تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

زهد ریا و می سارا

 

  زهد ریا و می سارا

        (جلوه ای از طنز ادبی ایران)

 بخش شانزدهم از کتاب مجازی لطایف القضاء

نوشته و گزینش : محمد مهدی حسنی

 

ز چیست قهقهه شیشه های می، دانی؟

به ریش محتسب شهر،  می کند خنده (کمال خجندی) *1

شادروان ادوارد براون با نقل بیت بالا، گوید :" دارای معنایی بکر و لطیفه ای بدیع است". *2  

 بی تردید یکی از جلوه های طنز در ادب فارسی،  دوپهلو گویی و تظاهر به ارتکاب اعمال حرام و اعلام پیروی از منهیات و محرمات دینی است که البته این روحیه ناکجا آبادی  و پر از تناقض، با تجاهر و تظاهر به فسق افراد غیر هنری *3 و عادی تفاوت دارد :

زاهــــــــــد به کتابــــی و کتاب من و تو              سنگ است و صراحی انتساب من و تو

تو مـــــرده ی کوثری و مــــــن زنده می             مشکل که به یک جو رود آب  من و تو (یغمای جندقی) *4

در واقع گویندگان شیرین بیان و طنّازان ادب دری، که برخی خود عالم و فقیه بوده و درد دین و دین داری داشته، با بیان چنین شوخی ها و لطایف،  به  وضع ظالمانه موجود و انبازی عالمان بی عمل و ریاکار و غیر متعظ با حکام ظالم و حرام خواه زمان خود هجوم می بردند. شاید یکی از بارزترین مصادیق بحث ما،  موضوع پرداختن به عمل ممنوعه و به ظاهر مطبوع "شراب خواری" و "می گساری"  است که در شریعت و نزد ارباب عقول حرام و منهی  است.

مرحوم بقازاده گوید که  وی  دو بیت زیر را در صفحه اول نسخه خطی" تذکره میکده" به خط آقای حاج سید علی محمد وزیری بانی محترم تعمیر مسجد جامع و کتابخانه وزیری یزد دیده است :

از بس کتاب در گرو باده داده ایم                          امروز خشت میکده ها از کتاب ماست

                                                  ***

گر خدا داد به من مهلتی ای باده کشان                  بعد از این میکده را وقف شما خواهم کرد *5

وقتی گویندگان فارسی می دیدند که برخی شریعت مداران و اربابان دین زمان شان،  ریا کاری و ربا خواری و اکل مال موقوف علیهم و ایتام را در خفا حلال و جام باده را به ظاهر حرام می شمردند، درحالی که امور نخست،  حق الناس و دومی حق الله است. لذا همین را دست مایه غمز و ناز قلم و ابزار روشنگری و نیشخند و  نقم   قرار داده و به مطایبه و طنز می پرداختند و از این رهگذر  دومی را جایز و بلا اشکال دانسته و بر چنین افراد دو رو و وجیه الظاهر و بدکار  می تاختند، این شیوه ادبی و برخورد هنری گستاخانه ی  متهورانه ی رندانه،  هم شوخ و شنگ و خنده انگیز و هم حکیمانه ومتین و تنبه آمیز است. *6

چیزی نمانده در ره دین شیخ ساده را       جز دامن روا که کند صاف باده را (خضر خوانساری) *7

اگر عبید در رساله صد پند به طعنه گوید که: " طعام و شراب تنها مخورید که این کار شیوه کار قاضیان و جهودان باشد ."  و در رساله تعریفات در برابر  "شرب الیهود" معادل "معاشرت قاضی" را می نشاند. و حافظ فرماید :

احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان               کردم سوال صبحدم از پیر می فروش

گفتا: " نگفتی است سخن گرچه محرمی           در کش زبان و پرده نگهدار و می بنوش".

 مقصودشان اشاره به این حقیقت است که  برخی شیخان و قاضیان با پنهان کاری به فسق و فساد مشغولند اما مانند جهودان فساد خود را پنهان نموده تا رسوا نشوند. شرب الیهود به معنای شراب خوردن جهودان  و کنایه از خوردن پنهانی شراب است؛ چون به نقل ازغیاث اللغات،  جهودان از خوف مسلمانان شراب را بر سبیل اختفا می خورند. *8

از این رو در پست حاضر از بخش لطایف القضاء،  و در زیر به بیان برخی  اشعار ادبی و نکات تاریخی مربوط به زمان هایی می پردازیم که در آن مقاطع، سخت گیری ها و نقض حریم های خصوصی و پرده دری های حکومت گران متعصّب وقت، آن هم به نام پاسداری از دین،  عرصه را به مردم تنگ می کرد. درحالی که پیش تر در مقاله حریم خصوصی گفتیم و مستندات عقلی و شرعی و قانونی بسیار آوردیم و به تفصیل استدلال کردیم که برخورد این چنینی حکومت گران با آموزه های دینی سخت در تغایر است.

                                          *******************

                                          *******************

                                          *******************

در تذکره حدیقه الشعراء آمده است:  "وقتی یکی از علمای معروف معتبر از اماکن متبرکه به شیراز آمده و در امر به معروف و نهی از منکر اصرار بلیغ داشته، خودش به خانه های مردم داخل شده، ظرفهای شراب را می شکسته و کسانش در کوچه و بازار هر چه آلت طرب می دیدند می شکستند. در آن وقت میرزای خاوری (خاوری شیرازی) این دو رباعی گفته است :

ای شیخ که کارت همه دم طامات است               گفتی که غنا حـــــرام اندر ذات است

آن را که به کیش ما غنا می خوانند                    صوت تو بود کـه انکرالاصوات است

***

ای شیخ که بی جاّ خم می می شکنی                و اندر کف رندان دف و نی می شکنی

آن خم که به میخانه ی  معمور دلت                لبریز مـــی ریـــــــاست، کی می شکنی؟" *9

                                    *******************

در همانجا می خوانیم: "وقتی یکی از علما که در امر به معروف و نهی از منکر اصراری داشت درمقام شکستن خم های شراب برآمد و چون در خانه ها پنهان بود، آقا بشیر سیاه که خواجه باشی حرم فرمانفرما و آن هم خیلی متزهد یا واقعاً زاهد بود، قبول کرد که خودش داخل خانه های مردم شده هر چه ببیند بشکند، مرا بخاطر نمی آید ولی شنیدم هنگامه ی غریبی بوده و اغلب شعرای عهد دراین باب شعر گفته اند... آن وقت خان شحنه (شحنه ی مازندرانی)  این دو رباعی را گفته است :

آن شیخ که بشکست ز خامی خم می                   بنمود بساط باده خواران را طی

گر بهر خدا شکست پس وای به من                   ور بهر ریا شکست پس وای به وی

***

بر گـــــوی زمن به حضرت آصف جاه               گــــر خوردن باده است در شرع گناه

از چیست که روی می کشان گشته سپید               وز بهر چه روی خم شکن گشته سیاه "*10

در مجمع الفصحا رباعی نخست این گونه ضبط شده است:

شیخی  که شکست او ز خامـــــی خم می                 زو عیش و نشاط باده خواران شد طی

گر بهــــــر خدا شکست ای وای بـــه من                 ور بهــــــر ریا شکست پس وای به وی *11

اعتمادالسلطنه در "منتظم ناصری"،  این رباعی را به نام "ملا محمد زنجانی" نگاشته است و محل وقوع حادثه را تهران می داند ولی مهدی قلی هدایت در "خاطرات و خطرات" این آگاهی و اعلان را خلاف واقع دانسته و گوید: " شیخ جعفر کبیر در شیراز امر کرد خم خانه ای که بود بشکنند . مباشر الحاح کرد که دو هزار تومان مالیات دیوانی خم خانه است از من می گیرند چاره ای باید.  به شیخ عرض کردند این گره از دست دختر نصرالله خان قشقایی گشوده تواند شد. شیخ از معزّی الیها دیدن می کند وی ملکی در عوض باز می گذارد که جبران عوارض خم خانه شود.". *12 وی رباعی را مانند "مجمع الفصحا" ذکر کرده است .

                                             *******************

گویند وقتی کنت دومونت فرت "conte de monte frête " رئیس نظمیه دوران ناصری،  بر می گساران سخت گرفت و دستور داد تا مامورین دولتی، دهان مردم را بو کرده و عرق خوران را دستگیر کنند، در همان زمان مردم ولنگار و ظریف تهران رباعی زیر را سروده که در کتاب ترانه های عامیانه ژوکوفسکی ضبط است :

ای می خواران سیاه شد روز شما                    حکم است پلیس بو کند پوز شما

از من شنوید و می دگر حقنه کنید                    تا بوی کنند بعد از این گوز شما * 13

                                             *******************

به نقل از کتاب چنته درویش،  معروف است که شیخ حسین دودی روزی در مسجد جامع اصفهان در میان مردم نشسته و سرش را روی زانوی خود نهاده و عبایش را بر سر کشیده بود، امام در بالای منبر راجع به حرمت شراب و نهی از این عمل شیطانی سخنرانی می کرد و می گفت مردم : چطور شماها می روید و شش عباسی می دهید و یک بطر شراب می خرید درحالی که با این پول می شود یک خانواده را در یک شب از گرسنگی رهایی بخشید. در این حال شیخ حسین سر از زیر عبا بیرون کرده و گفت :آقا شراب بطری یک قران است ناظر جناب عالی آن یک عباسی را به جیب می زند. *14

                                                      *******************

در مقدمه دیوان صبوری آقای ملک ملک زاده گوید : شادروان حاج میرزا محمد کاظم صبوری (ملک الشعرای آستان قدس  و پدر ملک الشعرای بهار)  جمودات مذهبی نداشت و مردی حقیقت جو و روشن بین بود ولی از اعمال و عاداتی که به نظر عامه مستحسن نمی آمد پرهیز داشت و ... مسلم نشده است که صبوری گرد باده خواری گردیده باشد". وی به نقل مرحوم افضل الملک در سفرنامه اش می نویسد: "ملک الشعرای با ذوق وافر و شوق متکاثری که دارد از خوردن باده طفره می زند ... وقتی جمعی از اهل ذوق که در خراسان بودند از ملک الشعرا پرسیدند که چرا به باده گساری اقدام نداری و با این شوری که تو را در سر است چرا باده تلخی نمی نوشی، وی این رباعی را ارتجالاً انشاء کرد و در باده نخوردن خود معذرت خواست:  

دانی به کجا شراب می باید خورد                         آنجــــــا که مثال آب می باید خورد

نه در بلدی که بهر هر جرعه می                         از پاره ی دل؟ کباب می باید خورد *15

لیکن آقای علی باقر زاده (بقا) نقل می کند که: " ملک الشعرای صبوری برای دوستی سروده بود:

مقتـــــــدای اهــــل دل ای سیّــــــد سیّــــد نژادم            پیشـــــــــــوای اهــــل دل ای راد فـــــــــرزند امامم

با صفای تو اگر چه فـــــــارغ از بستان و باغم            با هوای تو اگر چه ســـــــــــرخوش از شرب مدامم

لیک اندر عنبـــــــران با این دو یـــار نامساعد            می رود، دانی به افسوس و به حسرت صبح و شامم

با هوائی خرم و تر زین دو یار خشک مشرب              دور از صهبــــــای گلگون، سخت خشکیدست کامم

تا چه با می خوارگان از من خطائی گشته صادر           کایــــــــــــن چنین در چنگ اینان در شکنج انتقامم

الغرض در عنبران با ایـــــن هوای عنبر افشان             پانزده روز است بوی بــــــــــــــــاده نشنیده مشامم

باری از آن جوهر جان، شیشه ی غم، شیشه می            یا کرم فرما ز پختـــــــــــــــه، یا عطا  فرما زخامم

متاسفانه سرودن این قطعه بهانه ای به دست معاندین  و حسودان صبوری داد و او را به شراب خواری متهم کردند و غوغایی بر ضد او به پا ساختند.  وقتی جمعی از اهل ذوق که در خراسان بودند از صبوری پرسیدند : چرا به باده گساری نمی پردازی؟ وی رباعی بالا را انشا کرده است... " *16

                                                      *******************

هنگامی که شاهزاده محمد رضا میرزا قهرمان (شجاع السلطان)،  رئیس نظمیه مشهد بود، دستور داد، مامورین دولت،  مردم را از شرب مسکرات منع و بعضی اماکن مشکوک را بازرسی کنند. گویا در محله عیدگاه  مشهد، مامورین چند خم شراب را از خانه ای کشف و ضبط نموده و  در ملاء عام شکستند.  در این گیرودار، شاهزاده مرتضی میرزای قهرمان، برادر شجاع السلطان (متخلص به "شکسته" ) این دو رباعی را سروده است :

شه زاده بـــــرادر من و سرور من                     ای مجـری حکم پـــاک پیغمبر من

مشکن به میان کوچه ها خم شراب                      در خانه من آرو  شکن بر سر من

                                                   ***

شد فصل گل و سرخ گل اندر بستان                   بشکفت و هزار می سراید دستان

افسوس که موسمی چنین شحنه شهر                  بــــر خاک بریخت آب روی مستان

همچنین، رباعی زیر را در همان موقع شاهزاده سرائی (پور سعدی) سروده است:

از بس که بود سـاده شجاع السلطان                     بشکست خم باده شجاع السلطان

فرداست که بهر معذرت خواهی دید                    در پای خم افتاده شجاع السلطان * 17

                          *******************

در زمان حکومت قوام السلطنه در مشهد وقتی از طرف حاکم ، فروش و استعمال مشروبات الکلی را ممنوع شد، مامورین حکومت مستان را جلب می کردند، شاعری این دو بیت را سروده است :

همیشه بــاده من اندر پیاله خواهم کرد                         امور خویش به ساقی حواله خواهم کرد

قوام السلطنه فرموده است می نخورند                        از این به بعد، من او را اماله خواهم کرد

شعر بالا به گوش قوام السلطنه می رسد و دنبال گوینده می فرستد. وقتی او را می بیند می گوید : این شعر را تو گفته ای و منظورت از اماله کردن که بوده است؟ می گوید: قربان مقصود اماله می به خودم بوده و قصد جسارتی نداشته ام پس قوام او را راضی روانه می سازد. * 18

                             (((((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))

پانوشت ها :

 1- دیوان کمال خجندی، ج 2. به اهتمام ایرج گلسرخی، تهران، سروش ، 1374 – ص 1234

2 - تاریخ ادبی ایران (از سعدی تا جامی)،  ج3،  ادوارد براون، تهران، علی اصغر حکمت، انتشارات امیر کبیر، 1357 -  ص 444

3 – از آنجا که به قول منطقیون "اصل قضیه مانند عکس قضیه است"،  فکر کنم تعبیر "غیر هنری"  ملهم و وام گرفته از شاعر و محقق برجسته خراسانی رضا افضلی  و از مصرع اول قصیده زیر باشد:

"تكرار"  شود مرگ، حياتِ هنري را                             آرد ز پيِ خويش، رسومِ حجري را

4 - تذکره نصر آبادی،  به نقل از طنز و طنز پردازی در ایران - ص 312

5 - به نقل از کتاب لطیفه ها، علی باقرزاده (بقا)، مشهد، کتاب فروشی باستان، اردبهشت 1343 – ص 345.

6 - ر. ش. به  طنز و طنز پردازی در ایران، دکتر حسین بهزادی اندوهجردی، تهران. نشر صدوق، چاپ اول، 1378 – ص 309 و 310

7 - آتشکده آذر، ج 3- ص 105 (به نقل از طنز و طنز پردازی در ایران - ص 312)

8 – ر. ش. به رساله دلگشا،  به انضمام رساله های تعریفات، صد پند و نوادر الامثال، تألیف خواجه نظام الدین عبید زاکانی، بتصحیح و ترجمه و توضیح آقای دکتر علی اصغر حلبی، انتشارات اساطیر،  چاپ اول ، 1383

9 - حدیقه الشعراء (ادب و فرهنگ درعصر قاجاریه)، ج. اول،  تالیف سید احمد دیوان بیگی شیرازی، تصحیح و تکمیل و تحشیه دکتر عبدالحسین نوائی، تهران، انتشارات زرین، چاپ اول، فروردین 1364 – ص 541

10 – همان – ص 836 و 837 .

11 – مجمع الفصحا،  ج 5 ، تالیف رضا قلی خان هدایت، بکوشش مظاهر مصفا، امیرکبیر،  چاپ اول،  1340 ، تهران -  ص546

12 - خاطرات و خاطرات، نوشته حاج مخبر السلطنه هدایت (مهدیقلی هدایت)، تهران، انتشارات زوار، چاپ سوم 1341 - ص سی و یک (مقدمه).

13 -  اطلاعات ماهانه، ش 32 ص 16 ( به نقل از چهل سال تاریخ ایران،  تعلیقات حسین محبوبی اردکانی بر المآثر و الآثار،  ج 2،  تالیف محمد حسن اعتماد السلطنه ( معتمد السلطان صنیع الدوله  محمد حسن خان) ، به کوشش ایرج افشار ، انتشارات اساطیر،  چاپ اول،  1363 تهران ص 729. ونیز کتاب ایران و جهان ج. دوم ( از قاجاریه تا پایان عهد ناصری )، تالیف دکتر حسین نوائی،  تهران، موسسه نشر هما، چاپ اول، مهرماه 1369 - ص  692

14 -  به نقل از کتاب لطیفه ها، علی باقرزاده (بقا)، مشهد، کتاب فروشی باستان، اردبهشت 1343 – ص 342)

15 - دیوان حاج میرزا محمد کاظم صبوری، به تصحیح و تحشیه ملک ملک زاده، تهران، ابن سینا، 1342 – ص ط (مقدمه دیوان)

16- به نقل از کتاب لطیفه ها -  ص 342 و 343 )

17 - به نقل از همان – ص 344. علی باقرزاده در پاورقی کتاب در باره سراینده رباعی آخری گوید: " به سرائی(پورسعدی) نسبت می دهند ولی این شعر را مولف، چند سال قبل از آقای ساسانیان (متخلص به مصور)  که به شغل تابلو نویسی اشتغال داشت شنیدم، که به خود نسبت می داد ."

18-  همان – ص 344 و 345.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در پنجشنبه 27 خرداد1389 ساعت | لینک ثابت |

پائیز در بهار

 

             پائیز در بهار

در آن سو :

نفیر اژدها در خیابان

ریختن عرق ترس اقاقی های

                                       بر سر رهگذران.  

شکوفه های صورتی و سفید هلو در زیر پاها

                                                    لگدکوب می شود.

 سالک هایی زشت بر روی زیبای پیاده رو                                                 .

خنده ی چایی ساز فرنگی  بر تابلوی تبلیغاتی،  

و نعش  سماور زغالی

                     در گاری نمکی.

در خرابه های دور

                  یاد ها  بر دوش خر خاکی های تشییع می شوند.

 در خط کشی های سفید ارتراق ،

پسرک روزنامه فروش،

             متاع پراکنده اش را جمع می کند.

و مامور راهنمایی،  

                      با خود، اضافه حقوق ماه آتی اش را خرج می کند.

 دخترکی جوان

       نومید از یافتن قطعه آخر پازل دیدار

                                            با آرایش تند زدوده، به خانه می رود.

کرواتی مسن و  پر از  ستاره های نقره ای، 

                                             موقرانه از چراغ قرمز می گذرد

                                     ***

و در این سو  ....

بالا رفتن شیشه های برقی ماشین

و زیر و بم ملایم گیتار

جا به جایی تنه ایی سنگین  در پشت فرمان

                            و آشتی سقّز  تغاقل با دندان ها.

                                      ***

انگار پائیز ؛

                                با لبان بهار ، لبخند می زند .                            

                                                                    محمد مهدی حسنی -    مشهد 28/1/85


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در چهارشنبه 19 خرداد1389 ساعت | لینک ثابت |

نظرسنجی برای تغییر نام خلیج فارس؟!!

نظرسنجی برای تغییر نام خلیج فارس؟!!

شاید ندانید که :

دغدغه جدید کاربران ایرانی یک نظرسنجی جدید است.

که العده ای آن را به راه انداخته تا نام ساختگی خلیج ع. ر. ب. ی.  را به جای نام خلیج همیشه فارس به گوگل (نقشه ساز) پیشنهاد کنند.

خوشبختانه هموطنان ما مانند همیشه هوشیار و بیدار،  وطن دوستی و غیرت ایرانی خود را به نمایش گذارده و اکنون که این پست نوشته می شود، به شرح تصویر زیر ، نزدیک 75% کاربران حق مسلّم را  فریاد زده اند.

شایسته است شما نیز  به لینک زیر بروید و با انبازی در این نظرسنجی  و دادن رای  به خلیج فارس ( انتخاب گزینه:  Persian Gulf و کلیک بر روی Vote ) این حرکت مدنی  را یاری دهید.

http://www.persianorarabiangulf.com

همچنین با گذاردن این پست در سایت و وبلاگتان و ارسال ایمیل برای دوستان، با یاران دبستانی خود هم صدا شوید.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت | لینک ثابت |

کنکاش رابطه مالی وکلای دادگستری با موکلین

 

       کنکاش اصول حاکم بر رابطه مالی وکلای دادگستری با موکلین

 نوشته و تلخیص : محمد مهدی حسنی

یادآوری ۱:

با پوزش از خوانندگان عادی، این مقاله ویژه همکاران وکیل نوشته شده است و خواندن آن برای دیگران شاید مفید نباشد.

هرچند وکالت دادگستری ذاتاً شغلی شریف و نجيب، و حرفه ای دارای اهمیت و ارزش بیش از تصور افراد عادی است و از این رو هیچ کس نباید برای هدف پول سازی و کسب درآمد به انتخاب این شغل روی آورد، ولی بدون تردید،  وکیل دادگستری نیز مانند صاحبان مشاغل دیگر در دور تولید جامعه دخالت داشته و از محل درآمد حاصل از ارائه همین خدمات سد جوع کرده و زندگی خود را اداره می کند.  به این ترتیب یکی از مسائل اساسی و مبتلابه در رابطه میان وکلای دادگستری  و موکلین (مردم) بحث چگونگی تعیین میزان حق الوکاله و حق الزحمه و ترتیب وصول آن و همچنین تبیین روابط بعدی وکیل و موکل در این باره می باشد. که آن عاملی مهمی محسوب شده که به وسیله آن  وکلای دادگستری  در واقع ارزش خدمات و شان و مقام خود را تعیین می کنند.

تجربه نشان می دهد، که حتی با وجود تعرفه معلوم در باره دعاوی مالی، میان دستمزدهایی که وکلای دادگستری تعیین می کنند، تفاوت فاحش است. و این تفاوت در باره خدماتی که برای آنها تعرفه معینی وجود ندارد، بیشتر به چشم می خورد. ازدیاد تعداد وکیل نسبت به گذشته، نه تنها موجب بیکاری و بی پرونده ای  بسیاری از وکلا را فراهم آورده بلکه افت میزان حق الوکاله ها را نیز نسبت به گذشته باعث شده است.

گاه تعیین کم حق الوکاله،  با توجه به وضع مالی و موقعیت اقتصادی موکل است یعنی وکیل احساس میکند که موکل درمانده  قادر به پرداخت تمامی حق الوکاله نیست و چون درصدی کار کردن (شرکت و سهم داشتن وکیل در محکوم به) خلاف شئونات وکالت و مقررات جاری است وکیل ترجیح می دهد، که از موکل کم بستاند و یا دریافت مقدار باقیمانده را به وعده ی دور سر خرمن واگذارد.

لیکن در بسیاری اوقات،  افزون بودن تعداد وکیل و وجود رقابت شدید و ناسالم شغلی باعث می شود که بر خلاف منافع صنفی و رعایت عرف متداول میان مشاغل، تعدادی از وکلا، خدمت و علم خود را ارزان بفروشند و از این رهگذر ورود زیان به خود و صنف وکالت را باعث شوند.

اینجانب بارها مواجه با وضعی بوده ام که پذیرش یک دعوا توسط وکیل،  به کمتر از عشر حق الوکاله ی واقعی صورت می پذیرد و جالب اینجاست موکل نمی داند چنین وکیلی که خود را مقید به رعایت اصول ندانسته و مبلغی کمتر ستانده است، به همان سیاق کارش سرسری و سطحی و به اصطلاح دیمی است و در این میانه وکیل و موکل و جامعه وکالت و مردم آسیب دیده و در نتیجه عدالت و انصاف قربانی می شود.

از سوی دیگر عقل و منطق از ما می خواهد که میان میزان خدمت وکیل و دستمزد دریافتی، عدالت معاوضی برقرار باشد. به دیگر سخن پیش از آنکه ارزش مادی مال موضوع وکالت پایه ی تعیین حق الوکاله باشد، میزان کار انجام شده و وقت مصروفه وکیل نسبت به موضوع پرونده، ملاک و مناط است. بنابراین اخذ حق الوکاله کلان در پرونده ای که با زحمت کم و در یک یا دو جلسه رسیدگی به فرجام می رسد، با میزان اخلاق و باید و نبایدهای اجتماعی انطباقی ندارد.

در نوشته حاضر بر آنیم تا از دیدگاه حرفه ای،  وظیفه وکیل دادگستری را در باره برخورد با موکل از حیث، چگونگی تعیین میزان حق الوکاله و کارهایی را که پس از قبول وکالت، در مجاب کردن موکل و راضی مند وی موثر است بررسی نماییم.

ممکن است مطالبی که در پی خواهد آمد نزد برخی همکاران گرامی،  مهم جلوه نکند، و یا  برایشان تازگی نداشته باشد،  ولی بدون تردید برای بقای حرفه وکالت بایستی اینگونه مسایل  بطور دائم مورد بحث قرار گیرد و امید دارد که مطالعه نوشته حاضر، باب این موضوع را بگشاید  و به ویژه برای وکلای جوان و تازه کار، مفید و قابل استفاده بوده و دانش کاری و آگاهی آنان را افزون کند.

1- تجربه نشان داده است که موکلین مجانی و کسانی که به رایگان مشاوره دریافت می کنند، مزاحم ترین و پرتوقع ترین و پرآزارترین مراجعه کننده به دفاتر وکلا می باشند. بنابراین پیشنهاد می شود، در صورت ناداری و نیازمند بودن چنین موکلی، هرچند با گرفتن مبلغی ناچیز و کم از ارائه خدمات مجانی صرف به افراد خودداری کنید.

2 -  به هنگام مراجعه موکل جدید به دفتر،  قبل از اینکه او از دفتر شما خارج شود با او  در باره حق الوکاله مذاکره کنید. تجربه نشان داده است که بیشتر افراد عادی ترجیح می دهند که میزان و چگونگی پرداخت حق الوکاله در اولین جلسه ملاقات بین وکیل و موکل مطرح شود و یا حداقل به محض اینکه موضوع پرونده مورد نظر برای وکیل مشخص و حقایق و حواشی مربوط به آن روشن گردید میزان حق الوکاله بحث شود.

آیا هیچ توجه کرده اید، بعضی موکلین به هنگام خروج از دفتر وکالت، لحظه ای مردد می ایستند، انگاری می خواهند چیزی از شما بپرسند؛ احتمالاً پرسش ایشان این است  که تفویض وکالت در پیش،  برایشان چقدر خرج دارد؟ مسلماً دانستن این موضوع  حق موکل است و اجابت نکردن این خواسته مطلوب موکلین نیست و آنان نمی خواهند که به انتظار تمام شدن موضوع وکالت باقی مانده و بعدها پس از خاتمه کار در این باره مذاکره کنند.

3 – هرگز نگذارید حق الوکاله و حق الزحمه را موکلی - که از کارهای حقوقی آگاهی ندارد - تعیین کند. بسیار دیده شده که موکل برای پرداخت حق الوکاله کمتر با وکیل وارد مذاکره شده و چانه می زند. قبول این رویه از طرف عده ای از وکلا موجب شده که سطح حرفه وکالت و وضع حیثیتی آن تنزل نماید. اینگونه موکلین ابائی از گفتن این مطلب ندارند که به دنبال وکیلی می گردند که کارهای آنها را با حداقل حق الزحمه انجام دهد و یا اینکه مبلغ کمتری به آنها پیشنهاد کند.

موکلی که  از مخارج دفتری و سایر مخارج وکیل بی خبر است،  نمی تواند  و نباید حق الوکاله را تعیین کند. برای چنین موکلی، ارزش کار وکالت شما تا حدود مبلغی که داده، تبیین می شود، در حالی که وکیل باید  برای کار خود ارزش تعیین کرده و حق الوکاله را بر طبق کاری که انجام می دهد بگیرد

متاسفانه بعضی از وکلاء که وقت اضافی دارند حاضر به قبول پیشنهاد این گونه موکلین شده و ترجیح می دهند به جای اتلاف وقت و نداشتن هیچگونه در آمد در این اوقات بیکاری با قبول وکالت آنها ولو با مبلغ کمتر درآمدی برای خود تحصیل نمایند.

ولی واقعیت این است که حتی در اینگونه موارد، قبول چنین پیشنهادی، اشتباه محض است.

به نظر می رسد که در مانحن فیه، وکیل بایستی با گوشزد کردن تعرفه قانونی، میزان حق الوکاله خود را  اعلام کند و اگر احساس کرد که موکل حاضر به پرداخت این میزان نیست، او را توجیه کند که نرخ کار همین است، بنابراین اگر وی یا وکیلی دیگر کمتر از این مبلغ بستاند، لاجرم  و عادتاً نباید کار او را به تمام انجام داده و خسارت وارده بر موکل از این نظر بیشتر بوده و برای او گرانتر تمام می شودو سپس بدون اینکه به شیوه ی غیرمتعارف غلو و بی صادقتی تمسّک کند، برای موکل از چگونگی اقدام و شیوه های خاص وکالتی خود صحبت کرده و به موکل اطمینان دهد که رفتن این راه،  متضمّن بیشتر مصلحت و غبطه او بوده، ضمن اینکه ممکن است با دیگر همکاران از این نظر اختلاف شیوه داشته باشید.

به هر حال وکیلی با این مشخصات و با این طرز فکر،  هیچگاه موکلی را از دست نخواهد داد، و رفتار برعکس که موجب تقلیل و تخفیف حق الوکاله می شود،  به طور قطع برای وکیل و کانونی که عضویت آنرا دارد عمل ناصواب تلقی می شود. به ویژه  در شهر های کوچک که مردم از این تخفیف میزان حق الوکاله،  به زودی مطلع می شوند و تصور خواهند کرد که حق الوکاله واقعی و ارزش کار وکالتی همان است که محاسبه گردیده نه آنکه قبلاً مطالبه شده بود و این عمل اثرات نامطلوبی به جای خواهد گذاشت.

4 - بیشتر موکلین نمی خواهند که در مورد تعیین میزان حق الوکاله شخصاً پیشقدم شوند بلکه میل دارند وکیل میزان آن و شرایط پرداخت حق الوکاله را بگوید و بعضاً از اینکه وکیل  آنان را وادار به پرسش در این باره کند، خوش شان نمی آید. آنان علاقمندند که مشروحاً و به نحو کامل از میزان حق الوکاله و همچنین ملاک و مأخذ محاسبه آن مطلع شوند در حالی که بسیاری از وکلا،  از دادن توضیح، در این باره خودداری می نمایند.

5 - پیشنهاد می شود همانگونه که در آئين نامه تعرفه حق الوكاله، حق المشاوره و هزينه سفر وكلاي دادگستري آمده ترتیب معینی برای پرداخت حق الوکاله با موکل بگذارید، زیرا اگر پرداخت حق الوکاله به صورت زمان بندی و به نسبت کار انجام شده تعیین شود از لحاظ روانی تاثیر مثبت تری بر موکل دارد. بنابراین اخذ دفعتاً واحده حق الوكاله در اول و یا واگذاردن موضوع به آخر کار، دور از مشی یک وکیل حرفه ای است

6 - وکیل می تواند با توجه به میزان شهرت و تجربه خود و بر اساس در آمدی که به نحو متعارف به دست می آورد،  ملاکی برای تعیین دستمزد خود معین کند. هرگاه وکیل وقت مصرف شده برای هر کار و پرونده ای را با دقت ثبت و ضبط کند. همان می تواند راهنما و ضابطه تعیین کننده میزان حق الزحمه و حق الوکاله دریافتی او باشد.

مثلاً اگر وکیلی در سال دویست میلیون ریال درآمد داشته باشد، و برای بدست آوردن این درآمد، با رعایت تعطیلات در طول سال 1200 ساعت کار قابل محاسبه می کند،  برای هر ساعت از کارش 165000 ریال در آمد خواهد داشت که می تواند همین مبنای محاسبه مطالبه حق الزحمه و یا حق المشاوره کارها قرار گیرد. با توجه به اینکه تنها وسیله کسب در آمد وکیل دادگستری راهنمائی و مشاوره دیگران است که آن هم مستلزم صرف وقت است بنابراین بایستی عامل زمان و وقت را به عنوان مهمترین پارامتر دخیل، همیشه مورد توجه قرار داد.

7 - با توجه به کمبود نقدینگی و وضع بد اقتصادی کشور،  امروزی عادت بر این جاری شده است که مردم خدمات و نیز وسایل زندگی خود را به صورت تقسیط خریداری کنند و بهای این خدمات را به تدریج  و موجل پرداخت کنند ناگزیر ما وکلا نیز بایستی از این تغییرات پیروی کنیم، ممکن است تصور شود که دریافت این مبالغ جزئی و تدریجی مشکل و غیراقتصادی است ولی اگر وکیل  با این روش خو کند، با توجه به اینکه خود نیز یکی از پرداخت کنندگان تدریجی بهای لوازم و خدمات  خریداری شده، است؛ اشکال وارد، برطرف می شود و خیلی زود وکیل به آن عادت می کند.

8 -  دلیلی ندارد که وکیل مخارج و هزینه های دعوی موکل مانند هزینه دادرسی و کارشناسی و غیره را از کیسه خود  پرداخت کرده و یا میان آنها و حق الوکاله خلط نماید. موکل با پرداخت  این هزینه ها می فهمد که وکیل  برای او کار می کند و دعوی چگونه پیش می رود. همچنین تفاوت میان این هزینه ها با حق الوکاله وکیل برایش روشن و ملموس می شود. طبیعی است مخارج جزئی مانند  تمبر پست نامه های ارسالی و بهای کم اوراق و همچنین تمبر مالیات حق الوکاله وکالتنامه را نباید به حساب موکل منظور کرد.

تصدیق فرمائید حضور موکل در محل فروش تمبر دادگستری، که هاج و واج نمی داند چگونه رفتار کند و چه مقدار از جیب خود بابت مالیات در آمد کسب کرده وکیل از او بپردازد. صحنه ای زشت و ناجور است. اینجانب بارها شاهد این صحنه ناروا بوده ام و زمزمه آشکار حاضران و از جمله کارمندان فروش تمبر را در مذمّت کار چنین وکیلی را به گوش شنیده ام.

9 - تجربه نشان داده است که بیشتر موکلین در خاتمه کار مبلغ مورد توافق با وکیل را فراموش نموده و یا در این باره تجاهل العارفین می کنند، طبیعی است که پس از انجام کار آنان  تصور کنند که مبلغ مورد مطالبه وکیل،  بیش از مبلغی  است که آنها تصور می نمودند . از سوی دیگر برای خود وکیل نیز تنظیم قرداد حق الوکاله و ارسال صورت حساب های بعدی مربوط به آن بسیار مفید است، زیرا ممکن است احیاناً وکیل نیز مبلغ مورد توافق و یا چگونگی توافق برای پرداخت آن را فراموش کرده و بعد ها مبلغ بیشتر و یا کمتر و یا خارج از موعد را مطالبه کند. تصدیق فرمایید دیدن چنین صحنه ها، بسیار ناپسند بوده و به ضرر جامعه وزین و متین وکالت است.  بنابراین همانطور که الزام قانونی نیز وجود دارد، تنظیم قرداد حق الوکاله سوای نمونه قرارداد وکالت و تحویل نسخه ای از آن به موکل ضروری است و همچنین است ارسال صورت حساب حق الوکاله برای موکل،  که بایستی این کار به موقع و به تدریج و  با توجه به کار انجام شده انجام شود

10 - تجربه نشان می دهد که در صورت مطالبه نکردن حق الوکاله و ارسال نکردن  صورت حساب برای موکل،  در فاصله یک هفته پس از خاتمه کار و یا قسمتی از آن کار که خاتمه یافته است،  حساب مورد نظر خود بخود،  به علت فراموش کردن موضوع توسط موکل و یا تجاهل العارفین وی،  مستهلک می شود. در این صورت  نه تنها وکیل از درآمدی که مستحقش است، محروم می شود و به واسطه آن برنامه مالی اش به هم می خورد،  بلکه این تاخیرات ارزش خدمات انجام شده ی او را در چشم موکل و دیگران پائین می آورد

برای این منظور تنظیم قرارداد حق الوکاله و آوردن دقیق میزان حق الوکاله و زمان بندی آن، به شرحی که گذشت و همچنین اخذ وسیله پرداخت مناسب مانند چک و ارائه صورتحساب مطابق آنچه در بند بعدی نوشته می آید، ضروری است.  

11 -  ارسال صورت حساب مکتوب، پیروی قرارداد حق الوکاله برای موکل،  شیوه حسنه ای از اسلاف بوده که مع الاسف اکنون در میان بسیاری از همکاران وکیل متروک شده است در حالیکه این کاری پسندیده و موثر است.  بنابراین پیشنهاد می شود به هنگام ارسال صورت حساب ها مراتب زیر رعایت شود:

الف- صورت حساب با تفکیک ارقام  و به صورت ریز و جزئی تنظیم شود.  به لحاظ روانی اصولاً افراد علاقه دارند که ارقام دقیق و قطعی دریافت کنند.  وقتی که موکل صورت حسابی کلی و با عددی روند و گرد دریافت می کند، این موضوع برایش گران و غیر قابل پذیرش است،  به ویژه اینکه با گذشت زمان موکل فراموش می کند که این "خدمات" چیست، در حالیکه تجربه نشان می دهد، صورت حسابی که کارهای انجام شده توسط وکیل ریز و جزء به جزء  و ارقام در آن به تفکیک قید شده باشد،  موکل با مطالعه آن، کارهای انجام شده را به یاد آورده و صورت حساب دریافتی برایش مفهوم بیشتری خواهد داشت، در این صورت بیشتر از حالت قبل راغب به پرداخت مبلغ موضوع آن خواهد بود. وقتی شما به جای مبلغ 98500 ریال مبلغ 000/100 ریال می نویسید، هر چند مبلغ 1500 ریال به لحاظ مادی بی تاثیر و به اصطلاح کسی را نمی کشد، لیکن به لحاظ روانی موکل تصور می کند؛ صورت حساب ارسالی غیر واقعی و نادرست است. اگر دقت نمایید سالهاست که همین مطلب مورد توجه مدیران فروش کارخانه ها و فروشگاه ها قرار گرفته است. آنان قیمت جنسی را که در حدود سی صد هزار ریال است،  2980 ریال تعیین و فاکتور می کنند .

ب - صورت حساب مزبور حتماً به ضمیمه نامه  ارسال شود.  بگذارید موکل بداند که شما به رویه متداول تجارت و اداری - که بیانگر درجه (کلاس)  بالای شما است – پای بند هستید. در این نامه باید علاوه بر اینکه به مبلغ کل بدهی موکل (جمع صورت حساب) اشاره شود، موضوع عادلانه و قابل قبول بودن محاسبه مزبور یاد آوری و اطمینان داده شود

ج - مطالبه صورت حساب های پرداخت نشده ی موکل به طور منظم پی گیری شود. هرگاه با گذشت چند هفته  از پرداخت خبری نشد، بدون اینکه نیاز دوباره به ذکر ارقام و خدمات تفکیکی و ریز باشد، صورت حساب جدید ارسال شود و پیروی نامه قبلی محترمانه مرقوم دارید که نمی دانید آیا موکل صورت حساب ارسالی قبلی را دریافت نموده است یاخیر؟ و یا اینکه قید نمائید که: " آیا در صورت حساب ارسالی اشکالی وجود داشته است یا خیر؟."  و اگر نامه دوم نیز موثر واقع نشد،  پس از سپری شدن یک ماه دیگر صورت حساب جدیدی ارسال و این باره محکم و قاطع تر ولی باز هم دوستانه و مودبانه، تذکر دهید که دفتر شما یک موسسه اقتصادی و یا بانکی بزرگ نیست و شما نیز جز همین راه ممر درآمد دیگری ندارید و برای پرونده وی سعی و کوشش کافی کرده اید و لازم است حق الوکاله شما پرداخت گردد تا امور مالی دفتر وکالت شما بچرخد.

12 -  موکل حق دارد که همیشه و مو به مو از جریان کارها و پیشرفت پرونده و خدمات  انجام شده وکیل آگاه شود و به قول گفتنی،  ما  باید دائماً با ارسال نامه و یا احضار موکل و دادن توضیح شفاهی از روند و پیشرفت پرونده، مزاحم او شویم. طبیعی است چنین موکلی، در موقع پرداخت صورت حساب ها و حق الوکاله ی مراحل بعدی ، خوشحال و راحت تر است. حتی بهتر است که وکیل رونوشتی از دادخواست و لوایح تنظیمی را برای موکل ارسال کند  تا وی نیز بتواند برای خود پرونده ای داشته باشد. و اگر وکیل جریان پرونده را عمداً و برای حفظ منافع موکل، و رعایت مصلحت او به تاخیر انداخته است، حتماً این موضوع را به او اطلاع دهد

بنابراین در پرونده هایی که جریان آن طولانی می شود،  شایسته است اقلاً هر سه ماه یک بار وکیل موکل را از جریان پرونده مطلع کند و حتی بهتر که در بعضی موارد وی را با خود همراه کند.

البته هرگاه موکلی نسبت به دریافت اخبار و رونوشت لوایح مربوط به خود بی علاقگی نشان دهد، به خواست وی باید احترام گذاشت،  زیرا اینگونه موکلین معمولاً گرفتارند و به وکیل خود اعتماد و در عین حال تفاهم دارند و در موقع دریافت صورت حساب و پرداخت آن اشکالی پیش نمی آید.

13 -  اینجانب در طول مدت وکالت همواره خود را به رعایت این قاعده عادت داده ام، که اگر حتی عدم پیشرفت دعوی را به موکل تذکر داده و با اصرار او وکالتش را متقبل شده ام، در صورت محکومیت موکل، از دریافت حق الوکاله های مراحل بعدی (تجدید نظر خواهی، فرجام خواهی و  استفاده از طرق فوق العاده رسیدگی به شکایات) خودداری کنم. شاید این شیوه در کوتاه مدت به ضرر وکیل باشد، لیکن از این نظر که باری مالیی از دوش موکل محکوم شده، برداشته می شود و همین خود باعث تسکین الم و رضایت او می گردد، این کنش در بلند مدت؛ موجب تداوم اعتماد موکل و مراجعه دوباره وی به وکیل و معرفی و تبلیغ کار او است.

14 -  اگر وسیله پرداخت موکل چک است و آن نکول شود، اقدامات خصمانه بعدی وکیل، مانند خرج کردن چک، اقدام قضائی علیه موکل برای وصول آن،  گروکشی اسناد امانی نزد وکیل و به طور کلی هرگونه تقابل تند با موکل پیشین،  در شأن وکیل دادگستری نیست. بهتر است وکیل چک مزبور را بایگانی کند و تنها در انتظار این باشد که روزی گذر پوست به دبّاغ  خانه افتد.

15- تجربه نشان می دهد که بیشتر مراجعه کنندگان به دفتر وکیل با تفویض وکالت خود انتظار دارند که وکیل در تمام مشاوره ها و دعاوی مربوط به رابطه موکل و طرف او  مشاوره و دخالت نماید. بنابراین توجیه موکل از این نظر و مکتوب کردن این موضوع در قرارداد حق الوکاله، که : "مبلغ توافق شده مربوط به همان دعوی خاصی است که به وکیل مراجعه شده است و چنانچه نیاز به طرح دعوی جدید و یا دفاع در پرونده دیگر اعم از دعوی جدید، تقابل، جلب، اعتراض و ورود ثالث است بایستی توافق علی حده تنظیم و حق الوکاله جداگانه داده شود." ضروری است.

16- میزان حق الوکاله را قانون تعیین نموده و آئین نامه تعرفه حق الوكاله، حق المشاوره و هزينه سفر وكلاي دادگستري ملاک دریافت حق الوکاله ی وکیل از موکل است.  بنابراین اگر وکیل در نظر دارد که مبلغی افزون از تعرفه از موکل گیرد بایستی موکل نیز کاملاً در جریان این موضوع قرار گیرد و موضوع آگاه بودن موکل از تعرفه و افزون بودن مبلغ مورد توافق نسبت به آن و همچنین امکان محاسبه نکردن این میزان به عنوان خسارت دادرسی و جبران آن از طریق محکومیت طرف موکل، در قرارداد حق الوکاله تصریح شود.

17- تجربه نشان می دهد که هرگاه اقدامات مراجع انتظامی و امنیتی و قضایی علیه شرخرها و دلالان فاسد، بالا گیرد آنان به شیوه های نوتر تمسک نموده و مع الواسطه و از طریق وکلای دادگستری منظور خود را عملی می کنند، آنان با گرفتن مبالغ هنگفت از موکل و دادن قول های مساعد واهی به او،  به وکیل دادگستری مراجعه و وکالت موکل خود را به او تفویض می کنند و مبلغی کمتر به وکیل دادگستری می دهند و در این میان سود جویی و مبالغ قابل توجه به جیب می زنند.

هرچند در بسیاری از اوقات تفویض کنندگان وکالت به وکیل افراد معمولی بوده و به علت تعذر حضور شخص موکل، وی مع الواسطه به شما مراجعه می کند. ولی لازم است وکیل دقت لازم را مبذول دارد و هر گاه با درایت دریافت که دخالت وکیل رسمی مظنون و مشکوک است از تنظیم وکالت با وکیل رسمی موکل سرباز زده و قبول وکالت را موکول به حضور شخص موکل کند.

18- پر روشن است، که همکاری وکلای دادگستری با افراد مشکوک که اصطلاحاً آنان را شرخر گویند و همچنین دادن پورسانت و درصد به کارکنان قوه قضائیه برای معرفی موکل خلاف شئونات وکالت است و خطایی غیرقابل جبران است.

19- این حق موکل است، که در قبال پرداخت پول و هزینه ها به شما و همچنین تحویل و اصول اسناد و مدارک، رسید اخذ کند و همچنین نسخه ای از قرارداد های وکالت و حق الوکاله را دریافت و رسید دهد متاسفانه امروزه این شیوه ی قانونی، از ناحیه بسیاری از وکلای دادگستری رعایت نمی شود.

۲۰ - پیشنهاد می شود برای تنظیم قرارداد حق الوکاله از نمونه ای که در کانون وکلای دادگستری موجود و در تابلوی اعلانات کانون نصب است، استفاده شود.

            (((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))))

یادآوری ۲ :  پایه نخست مقاله حاضر،  دستورالعمل سودمندی است که سال ها پیش آقای هوارد مولدن هور Howard Moldenhauer یکی از وکلای دادگستری ایالت نبراسکای امریکا با استفاده از تجربیات چندین نفر از وکلای مبرز دادگستری امریکا و همچنین بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی کانون وکلای دادگستری ایالات نبراسکا،  تنظیم و پیشنهاد کرد و در مجلّات حقوقی آمریکا منتشر شد. این دستورالعمل را آقای ژرژ ملک دیوان به فارسی ترجمه و زیر عنوان " ده دستور العمل در مورد حق الوکاله" در  مجلّه حقوق مردم شماره 15 – بهار 1348 شمسی منتشر کرد.  اینجانب نشر دوباره برخی مطالب آن را سودمند دیدم، لیکن با توجه به تفاوت دو فرهنگ امریکایی و ایرانی و نیز تجربیات شخصی، مطالب فراوان از نوشته مزبور را مورد بازبینی قرار داده، برخی حذف، حک و اصلاح شد و بعضی مطالب اضافه گردید به نحوی که حاصل، نوشته ی حاضر است که: نیم اقتباس و نقل،  و نیم تالیف است. کاری شبیه کارهای شادروان ذبیح الله منصوری، که حکم شتر، گاو، پلنگ را یافته است.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در شنبه 8 خرداد1389 ساعت | لینک ثابت |

کاریکاتور حقوقی 25 – خالی کردن خانه

        

           تصویر طنز (کاریکاتور حقوقی) 25 – خالی کردن خانه 

به نقل از مجلّه گل آقا – شماره یازدهم سال پنجم( 19خرداد 73 )  - ص 7         سایت گل آقا


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در جمعه 7 خرداد1389 ساعت | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

راهنمای تجاری تهران
دنیای سخت نشنیدنی هایمان
♥شعر و ترانه(همه چیستان)♥
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
وکالت آنلاین
وبلاگ رسمی مشاوره و روان شناسی
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
اس ام اس های روز
جوانان
Lilililililترفندستانlililililili
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
یک سر و هزار سودا
احقاق (مهدی پاشایی )
ایران داوری
اخبار و مقالات حقوقی (فریبا زارعی خالدآبادی)
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
گروه وکلای دادگستری کاسپین
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
وبلاگ روانشناسی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
سایت حقوقی راه مقصود
وکیل ملت
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
قسطاس
وبلاگ روزبه افضلی
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
یاداشت های یک زندانبان
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
فلسفۀ وکالت
شرط الحاقی انتقال تعهد بدون رضایت متعهد له
شگفتی دیدار (داستان واقعی)
شعری به لهجۀ شیرین مشهدی در باره حقوق زنان
نقد دو رای وحدت رویه هيئت عمومي دیوان عالی کشور (حقوق خانواده )
سیف فرغانی: عارف، ناصح و منتقد
قوانين و رویه های شش ماه نخست سال 1390 خورشيدي
بایسته ها ی تفسیر قوانین مرتبط با هزینه دادرسی
نشتری به زخم کهنه
قاعده دارا شدن غیر عادلانه در حقوق ایران و کامن لا
نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است
نقش وکلا در تحقق عدالت
انتشار دومین شماره فصلنامه "وکیل مدافع"
بانوی عشق (شعری برای نسرین ستوده)
بهره زنان از زندگی مشترک؛ هیچ (نگاهی به حقوق زنان پس از طلاق)
قطارِبايد (شعری منتشر نشده از رضا افضلی)
ترانه ای در ستایش دوشنبه
تصویر طنز 32 – چند طرح از فیروزه مظفری
تجدید نظر یا تائیدنظر
آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)
دو شعر از هوشنگ گلشیری و ضیاء موحد
بررسی یک حق عینی (حق اولویت در ایجار و اذن احداث و تملک اعیان در زمین های وقفی)
بی ناموسی چینی ها ( سفرنامه طنز)
سراندیب و ناقوس ( دوشعر تازه از تقی خاوری)
خبر: واكنش به اظهارات عبدالرضا مومنی
لـَغَتِ شَقاق به صِفاقِ باجناق
دفاعیه برای سگان زبان بسته
در زندان چه می‌گذرد؟
نفرین ِ شعر (نگاهی به مجموعه شعر "واژگان بازنده" تقی خاوری)

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت