تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است


آزموده های حقوقی 5

نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است

در میان فقهیان و نیز دكترين حقوقي، نسبت به صحت یا بطلان و غیرنافذ بودن  فروش عين مرهونه نظريات گوناگونی وجود دارد و بالتبع همان تشتت و پراکندگی به  رويه قضايي نیز راه یافته است به تازگی از سوي يكي از شعب بدوي دادگاه هاي عمومي مشهد دادنامه اي صادر شده كه با توجه به مباني و منابع فقهي آمده در مدلول رأی، و انرژیی که مقام انشاکننده دادنامه در این باره صرف نموده،  شایان توجه و در خور تأمل است. بدون تردید مطالعه این دادنامه مي تواند آگاهی های ارزشمندی برای همکاران و نیز قضات به دنبال داشته باشد. اینک عین دادنامه مزبور تقدیم می گردد.

 برای خواندن دادنامه به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در چهارشنبه 30 آذر1390 ساعت | لینک ثابت |

آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)

 

         آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)

         نوشته ی محمد مهدی حسنی

در شریعت و قانون مدني ما طلاق، تاسیسی غیرقضایی بوده و حق طلاق مطلق العنان از آن مرد است و چنانچه زنی بخواهد متقابلاً این حق را داشته باشد، بايد راه های فرعی و صعب العبوری مانند گذاردن شروط ضمن عقد را برود.

قضایی کردن طلاق ولو به درخواست مرد، تصویب مقرراتی مانند ماده 1129 (ترك انفاق) و ماده ۱۱۳۰ قانون مدني در ۱۳۱۴ (تعیین مصادیقی برای زن که تحت شرايطي تقاضای طلاق کند) و سپس حذف مصادیق مزبور و آوردن حکم کلی عسر و حرج در تغییرات سال 61، و افزودن مصادیق عسر و حرج در تبصره الحاقی (ماده واحده الحاق يك تبصره) که قانون اخیر تا مجمع تشخیص مصلحت نظام نفس نفس طی طریق کرد و فی الواقع مانند بسیاری از قوانین دیگر نوعی برگشت به گذشته محسوب می شود. و ... همه راهکارهایی بوده که تاکنون قانونگذار ما بکار بسته و توانسته، مردانه بودن طلاق ایقاعی را ، جرح و تعدیل کند و برابری حقوق اجتماعی را تا حدی محقق نماید.

برای خواندن بقیه نوشته به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در یکشنبه 19 تیر1390 ساعت | لینک ثابت |

نمونه دادخواست ابطال دستور اجرا - آزموده های حقوقی 3

 

  نمونه دادخواست ابطال دستور اجرا

                           آزموده های حقوقی(3)

یادآوری: یکی از همکاران جوان گیلانی با ارسال مکرر ایمیل درخواست نموده تا نمونه دادخواست ابطال دستور اجرا و ابطال چک موضوع اجرائيه آن که مدیر عامل شرکت چک مزبور را با یک امضا از دو امضای مجاز صادر نموده ، آورده شود. چون دادخواست موردنظر در بایگانی دفتر اینجانب موجود بود، آن عیناً و با حذف نام های واقعی تقدیم ایشان و نیز سایر خوانندگان خوب "چه بگویم" می شود:

 

کلید واژه ها: حقوق تجارت، حقوق مدنی، حقوق ثبت، درخواست ابطال دستور اجرا ، درخواست  قرار توقيف عمليات اجرائي ، ماده 19 قانون صدور چک، کشیدن چک به عنوان نمایندگی، صدور چک شرکتی به صورت ناقص الامضاء (به وسیله یك از دو نماینده  قانونی)،  وظایف مدیر عامل شرکت برای انتشار آگهی تغییرات شرکت، ، اقدامات مدیر عامل پس از عزل، مسئولیت تضامنی شرکت  با اشخاص صادرکننده چک، اثر انتشار و آگاهی تغییرات نسبت به اشخاص ثالث، عمل حقوقی (معامله)  فضولى، قواعد شرعى، رابطه مدیران و شرکت، بطلان (باطل بودن) معامله ، اهلیت خاص معامله، فاقد صفت وكالت شدن، نحوه اداره شرکت، اختیارات اعضای هیات مدیره شرکت و مدیرعامل، موضوع تعدد وکیل، آثار حقوقى عمل وکیلی که  منفرداً  عمل کرده است، تجزیه عقد، در حكم بیع فضولى، معامله شریک غیر ماذون، قانون اصلاح بعضي از مواد قانون ثبت و قانون دفاتر رسمي مصوب 27 شهريور ماه 1322

 برای دیدن نمونه دادخواست بر ادامه مطلب در زیر کلیک فرمایید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در دوشنبه 12 اردیبهشت1390 ساعت | لینک ثابت |

درخواست تغییر نام افراد (نمونه دادخواست و لایحه تجدیدنظرخواهی)

 

 آزموده های حقوقی  (2)

نمونه دادخواست تجدیدنظرخواهی

                      (به طرفیت اداره ثبت احوال)

و

لایحه تجدیدنظرخواهی 

          (مشتمل بر دلایل و مستندات قانونی مبنی بر بلااشکال بودن درخواست تغییر نام افراد)

 


    نمونه دادخواست تجدیدنظرخواهی

تجدیدنظرخواه : خانم ..... فرزند ...... شغل .... مقیم ......................

تجدیدنظرخوانده: اداره ثبت احوال مشهد،  مقیم مشهد، بلوار فردوسي، بلوار خيام، جنب سازمان جهاد کشاورزي

تجدیدنظرخواسته: تجديدنظرخواهي از دادنامه شماره ................  – ...  /..../89 صادره از شعبه محترم .... دادگاه عمومي حقوقي مشهد.

دلایل و منضمات دادخواست: 1 – تصوير مصدق دادنامه معترض عنه  2 – لايحه مفصل تجديدنظرخواهي 3 –  نسخه ثاني دادخواست و ضمايم

شرح:   

رياست و مستشاران محترم و معزز شعبه     تجديد نظر استان خراسان رضوی

سلام عليکم ،  احتراماً معروض مي دارد در پرونده کلاسه .........../....  مطروحه درشعبه محترم ... دادگاه عمومي مشهد،  دادنامه فوق ،له طرف و عليه موکل صادر گردیده و در تاريخ .........  ابلاغ شده است . از آنجا که بنا به دلايل و مستندات احصاءشده، در لايحه تجديدنظرخواهي پيوست ، راي معترض عنه  بر خلاف مقررات قانوني مي باشد، لذا بادرنظر گرفتن جهات مذکور درشقوق ج و ﻫ ماده 348 قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب، به راي صادره، معترض و تجديد نظر خواه ، مي باشد .

عطف توجه به معروضات و بذل مداقه در محتويات پرونده و اجابت مستدعيات خود ، رسيدگي و مالاً  نقض دادنامه معترض عنه و  صدور حکم به الزام اداره تجديدنظرخوانده به تغيير نام اينجانب از ........ به .... ،  مورد استدعاست . 

                                                 با تجديد احترام  - محمد مهدی حسنی وکیل خانم ...........

 


لایحه تجدیدنظرخواهی :

                                                   به نام بهترین وکیلان

رياست و مستشاران محترم شعبه       دادگاه تجديد نظر استان خراسان رضوی

با سلام

احتراماً بدينوسيله ايرادات و اشکالات وارده بر دادنامه شماره ............  صادره از شعبه محترم .... دادگاه عمومي حقوقي مشهد به شرح زير به عرض مي رسد:

مقدمتاً معروض مي دارد، مطاوي پرونده از جمله استشهاد محلي پيوست آن، حاکي است، برغم اينکه در شناسنامه صادر شده،  موکل به نام ..... ناميده شده ام، مع ذالک از بدو تولد تاکنون، به نام ..... شناخته شده، صدايش زده اند و با همين نام اُخت و بزرگ شده است. و  متاسفانه وجود تناقض ميان نام واقعي و نام شناسنامه اي موکل ، همواره در طول دوران کودکي و تحصيلي و همچنين بزرگي اش، مشکلاتي عظيم،  فراروي او قرار داده است که گاه به واسطه آوردن نام اصلي در فرم ها، نام نويسي ها و اعلام حضورها ، ضررهاي غير قابل جبران بر ایشان وارد شده است. اينک که خود بالغ و عاقل شده، براي رفع کاستی و نقصان مذکور به اداره تجديدنظرخوانده مراجعه تا مشکل دايمي زندگي خود را حل کنم، برغم قبول معاذير موکل و موافقت با تغيير نام، آنان با برخورد حاکمانه اداري صرف و پيشنهاد نامي ديگر (....)، موجب شده تا دعوي حاضر رقم خورد.

استناد دادگاه محترم تالي، راي وحدت رويه شماره 2- 22/1/62 هيات محترم عمومي معزز ديوان عالي کشور و مواد 999 و 1287 قانون مدني و ماده 20 قانون ثبت احوال است در حاليکه بنا به دلايل و مستندات زير راي معترض عنه،  مغاير با موازين قانوني اصدار يافته است و تفسير رياست محترم دادگاه تالي از قانون،  نادرست بنظر می رسد و نمي تواند موکل را از حياتي ترين و پيش پاافتاده ترين حق طبيعي و مدني يعني : "ناميدن به اسم واقعي" محروم سازد.

دلايل و مستندات دادخواهي اصلي و تجديد نظر خواهي فعلي به شرح زير می باشد. بديهي است جزآنچه بعرض مي رسد،  جهات و دلايل ديگري نيز براي نقض وجود دارد، که مسلماً و بدون ترديد از ديدگان تيزبين، دقيق و موشکافانه و توجه متفرسانه و مصيبانه آن عالی جنابان مخفي نخواهد ماند .

1- بدون شک وجود دو اسم (ناميدن يک فرد به دو نام متفاوت)، امري غير متعارف، خلاف بناي عقلا و مشکل زاست و  تقاضاي حذف نام غير مشهور و تصحيح اوراق شناسايي به نام واقعي فرد،  درخواستي غير منطقي نيست و با انس فکري و منطق قضايي انطباق تام دارد.

2- ماده 1287 قانون مدني و ساير مواد مرتبط، قانون عام بوده و حکم کلي درباره اسناد رسمي دارند، ليکن بی شک حکم خاص حاکم بر شناسنامه و سند ولادت، حکم آمده  در ماده 999 قانون مزبور مي باشد.

درست است که درخواست مخدوش کردن سند رسمي جز به ادعاي جعل ميسور نيست، ليکن همانگونه که رويه قضايي نيز پذيرفته است، اين ادعا زماني قابل قبول است که مربوط به اعلام و يا موضوع احراز مامور رسمي باشد و لذا از اين حيث،  اثبات خلاف اظهاري که افراد به مامور ثبت احوال کرده اند،  نيازي به ادعاي جعل ندارد و با شهادت نيز قابل اثبات است (ر.ش. به قانون مدني در نظم حقوق کنوني، دکتر ناصر کاتوزيان، نشر دادگستر ، چاپ اول، تابستان 77 ص 611)

3 -  مدلول و ظاهر ماده 999 قانون مدني حاکي است که مقنن، سند ولادت را صرفاً در مورد تاريخ تولد، رسمي تلقي نموده است و اصولاً بر خلاف تغيير نام خانوادگي -  که در باره آن، محدوديت و ممنوعيت صريح در مادتين  97 و98 آئين نامه سجل احوال به چشم می خورد -، در مورد اصلاح نام کوچک اشخاص، که مستند به اعلام مراجعه کننده و نه مامور رسمي است،  در هيچ قانون لازم الاجرايي محدوديت و ممنوعيت صريح و مشابه وجود ندارد. چنانکه موضوع راي وحدت رويه استنادي و همچنين "ماده واحده قانون حفظ و اعتبار اسناد سجلي و جلوگيري از تزلزل آنها" در مورد تغيير تاريخ تولد اشخاص است و صدر و ذيل آنها دلالت بر منع تغيير نام ندارد.

4- نام ........ غير رايج و نامصطلح بوده و بيش از اينکه نام جلوه نمايد،  يادآور القاب موهوم در دوران خاقان بازي بوده و به دليل داشتن حروف و سيلاب فراوان سخت تلفظ مي شود و همين اقتضا باعث شده است تا مطابق مکاتبات پيوست پرونده،  اداره تجديد نظر خوانده،  با تغيير آن و حذف يک پاره اش موافقت کنند. منتها بر خلاف درخواست موکل و به ميل خود، یک جزء آن را پيشنهاد کرده اند درحاليکه:

اولاً – تغيير، تغييراست، چه نام واقعي موکل و يا نام پيشنهادي آنان جايگزين نام فعلي شود.   به هر حال اگر قرار باشد مندرجات سند رسمي ولادت موکل، مخدوش و به تبع آن تمامي مدارک ديگر وی تغيير يابد،  با اعمال نام پيشنهادي آنان هم، سند رسمي مزبور تغيير يافته و خداي نکرده  آسمان به زمين مي آيد؟!!

ثانياً – وقتي پذيرش اصل خواسته (تغيير يا اصلاح نام)، بنا به اعلام و اقرار مکتوب اداره تجديدنظرخوانده، لازم بوده وپذيرفته شده است. آنان بنا به کدام دليل و حجت قانوني، به جاي اجابت مستدعيه قانوني موکل - که متکي به دليل و شهادت شهود است - خود نام تازه و جعلي (ولو نزديک به نام قبلي اش) را گزينش و بر موکل تحميل مي نمايند.

و راستي اين اعلام مکتوب آنان که : " .... با تغيير نام شما از واژه ....... به ..... برابر نامه شماره .... موافقت نگرديده، لذا شما مي توانيد نام خود را به واژه ...  تغيير (دهيد) ..." ،  با کدام منطق و قاعده حقوقي پيوند مي خورد.

به ديگرسخن  وقتي اداره تجديدنظرخوانده، اصل موضوع و دگرگوني مندرجات سند رسمي ( تغيير نام مرکب کوچک به ساده) را پذيرفته است و فلسفه قانوني (اعتبار خاص دادن به سند رسمي) مورد نظر قانونگذار را مخدوش ساخته، چگونه به خود اجازه داده، سليقه شان را به موکل تحميل نمايند در حاليکه امر "ناميدن" در زمره وضعيت و احوال شخصي و هويت اشخاص بوده و علي الرسم آن بايد به ميل و اراده خود فرد تعيين شود و مهم تر از آن، نظم عمومي (ناميدن موکل به آن بيش از دو دهه) را مخدوش  سازند.

5- رويه قضايي نيز با نظر بالا موافق است چنانکه مدلول نظريه کمسيون قضايي دادگستري نيز (صرف نظر از تمايز اشتباه ميان دو گروه شناسنامه صادره در پيش از انقلاب اسلامي و پس از آن) نظريه اکثريت قضات محترم  نشست قضايي دادگستري نجف آباد، در مرداد ماه سال 81 را،  مبني بر اينکه "اگر تغيير نام از ناحيه خواهان مستدل و موجه باشد،  پذيرش دعوي و صدور حکم بلااشکال است" پذيرفته است: " مطابق ماده 20 قانون ثبت احوال انتخاب نام با اعلام کننده است (اظهار کننده واقعه ولادت) براي نامگذاري، يک نام ساده يا مرکب (حسين، محمد مهدي و مانند آن) که عرفاً يک نام محسوب مي شود انتخاب خواهد شد و به موجب تبصره هاي (1 و 2 ذيل ماده) قانون مزبور انتخاب نام هايي که موجب هتک حيثيت مقدمات اسلامي مي شود و همچنين انتخاب عناوين و القاب و نام هاي زننده و مستهجن يا نامتناسب با جنس ممنوع است و تشخيص نام هاي ممنوع با شوراي عالي ثبت احوال مي باشد و اين شورا نمونه هاي آن را تعيين و به سازمان اعلام مي کند و مالاً سازمان ثبت احوال کشور هم مراتب را به ادارات ثبت احوال بخشنامه مي کند؛ از طرفي وفق قسمت اخير بند"4" ماده 3 قانون ثبت احوال تغيير نام هاي ممنوع در عهده صلاحيت هيات حل اختلاف موضوع ماده 3 قانون ثبت احوال است. بنابراين، در صورتي که شخصي به اعتبار اين که نام او در عداد نام هاي ممنوعه (موضوع تبصره 1 ماده 20 قانون) است تغيير نام خود را درخواست کند رسيدگي و اظهار نظر در اين مورد ابتداء در صلاحيت هيات حل اختلاف ثبت احوال است. در صورتي که نام فعلي شخص از نام هاي ممنوعه نباشد و به ميل انگيزه درخواست تغيير نام خود را بنمايد، رسيدگي به اين ادعا در حيطه صلاحيت دادگاه عمومي است(مجموعه نشست هاي قضايي، مسايل قانون مدني، معاونت قوه قضائيه، چاپ اول 1387 - ص 313).

6- همچنين در جاي ديگر (نشست قضايي قم) کمسيون مزبور در پاسخ به اين سوال که: " آيا با توجه به ماده واحده قانون حفظ و اعتبار اسناد سجلي و جلوگيري از تزلزل آنها، حکم به تغيير نام اشخاص منع قانوني دارد؟" ، نظر اقليت را پذيرفته و چنين اظهارنظر نموده است: " با توجه به اينکه تغيير نام منع قانوني ندارد و ماده 995 قانون مدني تغيير مفاد اسناد سجلي را مجاز دانسته است و اين که راي وحدت رويه شماره 2 ديوان عالي کشور و ماده 4 قانون ثبت احوال رسيدگي به کليه دعاوي غير از آن چه در ماده 4 ذکر شده است را در صلاحيت محاکم قرار داده است و اينکه داشتن نام نيکو حق هر فرد است، دادگاه مي تواند مبادرت به صدور راي بر تغيير نام افراد کند. " (همان منبع – ص 317).

با عرض مراتب، و با انتظار به عدالت خواهي و دقت نظر و بصارت آن قضات عادل، عطف توجه به معروضات و بذل مداقه در محتويات پرونده و اجابت مستدعيات خود ، رسيدگي و مالا"  نقض دادنامه معترض عنه و  صدور حکم بر الزام اداره تجديدنظرخوانده به تغيير نام موکل از ...... به .... ،  مورد استدعاست .     

                                                  با تجديد احترام - محمد مهدی حسنی وکیل خانم ...........


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در پنجشنبه 8 مهر1389 ساعت | لینک ثابت |

آزموده های حقوقی (بخش تازه)

 

           آزموده های حقوقی(بخش تازه)

  (مشتمل بر نمونه لوایح و دادخواست و درخواست های قضایی)  

                 

طرح بحث (فلسفه وجودی بخش جدید وب سایت)

 

 اَلتجارب علم المستفاد (حضرت علی ع)

                                                                                                             کُوْن بی تجربت، فساد بوَد

                                                                                                            تجــربت، عقل مُستفاد بود  (سنایی)

می خواهیم از این به بعد،  بخشی تازه را زیر عنوان "آزموده های حقوقی" در "چه بگویم" بازگشایم.  دفتر و جُنگی،  که در آن نمونه آراء، لوایح، دادخواست ها و درخواست های قضایی در موضوعات مختلف و متنوع  بیاید.   به دیگر سخن در این بخش، پاره هایی از پرونده های قضایی موجود در بایگانی دفتر خود را به خوانندگان فهیم عرضه می نمایم.

بخش عمده این آزموده ها، فرآورده ی تلاش و علم افشانی درگذشتگان اعم از اصحاب وکالت و قضاوت است. آموخته هایی از اسلاف،  که در محضرشان حضوراٌ خوشه چینی و همان ها را نصب العین قرار داده ام  و یا مکتوب بوده، آنها را خوانده و فرا گرفته ام و بخش کمی از آن را خود و در نزدیک به 2۶ سال خدمت وکالت و کار نمایندگی قضایی دولت به دست آورده ام.

بهانه بنا گذاری این بخش و نوشتن این پست،  امیل ارسالی یکی از همکاران جوان است، که قسمت هایی از آن به شرح زیر است:

" ....  بنده سوالی از شما در مورد دلایل دادخواست "تغییر نام"  علیه ثبت احوال داشتم اما جنابعالی بنده را حواله به پرسش و پاسخ سابق خود نمودید که تنها ناظر به جوابی منفی و خلاصه بود. اجازه بدهید رو راست  خدمتتان عرض کنم حقیر در ابتدای کار وکالتم و رسالت امثال جناب عالی این است که....  قبول زحمت فرمایید.از حضور شما خواهش می کنم اگر در میان پرونده های شما نمونه تجدید نظر خواهی است  که طی آن .....  مستند دادگاه بدوی برای رّد تقاضا خواهانی که دارای نام مرکب بوده و .... را عیناً انتشار دهید تا به لحاظ حرفه ای هم با شیوه نگارش حقوقی آن دوست و ....  گرامی آشنا شوم و هم امثال بنده از دلایل مزبور استفاده کنیم. ....  باور بفرمائید این درخواست را برای رونویسی و استفاده بی زحمت از کار شما انجام نداده ام. برای اینکه حرفم را ثابت کنم لایحه تهیه شده به وسیله خودم را خدمتتان ارسال می کنم و همان را تحویل داده ام. ولی  انتشاراین گونه لوایح نفع بیشتری برای همکاران و حتی برای قضات دادگستری دارد. .....  زیاده عرضی ندارم .  با تشکر س. الف. "

اینجانب با اجابت درخواست همکار محترم، در پست بعدی نمونه ای از لایحه تجدید نظر خواهی از سوی موکلی را که خواهان تغییر نام بوده و درخواستش به موجب رای دادگاه بدوی مردود اعلام شده است، انتشار می دهد. بدیهی است، چون قرار است این کار تدوام یابد، ذکر توضیحاتی چند را برای شروع گذاردن این پست ها ضروری می داند:

نخست – اینکه  خوانندگان محترم توجه خواهند داشت که انتشار چنین پست هایی بیشتر جنبه کاربردی دارد تا نظری. زیرا به جای تحلیل همه جانبه و بی طرفانه یک موضوع حقوقی و نتیجه گیری دقیق علمی، بجا و شایسته، نویسنده (وکیل)  تنها از یک بعد به قضیه نگاه می کند و آن توجه به استدلال ها و استناداتی است که در جهت رعایت مصلحت و غبطه موکل و جایگاه او در پرونده جریانی، تبیین می شود.  

دوم -  ممکن است  در طول زمان، در باره موضوعی واحد، دو پست جداگانه بیاید، که با یکدیگر و در مدلول متضاد است. چنانکه فرض بفرمایید در باره موضوع همین پست،  در موقعیت دیگر  طرف  همکار محترم (خوانده) که در اینجا نماینده قضایی اداره ثبت و احوال است، درخواست مشابه داشته باشد. بنابراین چه بسا استدلالات پست بعدی باز هم یکطرفه و ناقض مطالب پست فعلی باشد.

شاید برخی دوستان که با وکالت حرفه ای نا آشنایند خرده گیرند که مگر ممکن است یک نفر امروز حرفی زند و فردا در پرونده دیگری خلاف آن استدلال کند آیا این نوعی نفاق، ثبات نداشتن نظر و رای و .... نیست؟ در پاسخ عرض می کنم: همانطور که  می دانید حق دارای دو جنبه ثبوتی و اثباتی است. آنچه موجب اقناع وجدانی وکیل برای پذیرش موکل محق و نیل به طریق راستین وکالت و عمل به سوگند وکالتی است همانا احراز حقانیت موکل در جنبه ثبوتی است. و تنها در جنبه اثباتی دعوی است که هنر و فنّ وکالت، خود نمایی می کند. وجود شیوه های گوناگون برای دفاع و هجوم در یک دعوی و انتخاب طریق اصلح،  چشم پوشی های به موقع از برخی متفرعات دعوی و حتی تجاهل العارفین  در برخی موقعیت ها و ... نمونه هایی از این دست است .

بنابراین با فرض حقانیت موکل در جنبه ثبوتی، تدارک دفاع و هجوم،  و انتخاب نوع رفتار(گزینش استراتژی و تاکیتیک حساب شده در دعوی)  برای اثبات حق موکل، مهمترین دلیل حضور وکیل در پرونده است. بنابراین اگر در دو موضع واحد،  دو استدلال متناقض دیده می شود این نیز در راستای حق خواهی و نیل به عدالت است و این تناقض ظاهری فی حد ذاته،  فاقد اشکال و ایراد جدی است.

اینجانب بارها شاهد پرونده هایی بوده که برغم حقانیت موکل در مرحله ثبوتی صرفاً به خاطر دفاع یا هجوم بد وکیل – که به نوبه خود ناشی از کمی تجربه وکالتی بوده، محکوم شده و به علت حاکمیت اعتبار امر مختومه بها، طریق ثانوی دیگری برای احقاق حق موکل وجود نداشته است.

سوم –  موضوع مهم دیگر تمرین وکلای دادگستری برای خوب نوشتن است. به هر حال ادبیات حقوقی، ویژگی های خود را دارد. وکیل دادگستری بایستی آداب و فنون نوشتن و سخن گفتن (بلاغت و سایر علوم مشابه و مورد نیاز ازقبیل منطق و اصول) را بداند.

تسلط وکیل به قوانین و دانستن حکم یک موضوع، حجت را بر وی تمام نمی کند، او بایستی منظور خود را به لسان ادبی و حقوقی و به نحو ایجاز بیان کند، کلام وکیل بایستی از ابتذال و شیوه گفتار عامیانه و سخنان سخیف دور ماند.  کاربرد واژه ها در ماوضع له و بر اساس عرف حقوقدانان و فقهیان و نه اشخاص عامی، سخن گفتن به طریق ادیبانه و استفاده بموقع از حدیث و  امثالِ سایر و حتی بهره بردن از شعر و کلمات قصار که گفتار وکیل را نمکین و تاثیرگذار می کند و .....  نمونه هایی از این دست است

چنانکه حتی در  شیوه احترام آمیز وکیل و بهره گیری از کلمات محترمانه او خطاب به قضات بدوی و تجدید نظر و دیوان عالی کشور بایستی تفاوت آشکار دیده شود و این تمایز و رعایت حد قد و قواره مخاطب، به وضوح در ادبیات حقوقی وکیلان قدیمی به چشم می خورد.

به هر حال، بدون اینکه این جانب  ادعایی داشته باشد، بنا به آنچه آمد، انتشار این پست ها، می تواند سرمشق نوشتن وکیلان جوان و موجب تذکر اصلاح آمیز پیران باشد.  و در عین حال صرف نظر از کاستی پیش گفته؛  می تواند خود حاوی سلسله مباحثی از حقوق باشد که ارزش خواندن، تمرین، مباحثه و تذکر دادن را داشته باشد.

امید دارم انتشار این بخش از وب سایت مورد توجه مخاطبان گرامی قرار گیرد. موارد درخواستی خود را به اطلاع برسانند  و اگر تذکر یا انتقادی داشتند، دور از جانشان،  کاهلی یا کوتاهی یشان موجب محرومیت راقم از یاد گرفتن نباشد. انشالله تعالی


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در پنجشنبه 8 مهر1389 ساعت | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

...یه حرفایی همیشه هست
~~ گنجــــــینه...ویژه ی بازنشستگان خوزستان ~~
صبر زرد و جیغ بنفش
<<< ساها دانلود >>>
راهنمای تجاری تهران
دنیای سخت نشنیدنی هایمان
♥شعر و ترانه(همه چیستان)♥
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
وکالت آنلاین
وبلاگ رسمی مشاوره و روان شناسی
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
اس ام اس های روز
جوانان
Lilililililترفندستانlililililili
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
یک سر و هزار سودا
احقاق (مهدی پاشایی )
ایران داوری
اخبار و مقالات حقوقی (فریبا زارعی خالدآبادی)
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
گروه وکلای دادگستری کاسپین
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
وبلاگ روانشناسی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
سایت حقوقی راه مقصود
وکیل ملت
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
قسطاس
وبلاگ روزبه افضلی
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
یاداشت های یک زندانبان
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
حقوق عمومي در ايران باستان
تاریخ استقلال کانون­های وکلا در ایران
انتشار سومین و چهارمین شماره فصلنامه " وکیل مدافع "
پرونده قتل ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی
جرایم اینترنتی - مشکلات و راهکارها بر پایۀ قوانین مالزی
نوروزنامه
پرونده حقوقی نفت (به مناسبت 29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت)
معرفی کتاب «اندیشه های حقوقی»
در باره نیکولاس ماکیاول
شادباش روز وکیل مدافع
سینما، قانون و عدالت
تعيين بهای خواسته چگونه (است) و وظيفه کيست؟
لزوم يا عدم لزوم تسليم اصل وكالتنامه وكيل دادگستري به دادگاه
اجتهاد در مقابل نص (نقد یک رویه - اخذ هزینه دادرسیِ بیش از میزان قانونی )
فلسفۀ وکالت
شرط الحاقی انتقال تعهد بدون رضایت متعهد له
شگفتی دیدار (داستان واقعی)
شعری به لهجۀ شیرین مشهدی در باره حقوق زنان
نقد دو رای وحدت رویه هيئت عمومي دیوان عالی کشور (حقوق خانواده )
سیف فرغانی: عارف، ناصح و منتقد
قوانين و رویه های شش ماه نخست سال 1390 خورشيدي
بایسته ها ی تفسیر قوانین مرتبط با هزینه دادرسی
نشتری به زخم کهنه
قاعده دارا شدن غیر عادلانه در حقوق ایران و کامن لا
نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است
نقش وکلا در تحقق عدالت
انتشار دومین شماره فصلنامه "وکیل مدافع"
بهره زنان از زندگی مشترک؛ هیچ (نگاهی به حقوق زنان پس از طلاق)
قطارِبايد (شعری منتشر نشده از رضا افضلی)

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت