تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

همگام با سردار

 

همگام با سردار

نوشته ی محمد مهدی حسنی

 

******************* 

یادآوری 1 :  این مقاله با تغییراتی اندک،  در صفحه اوّل  (ستون نگاه) روزنامه حیات نو (شماره 1903 – یک شنبه اول آذر 1388) نیز انتشار یافته است

*****************

عدل چه بود؟ وضع اندر موضعش

ظلم چه بود؟ وضع در نا موضعش (مولوی)

به نظر نویسنده سوای بحث "تشکل اقتصادى خواندن بسیج"  که نامفهوم می نمایاند، گفته های تازه سردارهمدانى فرمانده‌ جديد سپاه محمدرسول‌الله(ص) تهران بزرگ،  در باره بسیج از جنس دیگری است، که در راستای سفارش بزرگان و دلسوزان نظام، وضع را در موضعش قرار می دهد  و تداوم این رویه از سوی سایر مدیران ارشد نظام حالت ملتهب ایجاد شده پس از انتخابات را  فرو می نشاند. وی گفت هر کسی که معتقد به مبانی انقلاب اسلامی با هر سليقه‌ای باشد، بسيجی است وخط قرمز برای احزاب و گروه ها تنها مشی براندازى نظام است،  همچنین  با اشاره به سازماندهی و رويکرد جديد بسيج در دهه‌ چهارم عمر ش،  بسیج را تدبير امام(ره) خوانده که همه‌ ی مردم را شامل مى‌شود و اعضای آن می توانند در عین حالی که دارای سليقه‌هاى متفاوت و پیروی از احزاب و گروه‌هاى مختلف غیرمعاند با نظام باشند و از يک کانديدا دفاع کنند و با دیگری مخالف باشند. بسیجی تلقی شده  و تفکر بسيجى داشته باشند. زیرا قد و قواره‌ بسیج فراتر از احزاب و گروه‌ها بوده و این استقلال نسبى، تدبير مقام رهبرى است. همچنین او بر دو مطلب مهم و اساسی دیگر تاکید کرده است :

یکم - بسيجىان براى دفاع از مردم در هر عرصه‌اى که وارد مى‌شوند بایستی  در چارچوب قانونی عمل کنند و نوید داده است با  آنان که با مردم بد برخورد کرده‌اند، برخورد مى شود و در اين راه به قوه‌ قضائيه کمک خواهد کرد.

دوم -  او با جدایی میان هسته اصلی و تشکیلات بسیج (به عنوان یک شخص حقوقی) و بدنه آن (اقشار مختلف مردم که واجد شخصیت حقیقی هستند)  بیان داشته که فرماندهان و تشکیلات رسمی بسیج نبایستی در عرصه‌ گروه بندی های سياسى و انتخاباتی دخالت کنند.

ما پیش تر و قبل از انتخابات نیز به هنگام حضور سردار بازنشسته سپاه محسن رشید در ستاد ایثارگران میرحسین موسوی، واکنش  مشابه سردار را که در آن زمان  جانشین فرماندهی نیروی مقاومت بسیج  را به عهده داشت دیدیم. آن موقع نیز وی  گفته بود که هیچ بسیجی حق ندارد رسما از طرف تشکیلات رسمی سپاه و بسیج  در ستادهای انتخاباتی فعالیت كنند و با تاكید بر اینكه هر عضو نیروهای مسلح كه بازنشسته شده و قید و بند نیروهای مسلح را ندارند، می‌توانند فعالیت سیاسی كنند،‌ افزوده بود: "حضور سردار رشید در یكی از ستاد های انتخاباتی فقط به عنوان یك بسیجی و خارج از سازمان بسیج است".

هنوز پژواک سخنان امام (ره) در باره بسیج که آن را "مدرسه عشق" و "مکتب شاهدان و شهيدان گمنام" و "شجره طيبه"  و"لشکر مخلص خدا" خوانده بود، در ضمیر فرزندان امام و انقلاب نقش بسته است.  واقعیت این است که جنبش سبز با نفس بسیج و فرهنگ بسیجی نه تنها مشکلی ندارد، بلکه خود را موجی سبز از دریای خروشان این میقات می داند.  حراست و نگهداری نظام و آمادگی دفاع از مرزهای جمهوري اسلامی،  تلاش فكري و اعتقادي برای رسیدن به  آگاهی و بصیرت و تحليل درست از مسايل اساسي ایران و جهان،  دست یابی به  اسلام ناب محمدی (ص) و راه امام(ره)،  جلوگیری از حذف هنجارها و طرد ارزش های دینی و نادیدگرفتن حقوق اساسی ملت و ارتباط با روحانيت اصيل و رهبری خواسته جنبش سبز است ‌ که این همه با اهداف بسیج همخوانی دارد و راهی یکسان است.

موسوی، پبش تر و در یک متینگ انتخاباتی در باره  جمله به یاد ماندنی قدیمی خود: "بسیج، مدرسه عشق است" گفته بود: "بنده‌ این جمله را در یک مراسم که تعدادی از بسیجیان در حال اعزام به جبهه بودند، گفتم. این بسیجیان دل‌کنده از هر چیز در حال عزیمت به جبهه‌ها بودند و بنده نتوانستم با هیچ بیان دیگر احساساتم را در مورد بسیج بیان کنم و اکنون هم هنوز بر آن عقیده هستم؛ به نظر بنده یک بسیجی که متعلق به مدرسه عشق است، فراتر از جناح عمل می‌کند و دید ملی و نه جناحی دارد؛ تهدید و تطمیع در آن موثر نیست و وقتی به الگویی برای تبعیت و پیروی می‌اندیشد، به یاد شهید باکری‌ها و همت‌ها و امثال آن می‌افتد، بسیجی که متعلق به مدرسه عشق است، از دوستی مردم لذت می‌برد. حافظ عرض و ناموس مردم بدون توجه به اختلافات سلیقگی خود با آنهاست و این بسیجی حرمت حریم‌های خصوصی مردم را در مقابل تهاجمات گوناگون حفظ می‌کند و در ادای وظیفه خود پیرو حق است. بسیجی شاگرد مدرسه عشق شاگرد امام است که بازوان بلندش همه ملت را در برمی‌گرفت و در این بسیجی که آماده دفاع از حریم اسلام و ملت خودش است، پول و هدیه و متاع دنیوی ارزشی ندارد.... این بسیجی رای مستقل خود را دارد و مثل رهبر خود که فرمودند من یک رای دارم و کسی آن‌را نمی‌داند، رای می‌دهد و این بسیجی الهام‌بخش است و این بسیجی از جنس زاهدان شب و شیران روز است و ما می‌دانیم که بسیج امروز فرزند بسیج دیروز است و این قابلیت را دارد که همچنان مدرسه عشق باشد. مدرسه‌ای که دوستی و محبت و یگانگی و وحدت را در میان ملت دنبال کند؛ این بسیجی حافظ امانت‌های سنگینی است که ملت به او می‌سپارد. من هنوز هم به آن شعار اعتقاد دارم."

و همو در جای دیگر  آنگاه که در تجمّعی از حامیان خود مواجه  با دادن  شعارهایی علیه بسیج شد، صراحتاً و با طرح این مطلب که "وقتی شما این شعارها را می دهید به من بر می خورد" گفت: " بنده خود را بسیجی می دانم و هنوز لباس بسیجی را کنار نگذاشته ام و اما در خصوص بسیجی باید بگویم بنده آن بسیجی ای را قبول دارم و به آن احترام می گذارم که صندوق های رای را همانند نوامیس خود نگهداری کند، فراتر از جناح های سیاسی و حافظ ارزش ها باشد، بسیجی واقعی کسی است که حتی در صورت اختلاف سلیقه با برادر دانشجوی خود به آنها احترام گذاشته و فضای دانشگاه را امنیتی نکند."

به این ترتیب در موضع جدید، سخنان سردار با سران اصلاح طلب نزدیک شده است. بی تردید مردمي  و توده ای كردن دو تاسیس مهم "امنيت" و "دفاع" ، شاخص ترین ‌‌فلسفه ی ایجابی و ایجادی بسیج است زیرا در نزد امام (ره) حضور مردم در صحنه  و ایفای نقش پررنگ در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی  همواره از مهمترین مولفه های سیاسی ایشان محسوب می شد که باعث پایداری نظام می شود  و اگر او  بر ممنوعیت دخالت نظامیان در امور سیاسی تا کید داشت صرفاً برای نیل به همین هدف بود زیرا در منظر وی،   پیوند حکومت و مردم نباید هیچ گاه گسسته شود و برای ماندگاری روحیه مردم و رعایت منافع ملی و نظام اسلامی، بایستی این مردم باشند که همیشه حرف آخر را بزنند.

همانگونه که سردار نیز اعتقاد دارد بدون شک  شرط  لازم برای دستیابی به اهداف مقدس انقلاب و نظام، رعایت اقتضائات پیش گفته و هم آهنگی خانواده نظام و وجود بسیجی فراجناحی متشکل از مردم است که احترام گذاردن آنان  به قوانين و مقررات شرط حیات آن است.

از این رو فارغ از شخصیت حقیقی بسیجیان که در زمره آحاد مردم محسوب می شوند و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و اظهار نظر و موضع گیری سیاسی دارند،  هرگاه  دخالت اعضای آن  در این  امور، شائبه عرض اندامشان به عنوان شخصیت حقوقی بسیج  و سپاه باشد، این خطای فاحش و نابخشودنی است زیرا در این نقش، آنان -  بدون اینکه جانب گروه و افرادی خاص را بگیرند - تنها حق دارند برای  تشويق و ترغيب مردم‌ درانتخابات و حضورشان در سایر صحنه های سیاسی، اقدام کنند. بازخوانی گفتار و مواضع امام (ره) و مقام رهبری، درستی این مدعا را اثبات می کند.

از این رو در اینجا، ما با این  پرسش اساسی مواجه هستیم که آیا مسئول تقابل معترضین به انتخابات با  بسیج در وقایع پس از آن ، که ناشی از برخی سیاست های نادرست بوده، چه کسی است؟

مراد سیاست هایی است که باعث شد، تا به شرح پیش گفته فضای نسبتاً روشن و یکدست حاکم  پیش از انتخابات را که حتی الامکان  حریم ها حفظ و وضع در موضعش بود، نادید گرفته شود، به نحوی که اکنون اپوزیسیون تندرو و رادیکال نظام،  بر خلاف منافع ملی و انقلاب و نقش راستین بسیج، از این ضعف نهایت سوء استفاده را نموده  و کوشش می کنند که میلیون ها بسیجی را که به آقای احمدی نژاد رای نداده اند، مقابل نظام قرار دهند

بدون شک اگر سایر مقامات نیز مانند سردار، در صدد رفع آثار نامطلوب و جبران خسارت وارد بر این شجره طیبه باشند، ما در راه درست گام گذارده ایم. 

*****************

 یادآوری2 :                           

تاکنون این یاداشت  از سوی سایت های زیر بازتاب و انتشار یا به اشتراک گذارده شده است:

سایت خبری تحلیلی عبور سبز،  بنیان نیوز،  حیات نو ،

بنیاد دلآوران ایران

تصاویر برگرفته از سایت :  تبیان (زنجان)  و مرکز رادیو البرز   ،


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در جمعه 29 آبان1388 ساعت | لینک ثابت |

پرسش و پاسخ حقوقي 42 - ماده 447 ق. آ. د.

 

 پرسش و پاسخ حقوقي 42 -  ماده 447 ق. آ. د.

 شاخه اصلي : قانون آیین دادرسی مدنی

شاخه فرعي : مواعد 

موضوع :  ماده 447 قانون آئین دادرسی مدنی

 

 پرسش :

منظور از طولانی ترین موعد در ماده 447 قانون آئین دادرسی مدنی چیست؟

پاسخ :

این ماده دراصلاحات جدید قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی آمده و در قوانین آیین دادرسی قبلی نبوده است و همین موضوع سوال یکی از نشست های قضایی دادگستری هم واقع شده است. نظریه اقلیت و اکثریت و کمیسیون به شرح زیر است :

س: با توجه به ماده 447 قانون آئین دادرسی مدنی، منظور از طولانی ترین موعدی که در مورد یک نفر رعایت می شود چیست؟ آیا فرجه های تعیین شده قانونی است یا فرجه قانونی بعد از ابلاغ به آخرین فرد از خواندگان دعواست؟

1- نظر اکثریت:  منظور از طولانی ترین موعد مذکور در ماده 447 (قانون آئین دادرسی مدنی)، شامل مواعد قانونی و مواعدی است که از طرف دادگاه معین می شود و با توجه به ماده مذکور، در مورد دعوایی که خواندگان آن متعدد هستند، به نظر قانونگذار، خواندگان متعدد در حکم واحد فرض شده و آخرین و یا طولانی ترین موعد در مورد هر کدام از آنها را شامل سایر خواندگان نیز دانسته و جهت اینکه در رسیدگی به این موارد و اقدامات دفتر دادگاه، اشکالی پیش نیاید و اصحاب دعوا یا خواندگان، تکلیفی جهت تقدیم دادخواست های جداگانه و پرداخت هزینه های دادرسی متعدد نداشته باشند، طی یک دادخواست می توانند واخواهی و تجدید نظر کرده و دفتر دادگاه نیز می تواند به تکالیف قانونی خود عمل نماید. این ارفاق قانونی در مورد طولانی تر شده موعد برای سایر خواندگان نیز در نظر گرفته شده و باید رعایت شود. چنان چه نظر خلاف این مورد، عمل شود ایراد و اشکال در نحوه عمل وظایف دفتر دادگاه و محاکم پیش خواهد آمد که قانونگذار، جهت رفع اشکالات مذکور، این ماده را تنظیم کرده است.

نظر اقلیت :  مواعد مذکور در ماده 447 (قانون آئین دادرسی مدنی)، صرفاً در مورد مواعد تعیین شده توسط دادگاه است و مواعد قانونی از آن منصرف هستند و برای هر کدام از خواندگان جداگانه محسوب می شود.

نظر کمسیون (نشست قضائی 4) : طولانی ترین موعد موضوع ماده 447 قانون آئین دادرسی مدنی، منحصراً در مورد خواندگان بوده و از مواعد قانونی منصرف و ناظر به مواعد و مهلت های معینه به وسیله دادگاه، از جمله اخطار نظر کارشناسی یا احضار برای ادای توضیح است. {مجموعه نشست های قضائی، مسایل آئین دادرسی مدنی (2)،  معاونت آموزش قوه قضائیه، تهران، انتشارات جاودانه، چاپ اول، 1387 ص767(سوال693)}.

به نظر اینجانب نظر اکثریت ( و نه اقلیت و کمیسیون) به صواب نزدیک تر است و   آقای دکتر شمس نیز همین دیدگاه را دارد.  وی در جایی گوید:  "در صورتی که محکوم علیهم متعدد باشند و همگی مقیم ایران و یا خارج از کشور باشند، مهلت تجدید نظر برای هریک از آنان، به ترتیب، بیست روز یا دو ماه از تاریخ ابلاغ رای خواهد بود. اما چنان چه حداقل یکی از آنان مقیم خارج باشد و محکوم علیه یا محکوم علیهم دیگر مقیم خارج باشند، مهلت تجدید نظر نسبت به تمامی آن ها براساس ماده 447 ق. ج. به دو ماه افزایش می یابد{آئین دادرسی مدنی، ج. 2 ،  دکتر عبدالله شمس، تهران، نشر میزان، چاپ چهارم، پائیز 1382 – ص 371 (شماره 749)}.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در یکشنبه 24 آبان1388 ساعت | لینک ثابت |

پرسش و پاسخ حقوقي 41

 

 

 پرسش و پاسخ حقوقي 41

شاخه اصلي : حقوق مدنی و حسبی

 

  پرسش :  ممنون می شوم به این سه سوال من پاسخ دهید:

1 - اینجانب طی قراردادی سهم الارث برادرم نسبت به منزلی را خریداری کردم و چکی بابت آن صادر که در قرارداد صراحتاً علت صدور چک ذکرشده است. بعد از گذشت پنج سال از تنظیم قرارداد مشخص شد مرحوم پدرم در زمان حیات ملک را ولایتاً به نام من سند زده است و رسماً و ثبتاً خودم مالکم  واصولاً برادرم  سهم الارثی نداشته و ملک جزو ماترک نبوده است. مبانی قانونی طرح دعوی علیه ایشان چیست؟

2-  وی از غیاب من استفاده و در ملکی دیگر - که منزلی کلنگی بوده – ساخت و ساز کرده است، آیا قانوناً من اجبار دارم که به هنگام تقسیم ترکه، قیمت اعیان جدید را به نرخ روز به او بدهم یا خیر؟

3- یکی از ملک های موضوع ماترک، کشاورزی وباغداری و دامداری است، من سی سال پیش به برادرم وکالت رسمی داده ام و او با زدن چاه و ساخت و ساز و تسطیح اراضی و .... ملک را آباد کرده است.  با توجه به ایجاد اختلاف میان ما، من از دادگاه اجرت المثل مدت تصرفات او را درخواست کرده ام و او با دادن دادخواست تقابل هزینه کرد خود را به نرخ روز مطالبه کرده و دادگاه برای هر دو مورد ارجاع به کارشناس داده  است. در این مورد نظر شما چیست؟

 پاسخ پرسش 1:

موضوع از مصادیق معاملات فضولی و تابع احکام آن است. همچنین حسب مادتین 199 و 302 قانون مدنی،  اگر کسی اشتباهاً خود را مدیون می دانسته و آن دین را تادیه کند حق دارد از کسی که بدون حق مال را ستانده، استرداد کند و رضای حاصل از چنین اشتباهی نیز نافذ نیست و بالاخره به استناد ماده 1277 همان قانون، مقرّ می تواند ادعا کند که اقرار او فاسد یا مبتنی بر اشتباه یا  غلط و یا بواسطه عذری بوده است و چنین دعوایی شنیده می شود.

 پاسخ پرسش 2:

تصرفات یکی از مالکین مشاعی (وارث اشاره شده)  در ملک مشاع،  بدون رضايت و اذن شما به عنوان یکی از ورثه (شریک المال)  غصب است و در قانون و شرع  عمل غاصب محترم نیست. از این رو مطابق حکم ماده 314 قانون مدني ، لوفرض که در نتيجه عمل شریک غاصب،  قيمت مال مغصوب افزايش يافته است، او حق مطالبه قيمت زيادي را نخواهد داشت و تنها مي تواند عين زايد متعلق به خود (مصالح بناي احداثي) را از ملک اخراج کند.  لذا اجبار شما به پرداخت قيمت ملک ( فروش ملک و تقسيم و تسهيم وجه آن،  پس از کسر قيمت اعياني جديد )،  خلاف صريح قانون است.

 پاسخ پرسش 3:

به نظر اینجانب مبانی تنظیم هر دو دادخواست مواجه با اشکال قانونی است. زیرا رابطه حقوقی طرفین مبتنی بر عقد وکالت است و نه الزامات خارج از قراردادها (مانند مورد سوال قبل). بنابراین شما بایستی حساب دوره وکالت وی را  مطالبه می کردید. حسب عمومات قانون مدنی ( مواد 656 به بعد ) ایشان (وکیل) بایستی : 

اولاً –موضوع اجرای وکالت، توسط شخص خود یا اشخاص دیگر، از قبیل اجیر یا وکیل بعدی را اثبات نماید .  

ثانیاً – بایستی میزان کار انجام شده را با قید مقدار، هزینه های مصروفه و زمان انجام آن را ، دقیقاً  معین کند،  تا معلوم شود که امور ادعایی در حدود اذن بوده است یا خیر ؟ و همچنین در انجام آن، رعایت مصلحت و غبطه موکل خود را بعمل آورده است یا خیر ؟   

ثالثاً – با توجه به اینکه اقدامات وکیل مبتنی بر نیابت است و کارها و امور را برای موکل و به نام او انجام می دهد،  ملتزم به دادن حساب دوره وکالت بوده؛  و لذا بایستی دقیقاً حساب هزینه ها و درآمدهای مصروفه - که از کیسه موکل و به حساب او نموده -  را ارائه دهد .  در اینصورت اگر به جای موکل چیزی داده، آن را مطابق اسناد و مدارک،  مطالبه کند .  و اگر مالی را به جای او دریافت کرده است،  رّد کند .

بنابراین مطالبه هزینه ها  مورد نظر، به ترتیب پیش گفته و  بی رعایت عمومات و شرایط مذکوره در قرار داد وکالت ، فاقد هرگونه مستند قانونی است و به دلیل اشکال ذاتی دو دادخواست، تصمیم دادرس (مبنی بر صدور قرار کارشناسی در هر دو مورد) انطباقی با قانون ندارد.  


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در یکشنبه 24 آبان1388 ساعت | لینک ثابت |

پرسش و پاسخ حقوقي 40 - شهادت بر امر عدمی

پرسش و پاسخ حقوقي 40 - شهادت بر امر عدمی

شاخه اصلي : قانون آیین دادرسی مدنی

شاخه فرعي : ادله دعوی

موضوع :  میزان حجیت شهادت بر امر عدمی

 

پرسش : آیا شهادت بر امر عدمی قانوناً پذیرفته است یا خیر؟

پاسخ :

هرچند از دیدگاه فقهای عظام شهادت عدمی (شهادت نفی) معتبر نیست لیکن آگر آن برگشت به شهادت بر اثبات باشد بلامانع است.  به دیگر سخن شهادت بر لوازم وجودی امر عدمی مسموع است و دادرس باید از راه احراز آن لوازم،  پی به ملزوم برد و لوازم عرفی و عادی دراین باره کافی است (ترمینولوژی حقوقی، دکتر لنگرودی،  ص 399).  چنانکه شهادت بر اعسار نمونه اجلی و روشن این نوع شهادت است لیکن آن از طریق اثبات درآمد و هزینه کرد و بررسی وضعیت دارایی مثبت و منفی خواهان آن  قابل اثبات است.

همچنین با مطالعه منابع زیر صحت مدعای پیش گفته اثبات میشود:

دانش نامه حقوقی، لنگرودی، ج 1 ص 504 و ج 5 ص 195 و 196

جواهر ج4/370/23 و 24

قضاء، آشتیانی،  ص 109

الاشباه و النظائر، ابن نجیم ،  ص 222

دایره المعارف علوم اسلامی،  ص 357 تا 430

سلوک الملوک ص 133

مسبوط در ترمینولوژی حقوقی، لنگرودی، ج 3 ص 2311 (به نقل از منبع آخری).


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در یکشنبه 24 آبان1388 ساعت | لینک ثابت |

جنبش سبز و نگاه به درون

جنبش سبز و نگاه به درون

نوشته ی محمد مهدی حسنی

  یادآوری1 :

این مقاله با حذف عبارات و جمله هایی در صفحه اوّل روزنامه حیات نو (شماره 1892 – دوشنبه 18 آبان 1388) انتشار یافته است و برای اینکه خوانندگان ازشیوه ممیزی سردبیر محترم  روزنامه - که ظاهراً همه گیر بوده و اختصاص به روزنامه خاصی ندارد – آگاهی یابند. موارد حذف شده، کم رنگ تر آورده شده است:

                                                            (((((((((((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))))

 صبح چو از صدق نفس برگشاد

مملکت شرق به دستش فتــــــاد (خواجوی کرمانی)

میر حسین موسوی در چهاردهمين بيانيه تفصيلي خود گفت: "تاکيد بر اجراي بدون تنازل قانون اساسي يک راهبرد کليدي براي ساختن فرداست. با چنين راهبردي ما در تاريکي قدم نمي‌گذاريم و ميراث‌هاي به جا مانده از مبارزات نسل‌هاي پيشين را به هيچ تقليل نمي‌دهيم." این گفته استراتژی جنبش سبز وهویت واقعی اجتماعی و سیاسی جریان اصلاح طلبی است و نیز مرزبندی این جنبش را با جریان اپوزیسیون برانداز و همچنین جریانات داخلی که جمهوریت نظام را در کنار اسلامیت آن بر نمی تابند، هویدا می سازد.

خواسته ها و آرمان های جنبش سبز، ریشه در دوم خرداد 1376 دارد، آن هنگام که "جنبش اصلاحات" برای نخستین بار در نظام جمهوری اسلامی وارد ادبیات سیاسی - اجتماعی مردم شد و خاتمی نشان داد که مطالبات از نظام و برخورداری از حقوقی سیاسی و اجتماعی و مدنی در چارچوب قانون اساسی ج.ا.ا. - که دارای ظرفیت های معطل مانده فراوانی است-  شدنی می باشد. در آن وقت،  دو عنصر جمهوریت و اسلامیت نظام به عنوان دو خطّ قرمز اساسی به طور مشخص تر تبیین گردید  و نتیجه گیری شد که حذف هریک، به منزله قهر با اهداف انقلاب اسلامی 57 و راه امام (ره) است. به این ترتیب در داخل نظام،  مرزبندیها حول این دیدگاه و دیدگاه مخالف آن که شعارش "حکومت اسلامی" به جای "جمهوری اسلامی" بود، شکل گرفت و مردم سوی نگاهشان به دست سبزی خاتمی افتاد، امّا طرف مقابل که جاده سیاست را یک طرفه و خود را سوار بر خودروی بی ترمز می  دید، سدّّ راه شد تا رئیس جمهور اصلاحات به قول خود درهر نه روز با یک بحران مواجه شود. نتیجه این رفتارها،  محقق نشدن شعارها و آرمان های اصلاح طلبانه ی خاتمی و آن روی سکه، یأس و خمودگی و به حاشیه رفتن مردم بود. در آستانه انتخابات دهم، بار دیگر شور و اشتیاق سراغ مردم ما آمد و برای نخستین بار حتی بی تفاوت ها به پای صندوق های رای آمدند. در فضای جدید سیاسی هم وطنان ما نیز همچون همه جهانیان رویکردشان به شعار تغییر بود،  تغییری دمکراتیک، که از باد سام های تنگ نظری، زیاده خواهی و رفتار نا متعارف و چنگ زدن به همه ی قدرت و شوکت به دور باشد. لیکن برغم باورها،  نتیجه انتخابات چیزی دیگر رقم خورد.  آرای خاموش ... و اعتراضات آرام و مدنی معترضین که می توانست به گونه مسالمت آمیز و بدون خشونت، و با اتکا به حقوق اساسی افراد و در چارچوب قوانین به پبش رود، با باطوم و گلوله پاسخ داده شد. تحریکات و قهقهه های پیروزی به اوج خود رسید، و نظام با بحرانی مواجه شد که برون رفت از آن، تنها با اتکای سازکردن عقول، کوتاه آمدن و رعایت قاعده بازی میسر گردید.

برخلاف تذاکرات مشفقانه رهبری و سایر دلسوزان نظام،  بازار تهمت و توهین و ضرب و شتم رونق گرفت. برای اثبات وابستگی رهبران به خارج، قاضیانی که بایستی به استناد نصّ قانون و نگرش به اصل برائت، به صدور کیفرخواست و حکم مبادرت کنند، تئوریسین و ایدئولوگ سیاسی شدند و با پذیرش پیش فرض "توطئه" بنا را بر مجرمیت گذاردند وماکس وبر(Max Weber)  جامعه‌شناس آلمانی اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست میلادی را در ردیف متهمین و معاونین جرم نشاندند. آنان در ساده و راحت ترین تحلیل، همراهی گاه و بیگاه اپوزیسیون خارج با جنبش سبز و همچنین  ذکر اخبار جنبش سبز در رادیو و تلویزیون فارسی زبان خارجی را دلیل محکومیت آنان و خارج شدن جنبش ازخطّ انقلاب دانستند درحالیکه نزدیکی اپوزیسیون خارج و همراهی آنان با جنبش سبز نه به خاطر وابستگی این جنبش به آنان وهدایتش از آن سوی آب ها بود، بلکه بر عکس،  ناشی از عوض شدن افق نگاه خارج، تحت تاثیر داخل بود، آنان دیدند که مردم دوباربه اصلاحات روی آوردند و دنباله روی رهبرانی شدند، که همواره در طی این مدت سی سال،  بی هیچ اتکایی به بیگانگان، در داخل این خاک نفس کشیدند، همراه و همگام با امام و مردم بودند و خواست اصلی آنان تغییراتی در چارچوب قانون اساسی ج. ا. ا.  و احیای اصول فراموش شده آن بود، پس  اپوزیسیون خارج  نشین، ناچار به عقب نشینی شده و به این واقعیت رسیدند که در طی این مدت طولانی، اهداف و استراتژی های طرح شدشان از قبیل  جدایی دین و سیاست،  لزوم همراهی دمکراسی  با سکولاریسم و براندازی نظام و  ... راه به جایی نمی برد و خواسته جنبش سبزو مطالبات آنها در داخل نظام، حرف و خواست مردم و رهبرانی است که خود در خانواده بزرگ نظام، همواره حاضر و نقش کلیدی داشته اند. بنابراین اگر ایدئولوگ ها و تئوریسین آنان به این نتیجه می رسند که همراهی با مردم برای تقویت جناح اصلاح طلبان و تضعیف جناح تندرو اصول گرا ضرورت امروز است، درواقع این پیروزی بخشی بزرگ و دلسوز از مردم و خانواده نظام است، که در راستای تبدیل معاند به مخالف موفق بوده اند و از این رهگذر خواستاران براندازی نظام را وادار به تجدید نظر در اندیشه و اهداف خود کردند.

واقعیت این است که تندروها و مغرضین این اپوزیسیون،  بدشان نمی آید، که جنبش سبز از رهبران فعلی میانه رو و اصلاح طلب خود و همچنین اهداف و شعایر نخست خود دور شود.  در اینصورت رویکرد به رادیکالیزم و دادن شعایر تند و جنگ طالبانه همچون براندازی که جایگاه نظام را تضعیف می کند وغایت خواست آنان است، محقق می شود.

تجربه ماههای اخیر نشان می دهد سرکوب وتهدید جنبش کارساز نیست، به هرحال مطالبات مردم پس از انتخابات آغاز و به نسبت سال 76 افزون شده است و جلوگیری از چنین موجی مستبعد به نظر می رسد.

وقتی که ما کمترین حقوق اساسی افراد مبنی بر اعتراض و راهپیمائی مسالمت آمیز و بدون گفتار را نمی پذیریم و جلوداران آن را به بند می کشیم، بی تردید نتیجه خشونت، نافرمانی های مدنی و تغییر و انحراف شعایر آن و عبورش از خط قرمزهاست.

امه سه زر Aimé césaire  شاعر انقلابی و نویسنده و سیاستمدار سیاه پوست فرانسوی به انگیزه آسیب شناسی تمدن ها (حکومت ها) سخنی نغز و در عین حال موجزی دارد،  می گوید: " تمدنی که در حل کردن مشکلات ناشی از شیوه کارش، عاجز شود، تمدنی منحط و تمدنی که بر حیاتی ترین مسائل خود چشم فرو بندد، تمدنی مبتلا و تمدنی که با اصول خود، ریا کاری کند، تمدنی مردنی است." (گفتاری در باب استعمار، هزارخانی، نیل، ص5)

بنابراین بدون شک، تداوم کج سلیقه گی، ترجیح منافع گروهی  به منافع ملی،  کم رنگ کردن جمهوریت نظام و نفی دمکراسی،  دمیدن در بوق جنگ و شقاق و پاسخ ندادن صحیح و اصولی به انتظارات و نادید گرفتن حقوق بشر و شهروندي و تامین نکردن امنیت اجتماعی و سیاسی مردم ، ایجاد بی اعتمادی و برخورد قهر آمیز و خشن و پلیسی با آنان، به بند کشیدن سران و موثران جنبش سبز، تداوم روند بازداشت‌ها و حبس زندانیان سیاسی،  انسداد فضای سیاسی، تحمّل نکردن مخالفان، به محاق تعطیل کشاندن مطبوعات، استفاده یکسویه از امکانات دولتی به ویژه تریبون شدن رسانه ملی علیه اصلاح طلبان، دخالت نظامیان در سیاست، و برنتافتن آزادی احزاب و تنش آفرینی و ایجاد التهاب در جامعه و محاکمه نکردن مقصرین و متجاوزین به تمامیت جسمی و مالی و آزادی مردم و اصلاح نکردن قوانین انتخابات ... همه و همه در حال حاضر، رفتارها و کنش هایی خلاف منافع و مصالح نظام است. که متاسفانه نتایج و تبعات نامساعد خود را به دنبال خواهد داشت.

    ما نصیحت به جای خود کردیم  

     روزگاری در این بسر بردیم

     گر نیاید به گوش رغبت کس

     بر رسولان پیام باشـــد و بس  (گلستان سعدی، 191)

                                          (((((((((((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))))

  یادآوری2 :

سایت اداره کل آموزش و پژوهش – معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در یاداشتی موسوم به "اخبار و جريان هاي خبري روز : سرمقاله هاي روزنامه ها(18آبان)" مقاله حاضر را بررسی کرده است. که یه شرح زیر است . قضاوت در باره محتوای آن ، به عهده خوانندگان محترم گذارده می شود.

" نويسنده اين يادداشت در تحليلش سعي دارد ثابت کند که جنبش سبز جرياني معطوف به درون است و حمايت اپوزيسيون خارجي از آن نيز ريشه در هنرمندي سران اين جنبش در تبديل معاند به مخالف نظام دارد. وي با اشاره به بخشي از بيانيه 14 موسوي که در آن به پايبندي راهبردي بر اجراي قانون اساسي تاکيد شده، اين گونه نتيجه مي‌گيرد که اين بند از بيانيه موسوي فصل تمايز جنبش سبز از اپوزيسيون خارج‌‌نشين و جريان داخلي‌ايست که جمهوريت نظام را در کنار اسلاميت آن برنمي‌تابد. و اين جنبش سبز است که هم در دوم خرداد 76 و هم در انتخابات دهم با کنار هم قرار دادن جمهوريت و اسلاميت نظام باعث ايجاد طراوت در عرصه رقابت انتخاباتي شد اما در اين دوره با يک تقلب گسترده مواجه گشت! وي در يادداشت خويش جريان مخالف اصلاحات - تندروها و مغرضان- را علاقه مند به جدا کردن جنبش سبز از رهبران متعادل خود و راديکاليزه کردن فضا براي حذف رقيب معرفي مي­کند.

در پايان با نقل عبارتي از امه سزر در باب تمدن ناتوان اين­گونه جمع بندي مي‌کند: تداوم کج‌سليقگي، ترجيح منافع گروهى به منافع ملي، کم‌رنگ کردن جمهوريت نظام و نفى دمکراسي، دميدن در بوق جنگ و شقاق و پاسخ ندادن صحيح و اصولى به انتظارات و ناديده گرفتن حقوق بشر و شهروندى و تامين نکردن امنيت اجتماعى و سياسى مردم، ايجاد بى اعتمادى و برخورد قهر‌آميز و خشن و پليسى با آنان، استفاده يکسويه از امکانات دولتى به ويژه تريبون شدن رسانه ملى عليه اصلاح‌طلبان، و برنتافتن آزادى احزاب و تنش‌آفرينى و ايجاد التهاب در جامعه و محاکمه نکردن مقصران و متجاوزان به تماميت جسمى و مالى و آزادى مردم و اصلاح نکردن قوانين انتخابات... همه و همه در حال حاضر، رفتارها و کنش‌هايى خلاف منافع و مصالح نظام است که متاسفانه نتايج و تبعات نامساعد خود را به دنبال خواهد داشت."

                                                              (((((((((((((((((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))))

 یادآوری3 :                           

تاکنون این یاداشت  از سوی سایت های زیر بازتاب و انتشار یا به اشتراک گذارده شده است:

تغییر (پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی) ،جنبش راه سبز (جرس)،  امروز، حيات نو، کلمه،  وبلاگ تخصصی مدیریت ، بلاگ نیوز، باشگاه جوانان ايراني، فيس بوک، جبهه ملی ایران-اروپا ، مرکز خبر و اطلاعات ایرانیان، twitter  ، انجمن مدیران اصلاحات خراسان، GOOYA UK ،  حال و احوال ، پارس نیوز ، friendfeed ، نسیم فردا ، glancerss  ، بنیان نیوز،   رســــا  ،  اندکی صبر، سحر نزدیک است ،  آفتاب ، iranian.de

بدیهی است  ذکر  نام سایت ها و وبلاگ های اشاره شده، به معنی تایید محتوای آن نیست و نویسنده با برخی از آنها اختلاف دیدگاه اساسی دارد.  

 


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در سه شنبه 19 آبان1388 ساعت | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

راهنمای تجاری تهران
دنیای سخت نشنیدنی هایمان
♥شعر و ترانه(همه چیستان)♥
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
وکالت آنلاین
وبلاگ رسمی مشاوره و روان شناسی
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
اس ام اس های روز
جوانان
Lilililililترفندستانlililililili
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
یک سر و هزار سودا
احقاق (مهدی پاشایی )
ایران داوری
اخبار و مقالات حقوقی (فریبا زارعی خالدآبادی)
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
گروه وکلای دادگستری کاسپین
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
وبلاگ روانشناسی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
سایت حقوقی راه مقصود
وکیل ملت
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
قسطاس
وبلاگ روزبه افضلی
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
یاداشت های یک زندانبان
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
فلسفۀ وکالت
شرط الحاقی انتقال تعهد بدون رضایت متعهد له
شگفتی دیدار (داستان واقعی)
شعری به لهجۀ شیرین مشهدی در باره حقوق زنان
نقد دو رای وحدت رویه هيئت عمومي دیوان عالی کشور (حقوق خانواده )
سیف فرغانی: عارف، ناصح و منتقد
قوانين و رویه های شش ماه نخست سال 1390 خورشيدي
بایسته ها ی تفسیر قوانین مرتبط با هزینه دادرسی
نشتری به زخم کهنه
قاعده دارا شدن غیر عادلانه در حقوق ایران و کامن لا
نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است
نقش وکلا در تحقق عدالت
انتشار دومین شماره فصلنامه "وکیل مدافع"
بانوی عشق (شعری برای نسرین ستوده)
بهره زنان از زندگی مشترک؛ هیچ (نگاهی به حقوق زنان پس از طلاق)
قطارِبايد (شعری منتشر نشده از رضا افضلی)
ترانه ای در ستایش دوشنبه
تصویر طنز 32 – چند طرح از فیروزه مظفری
تجدید نظر یا تائیدنظر
آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)
دو شعر از هوشنگ گلشیری و ضیاء موحد
بررسی یک حق عینی (حق اولویت در ایجار و اذن احداث و تملک اعیان در زمین های وقفی)
بی ناموسی چینی ها ( سفرنامه طنز)
سراندیب و ناقوس ( دوشعر تازه از تقی خاوری)
خبر: واكنش به اظهارات عبدالرضا مومنی
لـَغَتِ شَقاق به صِفاقِ باجناق
دفاعیه برای سگان زبان بسته
در زندان چه می‌گذرد؟
نفرین ِ شعر (نگاهی به مجموعه شعر "واژگان بازنده" تقی خاوری)

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت