بر کشور و ... این کار به وقتی بعد موکول نمود، دلمشغولی های توام با بغض شدید دراین چند روز ونیاز به نوشتن،  بنده را آزار می داد تا اینکه نامه سرگشاده استاد محقق دادماد را در رسانه ها دیدم، با خواندن آن تو گویی حرف ها از دل اینجانب برخاسته و از دهان من زده و به انگشتان من نگاشته شده است.

مسعود سعد سلمان در قصیده ای به مطلع زیر و با تفاخر گوید:

به نظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست

مرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست

لیکن همو به اینجا می رسد که:

بدین قصیــــده که گفتم مــن اقتـــــدا کــردم      بــه اوستــــاد لبیبـــــی کــــه سیدالشعــــراست

بر آن طریق بنا کردم این قصیده که گفت:     " سخن که نظم دهند آن درست باشد و راست"

سخن منقول لبیبی،  مثل سائره شده است و و اگر بهار در مطلع قصیدۀ مدیحه فردوسی می گوید:

سخن بزرگ شود چون درست باشد و راست     کس ار بزرگ شد ازگفته بزرگ رواست

مفهوم کلام خود را از استاد لبیبی (ق. 4 و5) وام ستانده است.*

واقعیت این است که استاد محقق داماد، در زمانه ما از نادره مردان عالم حقوق، فقه، اصول وفلسفه است و به تعبیری سیّد ما حقوقدانان است و بزرگی است که سخن وی نیز به تبع حال سخنگو، بزرگ می باشد یعنی قال نیست، درست و راست است.  هرچند چاشنی قرائت نامه استاد،  سرشک بود، لیکن نمی دانم چرا این همه، موجب آرام شدن اینجانب گردید، درست مانند سکینه خاطری که در خلوت پس از نیایش و ندبه نصیب آدم می شود. او با کاروان حلّه خود از سیستان اهل دل بدین سوی آمد و با خود حلّه ای آورده است که که از جان بافته و با دل تنیده شده است، و یشم ترکیب آن سخن و نگار گر نقش آن زبان است و هر تار او به رنج از ضمیر بر آمده و هر پود آن به جهد از روان جدا شده است و بر خلاف نظر ساده دلان  و بد خواهان:

بنوشتـــه زود و تعبیـــــه کــرده زبان حــال

واندیشه را به نــــاز بر او کـــرده پاسبــــان

این حلـــه نیســـــت بافته از جنــــس حله ها

این را تو از قیــــاس دگـــر حلــــه ها مـدان

این را زبان نهاد و خرد رشت و عقل بافت

نقاش بود دســت و ضمیـــر اندر آن میان (فرخی سیستانی)

اینجانب افتخار شاگردی این مرد بزرگ وسترگ را در سه از هفت ترم تحصیلی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران دارم، دروس پیچیده مدنی 9 (ارث و وصیت) و متون و قواعد فقه را از او فرا گرفتم و همچون بسیاری از دانش آموختگان حقوق،  تعلیم را به صدقه از محضرش طلب کرده، و داروی شفا بخش تربیت را برای روح از دستش ستانده ام. بسیاری از قضات و وکلای دادگستری و جامعه حقوقی کشور از این نظر وام دار دانش و تقوای اویند.

من که به تعلیم میــــــان بستـه ام              از غرض سود و زیان رسته ام

کوششم از روی خردمندی است              خاص پی فضل خداونـدی است

کــی به جزای دگـــــر آلایمـــش              وز غــرض آلودگــی افــزایمش  (جامی)

اینک در پی، ابتدا زندگی نامه کوتاهی از استاد آورده می شود و سپس، نفثة المصدور و بث الشکوی وی را  می خوانیم، که به قول آن فیلسوف یونانی  تنها از زبان بر نیامده که از گوش تجاوز کند بلکه چون از دل برخواسته، لاجرم در دل می نشیند:

سخن کان از سر دردی برآید      کسی کان بشنود مردی برآید(اسرارنامه)

                            **************

در باره استاد سيد مصطفي‌ محقق‌ داماد

 دكتر سيد مصطفي‌ محقق‌ داماد (احمد آبادي‌)، فرزند آيت‌ الله سيد محمد داماد، در 1324 شمسي‌ در شهر قم‌ به‌ دنيا آمد، وي‌ علوم‌ ديني‌ را نزد استادان‌ بزرگ‌ حوزه‌ي‌ علميه‌ي‌ قم‌ فرا گرفت‌ و علاوه‌ بر آن‌ در دانشگاه‌ تهران‌ به‌ تحصيل‌ حقوق‌ و فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ پرداخت‌ و به‌ اخذ درجه‌ي‌ فوق‌ ليسانس‌ در هر دو رشته‌ نائل‌ گرديد. وی مطالعه‌ و تحصيل‌ در رشته‌ي‌ حقوق‌ را پي‌ گرفت‌ و از دانشگاه‌ لوون‌ بروكسل‌ درجه‌ي‌ دكترا دريافت‌ كرد.
ایشان پس‌ از استقرار نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ در سمتهاي‌ گوناگون‌ اجرائي‌، قضايي‌ و فرهنگي‌ انجام‌ وظيفه‌ كرده‌ است‌، از جمله‌ مدتها رياست‌ سازمان‌ بازرسي‌ كل‌ كشور را عهده‌دار بود و اينك‌ به‌ عنوان‌ استاد و رئيس‌ گروه‌ حقوق‌ دانشگاه‌، رئيس‌ گروه‌ علوم‌ و معارف‌ اسلامي‌ فرهنگستان‌ علوم‌ ايران‌، رياست‌ گروه‌ حقوق‌ سازمان‌ مطالعه‌ و تدوين‌ كتابهاي‌ علوم‌ انساني‌ دانشگاهها، عضو هيئت‌ داوران‌ خبرگان‌ بدون‌ مدرك‌، عضو شوراي‌ علمي‌ مركز دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامي‌، سردبير فصلنامه‌ي‌ فرهنگستان‌ علوم‌ و... به‌ خدمات‌ علمي‌ و فرهنگي‌ ادامه‌ مي‌دهد.
از ويژگيهاي‌ ايشان‌، علاوه‌ بر بهره‌گيري‌ از دو نظام‌ آموزشي‌ حوزه‌ و دانشگاه‌، تسلط‌ به‌ زبانهاي‌ عربي‌، انگليسي‌ و فارسي‌ و آشنايي‌ با زبان‌ فرانسه‌ است‌.
استاد با اين‌ پيشينه‌ و استعداد، در عرصه‌ي‌ پژوهش‌ و نگارش‌ نيز به‌ توفيقاتي‌ دست‌ يافته‌ و آثار مفيدي‌ را به‌ جامعه‌ علمي‌ عرضه‌ كرده‌ است‌ كه‌ اهم‌ آنها به‌ اين‌ قرار است‌:
1 -  دوره‌ي‌ اصول‌ فقه‌ در سه‌ جلد به‌ زبان‌ فارسي‌،
2 - قواعد در دو جلد به‌ زبان‌ فارسي‌،
3 -  حقوق‌ خانواده‌ در يك‌ جلد به‌ زبان‌ فارسي‌،
4 -  تحليل‌ فقهي‌ وصيت‌ در يك‌ جلد به‌ زبان‌ فارسي‌،
5 -  تحليل‌ فقهي‌ اخذ به‌ شفعه‌ در يك‌ جلد به‌ زبان‌ فارسي‌،
6 - تحليل‌ فقهي‌ احتكار در يك‌ جلد به‌ زبان‌ فارسي‌،
7 - - مطالعات‌ تطبيقي‌ در فلسفه‌ اسلامي‌، ترجمه‌ي‌ از انگليسي‌ به‌ فارسي‌ در يك‌ جلد،
8 -  حقوق‌ بين‌المللي‌ عمومي‌ اسلامي‌، ترجمه‌ از انگليسي‌ به‌ فارسي‌ در دو جلد،
9 - سير فلسفه‌ در جهان‌ اسلام‌، ترجمه‌ي‌ از انگليسي‌ به‌ فارسي‌ در يك‌ جلد،
علاوه‌ بر اينها بيش‌ از 30 مقاله‌ در رشته‌هاي‌ فلسفه‌، دين‌ و حقوق‌ نوشته‌ است‌، از جمله‌:
1 -  مفهوم‌ اسلامي‌ حقوق‌ بشر دوستانه‌ به‌ زبان‌ فارسي‌،
2 - رعايت‌ قوانين‌ انسان‌ دوستانه‌ به‌ زبان‌ فارسي‌،
3 - حقوق‌ بشر از ديدگاه‌ علي‌ (ع‌) به‌ زبان‌ فارسي‌،
4 -  اسلام‌ و دعوت‌ اديان‌ به‌ رعايت‌ حق‌ و كرامت‌ (به‌ زبان‌ فارسي‌)،
5 -  مقاله‌ي‌ "Religious Minorities in the Islamic Republic of Iran" به‌ زبان‌ انگليسي‌،
6 - مقاله‌ي‌ "Religious Tolerance and Universal Brotherhood in Islam" به‌ زبان‌ انگليسي‌،

                           **************

متن کامل نامه ایشان :

حضرت آیت الله جناب آقای‌هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضائیه ‏
با سلام وتحیات
به خاطر دارم نیمه اردیبهشت 1358 برای زیارت عتبات عالیات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهید آیت الله سید محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه یکی از دوستان مشترکمان به محل اقامت اینجانب تشریف فرما شدند و زیارت ایشان نصیبم شد. چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی که هرگز از خاطرم نمی‌رود. ایشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسی صدر، و یادداشت‌های درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم‎ «آیت الله سید محمد محقق داماد» و نظریات جدید مطروحه در این مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضی مطهری که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به میان آمد. آنگاه ایشان خطاب به اینجانب فرمودند «این روزها آقای سید محمود هاشمی که گویی فرزند من است برای حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نوید دادند که ایشان می‌تواند صدیق همفکر گرانبهایی برای شما باشند». من که نادیده خریدار شده بودم نخستین بار که جنابعالی را در قم زیارت کردم، درست همان یافتم که فرموده بودند. اینک به حکم ولایت دوستی، و با استفاده از حقوق شهروندی، مایلم که بی پرده سطور زیر را به عرض برسانم:‏
حضرت آیت الله
به عقیده اینجانب بالاترین و بزرگترین ره آورد تحولات قرن حاضر برای بشریت معاصر قواعد جزای عمومی و آئین دادرسی کیفری است. این گفته حقوقدانان جهانی به هیچوجه گزاف نیست که ارزیابی نظام قضایی و حقوقی یک جامعه بر محور قواعد جزای عمومی و آئین دادرسی کیفری و اجرای آن در جامعه دور میزند و برهمین محور باید سنجیده شود.‏
‏به موجب این گونه اصول قانونی است که اشخاص می‌دانند چه عملی جرم است تا اگر مرتکب شوند مجازات می‌شوند و اگر اجتناب کنند با خیال راحت می‌توانند در کنار خانواده با آرامش به زندگی ادامه دهند و کسی به آنان کاری ندارد؟ و در فرض ارتکاب به چه مجازاتی مجازات می‌شوند و چگونه و با چه آداب و موازینی مجازات بر آنها اجرا می‌گردد؟ و اگر متهم شدند از چه حقوقی برخوردارند و چگونه دردوران اتهام با آنان برخورد می‌شود و چگونه آنان می‌توانند دفاع کنند؟
معتقدم این نظام نامه‌ها هرچند نگارش و تنظیم آن در قرن حاضر انجام گرفته، ولی مبانی و اصول آن چنان عقلانی است که نمی‌تواند با تعلیمات راقیه اسلام متکی بر اجتهاد مفتوح شیعی منطبق نباشد. و لذا در دوران سابق مورد تایید فقیهان بزرگ زمان خویش نظیر آیت الله نائینی و آیت الله مدرس اعلی‌الله مقامهم و خوشبختانه پس از انقلاب اسلامی مورد تایید مراجع رسمی قرار گرفته است.
معتقدم که محور اصلی خواسته ملت ایران در انقلاب مشروطیت تحت عنوان تشکیل عدالت خانه در واقع تقنین همین اصول و موازین بوده و در انقلاب اسلامی هم، ما شاهد بودیم که یکی از انگیزه‌های خیزش مردمی نقض همین اصول در بیدادگاههای اختصاصی بود.
جناب آقای‌هاشمی شاهرودی‏
‏ تحمل بفرمائید که به صراحت به حضورتان عرض کنم که درزمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، این رکن اساسی امنیت اجتماعی نه تنها متزلزل بلکه در ملاء‌عام ویران شد، و این بهای کمی نبود که ملت ایران پرداخت کرد. ‏
‏توجیه شرعی نقض قواعد عمومی جزا و اصول محاکمات توسط برخی از دوستان، که فقاهت آنان را اگر بپذیرم درایت و آگاهی آنان را هرگز نخواهم پذیرفت، هرچند ممکن است ارائه و برآن اصرار شود. ولی شما مرا می‌شناسید که فرزند فقاهتم، و دیرینه این درگاهم، فقیهان واقعی را از فقهیان رسانه‌ای بخوبی تشخیص می‌دهم. با شناختی که اینجانب از جنابعالی دارم، شما از آن دسته فقیهان نیستید، و امکان ندارد که از نظر فکری بتوانید با آنانی همراه شوید که توجیه گر شرعی اینگونه نقض قوانینند.
سخنرانی شما در سال 1373 در محل کار اینجانب فرهنگستان علوم پیرامون محدوده تمسک به مصلحت ثبت و ضبط است و بعید می‌دانم که در تقلب احوال تغییر نظری برایتان حاصل شده باشد.
چند روز پیش در جلسه‌ای با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالای نظام سخن از اخبار وقایع اسفبارِ روز و ستمی که بر مردم رفته است، در میان بود. اخباری که به‌طور مستفیض و بلکه متواتر اجمالی ثبوت آن مسلم و انکار آن غیر ممکن بود (باز هم خدا کند دروغ باشد). ناگهان یکی از ذوات محترم سکوت را شکست و با نگاهی عاقل اندر سفیه رو بمن کرد و با پوزخندی معنی‌دار گفت این اعمال که توجیه شرعی دارد!!! خدا می‌داند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بیقرار و ناآرامم. یاد جمله حضرت مولا(ع) افتادم که فرموده است:
و لوکان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان عندی ملوما بل کان عندی جدیرا.(نهج البلاغه)
مورخین آورده‌اند که وقتی حجاج بن یوسف ثقفی بدستور عبدالملک مروان خلیفه اموی، برای ایجاد خفقان و اسکات معترضین، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقیما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالای منبر رفت و اعلام داشت «هان‌ای مردم! نه به کودکانتان رحم می‌کنم ونه به پیرانتان!. بیگناهتان را به جای گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحویل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه این‌هااز اختیارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عین شرع است!!!»
تفکر فوق دقیقا همان بافته و تافته تفقه مبتنی بر کلام اشعری است که نتیجه‌اش در کتاب المستظهری غزالی به خوبی مشهود می‌گردد.
اگر خدای ناکرده قواعد عمومی جزا و اصول محاکمات رعایت نشود و یا نقض قوانین با توجیهات ضداخلاق انسانی موجه گردد، زندگی به همین شرایط تلخ (العیاذ بالله) باز می‌گردد که مرگ بهتر ازآن زندگی است.
ما که به پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و اجتهاد مفتوح مبتنی بر کلام عدلیه مبتهج و بر آن مفتخر و شاکر این نعمت بزرگ هستیم، هرگز مجاز نیستیم که در تشخیص حسن عدالت و قبح ستمگری که مردم خردمند ملتمان خودشان به بداهت درک می‌کنند قیمومت شرعی نمائیم و تفکر آنان را تعطیل کنیم.
حضرت آیت الله
حضرتعالی خدمات شگرفی در دستگاه قضایی البته که انجام داده‌اید که انکار آن ناسپاسی است، ولی با کمال تأسف وقایعی در دوران ریاستتان به خصوص در روزهای اخیر رخداد که ملت ایران طعم تلخش را هیچگاه از یاد نخواهد برد. وقایعی که چه به دست کارگزاران قوه مجریه انجام یافته باشد و چه بدست ظابطین قضایی و چه بدست دارندگان پایه قضایی همه و همه مسئولش قوه قضائیه‌ای است که شما مسئولیتش را به عهده داشتید.
حضرت آیت الله!
مطمئن باشید شما در راس قوه‌ای قرار داشتید که علیرغم همه ویرانی‌ها و خرابی‌ها به دلیل طبع کار و ساختار باقیمانده از پیش هنوز هم قضات شجاع، متشخص، پاکدامن و دارای وثاقت قضایی وجود دارند.
شما می‌توانستید با حمایت از استقلال قضایی بسیاری از مشکلاتی که ساعت‌ها وقت قوه مقننه را می‌گرفت و از کارهای مهمتر باز می‌داشت به آسانی حل کنید، که نکردید.
شما در حوادث اخیر می‌توانستید آمرین قانونی در هر پست و مقامی که هستند و مامورین متخلف از موازین اخلاقی را به دست قضات شریف آگاه به قوانین محاکمه کنید که لااقل تا امروز که واپسین روزهای ریاستتان است، نکرده‌اید.
شگفتا! کار قوه قضائیه به جایی رسیده که از یکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصیه به بی‌رحمی شوند و حدیث شریف لا دین لمن لا رحم له را فراموش کنند و یا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوی دیگر توسط ریاست قوه مجریه به رعایت رافت اسلامی و کرامت انسانی مورد خطاب قرار گیرند. البته بسیار خوب سفارشی بود که ایشان فرمودند -شکرالله سعیهم- ولی آیا بهتر نبود که رئیس‌جمهور دولت نهم به جای چنین خطاب بشر دوستانه به جنابعالی یا لا اقل در جنب آن، عتاب قانونی به وزیر کشورشان می‌کردند و وی را تحویل دستگاه عدالت می‌دادند؟ وزیری که تحت مسئولیت وی چنین وقایع شرم‌آوری اتفاق افتاده است مگر می‌تواند مسئول نباشد؟ آیا این نتیجه تاخیر حضرتعالی در اقدام قضایی نیست؟
به موجب قوانین مدون مملکتی کلیه زندان‌های کشور زیر نظر قوه قضائیه اداره می‌شود، و مسئولیتش با این قوه می‌باشد. آیا بهتر نبود که قبل از صدور فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر تعطیل «زندان کهریزک»، شما خودتان دستور بازرسی صادر می‌فرمودید و چنانچه آنرا فاقد معیارهای لازم می‌دیدید مبادرت به تعطیل آن می‌کردید؟ شما آنقدر تاخیر فرمودید تا این مدخل در دائرة المعارف‌های جهانی بنام حکومت دینی ایران در کنار مدخل‌های زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب در زمان معاصر با کمال تأسف وارد شد.
از منبع موثقی شنیدم که یکی از مراجع تقلید معاصر که از راه دور محاکمه‌ای که از سیمای ایران پخش می‌شد پیگیری می‌کردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل این محاکمات را که ننگی است برای قضای اسلامی!! از تلویزیون پخش نشود.
عزیزانی که با زندگی صاحب این قلم آشنایند می‌دانند که صراحت وی تازگی ندارد و سوابق اوراقی که تحت عنوان گزارش خطاب به شورای عالی قضایی وقت و یا صاحبان مناصب اجرایی نگاشته شده و در بایگانی سازمان بازرسی کل کشور علی القاعده موجود است، گواه و اثبات کننده این مدعاست. صاحبان مناصب اجرایی آن زمان که در عمل به گزارشات این ناصح مشفق و درخواست خالصانه وی مبنی بر اجرای صحیح قوانین را اهتمام نکردند و آن روز او را در پافشاری بر نهادینه کردن زندگی مدنی و تحت لوای قانون را یاری ننمودند، امروز گرفتار کمند نقض قوانین شده‌اند. و باز هم معتقدم نقض قانون به نفع هیچکس نخواهد بود هرچه در آن تاخیر شود ظلم و ستم به همه می‌باشد.
از اینکه سخن به درازا کشید عذر می‌خواهم. آنچه عرض شد دراین روزهای آخرین مسئولیت حضرتعالی هر چند نوشداروی پس از مرگ سهراب است. ولی به هرحال این سطور شاید برای آیندگان مفید و برای شما نقطه افسوسی باشد که ای کاش در حوزه علمیه به کار تدریس و پژوهش ادامه داده بودید و هرگز به این ورطه خطیر پای نمی‌نهادید و به همان نقطه امید استاد شهید بزرگوارتان واصل می‌شدید.
عریضه را با بیتی از غزل خواجه شیراز به آخر می‌برم:
به قد و چهره هرآنکوکه ماه مجلس شد      جهـان بگیـرد اگر دادگستـری دانـد
                                               سید مصطفی محقق داماد   -    ۱۱ مرداد ۸۸‏

                           **************

منبع زندگی نامه : سایت مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

منبع : نامه سرگشاده:  روزنامه اطلاعات چهارشنبه 14 مرداد 1388 (قلم آنلاین)

تصویر برگرفته از سایت روزنوشت های یک روزنامه نگار 

* به نقل از اشعار معروف، دکتر سیّد ضیاء الدین سجادی.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در چهارشنبه 14 مرداد1388 ساعت | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

راهنمای تجاری تهران
دنیای سخت نشنیدنی هایمان
♥شعر و ترانه(همه چیستان)♥
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
وکالت آنلاین
وبلاگ رسمی مشاوره و روان شناسی
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
اس ام اس های روز
جوانان
Lilililililترفندستانlililililili
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
یک سر و هزار سودا
احقاق (مهدی پاشایی )
ایران داوری
اخبار و مقالات حقوقی (فریبا زارعی خالدآبادی)
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
گروه وکلای دادگستری کاسپین
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
وبلاگ روانشناسی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
سایت حقوقی راه مقصود
وکیل ملت
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
قسطاس
وبلاگ روزبه افضلی
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
یاداشت های یک زندانبان
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
اجتهاد در مقابل نص (نقد یک رویه - اخذ هزینه دادرسیِ بیش از میزان قانونی )
فلسفۀ وکالت
شرط الحاقی انتقال تعهد بدون رضایت متعهد له
شگفتی دیدار (داستان واقعی)
شعری به لهجۀ شیرین مشهدی در باره حقوق زنان
نقد دو رای وحدت رویه هيئت عمومي دیوان عالی کشور (حقوق خانواده )
سیف فرغانی: عارف، ناصح و منتقد
قوانين و رویه های شش ماه نخست سال 1390 خورشيدي
بایسته ها ی تفسیر قوانین مرتبط با هزینه دادرسی
نشتری به زخم کهنه
قاعده دارا شدن غیر عادلانه در حقوق ایران و کامن لا
نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است
نقش وکلا در تحقق عدالت
انتشار دومین شماره فصلنامه "وکیل مدافع"
بانوی عشق (شعری برای نسرین ستوده)
بهره زنان از زندگی مشترک؛ هیچ (نگاهی به حقوق زنان پس از طلاق)
قطارِبايد (شعری منتشر نشده از رضا افضلی)
ترانه ای در ستایش دوشنبه
تصویر طنز 32 – چند طرح از فیروزه مظفری
تجدید نظر یا تائیدنظر
آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)
دو شعر از هوشنگ گلشیری و ضیاء موحد
بررسی یک حق عینی (حق اولویت در ایجار و اذن احداث و تملک اعیان در زمین های وقفی)
بی ناموسی چینی ها ( سفرنامه طنز)
سراندیب و ناقوس ( دوشعر تازه از تقی خاوری)
خبر: واكنش به اظهارات عبدالرضا مومنی
لـَغَتِ شَقاق به صِفاقِ باجناق
دفاعیه برای سگان زبان بسته
در زندان چه می‌گذرد؟

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت