|
اندر حکایت میهمانی رفتن
(هجونامه ای علیه عادات میهمانی ایرانی)
نوشته ی محمد مهدی حسنی
بمانــــد هجا تــــا قیامت به جا
که شاعر چو رنجد بگوید هجا (فردوسی)
هر چند ما ایرانی ها، به میهمان نوازی مشهوریم و معتقدیم که "میهمان حبیب خداست" ، "میهمان خضاب خانه است" ، "میهمان برکت سفره است"، "میهمان دفع بلای خانه است". همچنین متون دینی ما را به گرامی داشتن میهمان تشویق می کند چنانکه پیامبر گرامی (ص) فرماید: "اَلضِّیف یَنْزُل بِرِزقِه و یَرْتَحِلُ بذُنُوبِ اَهْلِ البَیْت " (بحارالانوار ج 75، ص 461) یعنی: میهمان روزی خودش را می آورد. و گناهان اهل خانه را می برد. که ترجمه همین گفتار، خود دو مثل سایر فارسی شده است. و همچنین گستره ای از ادبیات حکمی ما در این باره است چنان که اسدی توسی می گوید:
بُوْد نـــام نیک و سرافراشتن زِ ناخوانده مهمان نکو داشتن
اما واقعیت این است خُلق میهمانی رفتن و میزبانی کردن ما ایرانیان نیز مانند بسیاری از عادات دیگرمان که چون آب از سرچشمه گِل است، پر ایراد و اشکال دار است در نوشته حاضر، ما با تمسک به امثال سایر و زبانزدها و فرهنگ عامه به ارزیابی و انتقاد از برخی رفتارهای مان در این باره می پردازیم:
برای خواندن بقیه یاداشت بر ادامه مطلب کلیک فرمایید
ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در جمعه 2 اردیبهشت1390 ساعت | لینک ثابت |
|