تبليغاتX
چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

دو شعر تازه از تقی خاوری و نقدی نظری بر آن

 

 دو شعر تازه از تقی خاوری و نقدی نظری بر آن

نوشته : محمد مهدی حسنی

 

 

آنها که تقی خاوری را می شناسند می دانند، بیشترشعرهای او رنگ و بوی خود را از طبیعت می گیرد و تصاویر و واژه های شعرش سرشار از عناصر طبیعی به ویژه بهارست و  این سبزی همواره با شعراو عجین است.  

شعرهای خاوری،  بوستانی از حضور دل انگیز و وجد آور نسیم،  غمز و عشوه گل و شیطنت و غلغل بلبل،  رقصیدن و بالیدن پروانه و سرمستی و طراوت سبزه و در یک کلام "زندگی" است.

و دلیل بر صحت این مدعا، دوشعر زیر است که همچون شعر های دیگر او، حال و هوای خراسانی دارد و یاد آور آثارطبع رودکی و کسایی و منوچهری است. این  ویژگی زبان خاوری همراه با دایره وسیع لغات ومضامین تر و تازه (مدرنیته)  فرم شعراو را می سازد.

و اما در باره خود خاوری، ساده زیستی، خوش خلقی، امید واری و شاد زی ی توام با اندیشه نگری ، استغنای طبع و اعتماد به نفس، راستی و درستکاری، میانه روی و تواضع،  بی حسدی، کار و تلاش عمرانه برای سدّ جوع و اراده محکم ، حق جویی و آزادگی او در محاق گواهی قاطبه دوستان عامی و نیزادیب و شاعر اوست

و بی هیچ تردید، شعر خاوری خودش است.

بنظر من یکی از مهمترین خصلت های شعر خوب همین است، چه شعر باید آئینه تمام نمای شاعر باشد، دورغ نگوید و خودش باشد. اگر مدایح و خیلی از قصاید و قطعات حکمی و اخلاقی و  مانند آن بر خواننده و شنونده اثر گذار نیست و از عاطفه تهی ست و بر دل نمی نشیند به خاطر فقدان همین خصیصه است.

هرگاه شادروان نظام وفا - از دیدگاه منفی خاص او که ناشی از دل سوختگی و رنج کشی اش است- ، می گوید: "اگر شعر را بشکافیم از ذرات آن اضطراب روح، هیجان خاطر و اشک چشم و خون دل بدست می آید زیرا شعر سخن دل است باید دل آن را بگوید و دل آن را بفهمد." همین خصیصه را مدّ نظر داشته است.

شاید مضمون خیلی سروده ها، زندگی باشد،  اما خود آن شعر زندگی نیست، بلکه تصویر با فیلمی از زندگی و به دیگر سخن بدل آن است و احساسی که از خواندن این قبیل سروده ها به آدم  دست می دهد،  مانند دیدن تصویری بی تحرک و صامت  در چهار چوب یک قاب بی روح بر دیوار خانه است، که تنها توجه آدم را معطوف به بودن آن می کند، بدون اینکه انسان خود را در درونش ببیند.

بهار در این باره خوب گفته است:

شعر دانی چیست؟  مرواریدی از دریای عقل

هست شاعر آنکسی کاین طرفه مروارید سفت

صنعت و سجع و قوافی هست علم و شعر نیست

ای بسا ناظم که نظمش نیست الا حرف مفت 

شعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد زلب              

بـاز در دلها نشینـــد هر کجا گوشی شنفـت

ای بسا شاعر که او در عمر خود نظمی نساخت              

 وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت

گفتم شعر خاوری خودش است،  برای اینکه منظور خود را بهتر برسانم،  نگاهی به همین دو شعر تازه او می اندازیم :

در شعر"سلام ای گل" ، ریزش شکوفه  های سفید در کاسه اسفند و سفیدی زدن صبح که رنگ روئیدن دارد  و پرسش از گل تازه رسیده،  حال و هوای بهاری، بازگو می شود، از رنگ ها و آهنگ ها و شدنها می شنویم  که همه،  تداعی کننده شلوغی و رنگارنگی یک مجلس و میهمانی بزرگ است،  جشنی که برای تر و تازه شدن است.

در گوشه ای از این جشن و در میان مدعوین، گل گوکب و سوری (محمدی) ایستاده اند و بلبل بر طرف آنها می چرخد،  دل داده و می گیرد و غلغلش بی هیچ قال، حال است. و در گوشه ای دیگر، غنچه در هیات دختر نورسیده و باکره و خوش پوش،  با دهانی صورتی و تنگ، عشوه می فروشد و بی شک اقاقیا غایب مجلس نخواهد بود و در راه  رسیدن به میهمانی است. موسیقی مجلس،  آواز زیبای بلبل، در دستگاه ماهوراست ( کسانی که با دستگاه ها و نواهای ایرانی اُختند، از ماهور همین حال و هوا را احساس می کنند).

گوته می گوید: "عطیه والائی را که شاعر از طبیعت می گیرد، همانا شرکت در شادی جهانیان است و دست یابی به این قدرت است که خود را به جای سایرین احساس کند ؛ یگانگی و رسوخ موزون و موافق با هزاران چیزهای دیگرکه در بیشتر اوقات خود این چیزها، با هم موافقند"

و ما این تمام این چیزها را در آفرینش میهمانی و بزم بهار خاوری می بینیم و عجبا که در شعر او خاستگاه این جشن بهاری،  آسمانی است.  نمی دانم چرا بی اختیار یاد جشن عروسی می افتم، که بقول عوام،  پیوند عروس و داماد را در آسمان ها بسته اند. اینجا نیز تغییر و تحول روی زمین براساس چرخش ماه است که او هم به نوبه خود،  در مداری سبز قرارش داده اند،  پیوندی آسمانی که آثارش سیر قهقرایی دارد و از لاهوت به نا سوت می آید.

ما سعدی را می ستایم که غزل  را زمینی کرد وفخرالدین اسعد گرگانی را که در ویس و رامین به دور از هیاهوی عشق ها و تمایلات عجیب و غریب عرفانی و آسمانی، عاشق و معشوق معمولی را با تمام خصیصه های یک عشق زمینی به ما  شناساند و همان بعدها سرآغاز رئآلیسم ادبی ما شد. عاشقی که یک انسان است و همه تمایلات خوب و بد را باهم دارد. دوست دارد ولی بی وفایی و خیانت هم می کند.

در شعر خاوری هم با آدمی معمولی و ازسنخ خودمان طرف هستیم.  گاهی د رموقعیت خوشی و مستی وبه هنگام دم،  آدم شک می کند نکند اینهمه خواب و خیال است و گاه با نگاه کردن به میهمانان جشن، توجه اش به خودش معطوف می شود که آیا سر و وضع او برازنده حضور در این جشن پر رنگ و آهنگ است، یا خیر؟

ولی شاعر با تاکید پیش از آن،  بر اینکه وقت غنیمت است و باید روزهای سبز را بر خوان خود فرا خواند، از اینکه جامه رنگین از پر طاووس برای حضور در این جشن بزرگ ندارد،  دلگیر و ناامید نمی شود، چه او طاووس گمان را با خود دارد که آرزو را پرواز می دهد.

و پاسخ او به دُروَند تردید و تشکیک،  یک چیز است: " برای اینکه رنگ این دیدار را ببینی،  باید سعادت آن را داشته باشی، همین.

و عجبا که در غزل "فروردگانی 8" نیز، حال و هوایی  یکسان، جریان دارد .

با شدن شب های دیجور، باران با روشنی و طراوت خود هوای بهاری را می آورد و رنگها (زندگی)  که تا بیش از این در زمهریر ظلمت دل زمین سخت، بندی منتظر بوده اند، با باران بهاری رها می شوند و بهار (یک جهان رنگ) آزادی خود را با شاخ و برگ های رنگین به رخ جهانیان می کشد. در چنین موقعیتی،  لابد بایستی چشم های خواب آلوده نیز باز شود و با دیدن رنگ حقیقت گل،  پیغام دیگر گونه دهد، و پیغام نوشته اش به رنگ سبز، همان برآمدن سنبل ترباشد و روی ها چون گل یاس،  سفید و عطر آگین شود  و لبخندها و غنچه ها یکی گردد.

در این وانفسا شاعر پیر هر چه  می بیند جوانی و شادابی و زندگی است و بهاری که  از نوع دیگرست. و این رنگ رویا برای راوی ( تخلص خاوری) البته واقعیت است.

 یاد کردن خاوری از استاد محمد قهرمان در بیت ماقبل آخر، نشان ازخُلق "قدر استاد نکو دانستن" او به پیروی از بزرگان دین و ادب دارد.

اینک با با پوزش از پر حرفی خود اجازه دهید تا دو شعر تر و تازه خاوری را به دنبال بیاورم:

                                    *** *** ***

 

"سلام ای گل"

 شکوفه ریخت

میان کاسه ای اسفند،  فروردین.

سفیدی زد،  فضای صبح روئیدن

سلام ای گل بگو

از میهمانان رنگین در هوای باغ

بگو از رنگ   از آهنگ

از احوالات بلبل با گل کوکب  گل سوری

و حال غنچه ها را

با دهان صورتی و تنگ

اقاقیا که در راه است

بلبل با فرود و اوج در ماهور می خواند

و این جشنی برای نو شدن و چرخش ماه ست

گردش بر مداری سبز

عجیب از روزهای بهاری رفت یک چندی

کجا تا فرصتی که روزهای سبز را

بر سفره  فراخوانیم

آی !

چگونه بر خیال شادمانی بسته ام باور

که بلبل رفته مهمانی برای خواندن آهنگ

و بر شاخ هلو هم سار چَه چَه می زند سَرمست

مرا هم نیست رنگین جامه از جنس پر طاووس

برای شرکت این جشن رنگارنگ

 دلم خواب ست،  بیداراست؟

که طاووس گمانِ آرزو را می دهد پرواز

ببین ای یار

 سعادت باید آن را تا بیند رنگ این دیدار

                                                     تقی خاوری   رشت - 27/1/88  

                                   *** *** ***

"فروردگانی 8" *  

آمد هوای باران شبهـــــــای دی ســـر آمد

گویی که یک جهان رنگ از خاکها برآمد

این جلوه طبیعت با شاخ و برگ رنگین

از زمهریر ظلمت،  با رنگهــــــا درآمد

چشم تو داد پیغــام،  رنگ حقیقـت گــل

همچون نوشته ای سبز کز سنبل تر آمد

ای روی نو بهاری در جوشش گل و برگ

روی تو چون گل یاس  در چشم و منظر آمد

در منظری پر از گل تو ایستاده بودی

لبخند غنچه وارت از غنچه خوش تر آمد

گفتم بهار آمد با شکل گلْ نگارش

دیدم بهار تازه از نوع دیگر آمد

از دیده ی جوانی    دیدم بروی عالم

رنگ جدید هستی در خط  باور آمد

این چند بیت هستی گر شد سروده از گل

از فن اوستادم در خطّ  دفتر آمد

راوی به واقعیت، دیدست رنگ رویا

درجوشش بهاران رویت چو گل برآمد .

                                                           تقی خاوری -  فروردین 88


* فروردگانی : طبق آئین زرتشتی دراوایل بهار ماهیتی سبز از آسمان به زمین می آید و همان در تن گیاهان می نشیند، این معنی را فروردگانی گویند(خاوری) .  


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در شنبه 30 خرداد1388 ساعت | لینک ثابت |

آقایان اگر کسی از در نیمه باز خانه شما سرک بکشد، خوب است؟

از دشمنـــان بــرنــد شکایــت  به دوستــان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ (سعدی)

در آخرین مقاله خود  تذکر دادم،  که نوشتن مقالات سیاسی خلاف مشی وبلاگ است و به همین دلیل نوشتن این گونه مقالات را تعطیل می کنیم. 

اما شوک ناشی از شنیدن نحوه شمارش و اعلام آرای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اعتراضات مردمی (حامیان دو نامزد اصلاح طلب) و درگیری پلیس و لباس شخصی ها با آنان،  زخمی و کشته شدن برخی هم وطنان، سوء استفاده اوباش از اختلافات موجود و تخریب اموال عمومی، که این همه به منزله ورود زخم های مهلک بر تن وطن، و بر جان و روح آدمی است، باعث شد که در این چند روز افکارم مخدوش شود و تمرکزی برای نوشتن نداشته باشم. لیکن برخورد دیشب،  بهانه تنظیم این نوشتار شد.

از سویی مدیران انتظامی و امنیتی کشور،  تذکرقانونی دادند، که با تجمّعات بدون مجوز خیابانی برخورد خواهند کرد، و ازسوی دیگر،  برغم حقوق قانونی و اساسی معترضین، وزرات کشور از دادن مجوز به آنان خودداری کرد و نتیجه این همه کوتاهی ها و ندانم کاریها را در اخبار و نیز فیلم های ارسالی گوشی های موبایل و گزارشات خبرنگار رویتر و صدای وسیمای وطنی دیدیم.  

اینجانب در مشهد زندگی می کنم و  شخصاً تاکنون در هیچ تجمعی غیر قانونی شرکت نکرده ام، هرچند اگر آقایان کاندیداهای اصلاح طلب چنین چیزی ( شرکت در در تجمعی قانونی)  را بخواهند، اجابت خواهم کرد، چون این را حق اساسی خود می دانم، که ضمن احترام به هنجارها، و رعایت قانون، اعتراضات مدنی  خود را بیان دارم .

با این همه دیشب  در یکی از کوچه های  فرعی خیابان فلسطین (محل وقوع منزلم)  خودروی شخصی خود را برابر منزلم پارک کرده و درب حیاطم نیمه باز بود. دیدم مامورین نیروی انتظامی که اکثر آنان سرباز و به اقتضای سن باید عذب باشند، در تاریکی شب و به دنبال یافتن منشاء صدای الله اکبر-  که البته حکم یافتن سوزن در انبار کاه را داشت - به منزل اینجانب و همسایه دیگر سرک می کشیدند .

آقایان،  راستی! پلیسی و امنیتی کردن کوچه های فرعی -  که پرنده در آن پر نمی زند - و آمد و شد مامورین،  به بهانه نه چندان موجّه، جز تحریک مردم و دامن زدن به شلوغی و کنش های ضد اجتماعی معنای دیگری هم دارد؟

لوفرض که مردم در چهار دیواری خود الله اکبر میگویند، به پلیس چه ارتباطی دارد،  بر اساس اصل قانونی بودن جرم و مجازات،  کدام  بزه مشهود رخ داده است. که بایستی موجبات دخالت در حریم خصوصی افراد را فراهم آورد.  سرک کشیدن به منازل مردم،  کاری خلاف شرع و قانون و عرف است.

آیا شما خود اجازه می دهید،  کسی در حالی که درب منزل شما نیمه بازست، به حریم امن شما سرک بکشد.

گفتن تکبیر در پشت بام ها آنهم در شب و موقع استراحت مردم البته کاری غیر متعارف است، و اگر همسایگان چنین افرادی شکایتی نمایند، دخالت حکومت، برای رسیدگی به بزه مزاحمت،  ضروری به نظر می رسد، ولی وقتی  شاکی برای فرد تکبیر گو، وجود ندارد و شخص خاصی به عنوان مشتکی عنه معرفی نشده است و همچنین معلوم نیست که از منزل اینجانب این کار صورت گرفته است، دخالت پلیس آنهم به ترتیب پیش گفته با کدام مجوز قانونی و شرعی است ؟

بار دیگر نظر آقایان و مدیران دلسوز نظام اعم از مقامات قضایی، امنیتی و انتظامی را به بند ۶ فرمان 8 ماده ای معمار فقید جمهوری اسلامی، امام ( ره) که در همین وبلاگ نشرو شرح داده شده است، جلب می نمایم.

کلام خود را با سروده سعدی شیرین گفتار آغازیدیم و با گفته فردوسی پاکزاد به پایان می بریم:

گهر چون به آسانی آید به چنگ

به سختی چه ناید تراشید سنگ

مرادی که در صلح گردد تمام

چه باید سوی جنگ دادن لگام


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در سه شنبه 26 خرداد1388 ساعت | لینک ثابت |

به بهانه روز زن – شعری منتشر نشده از دبیری جوان

 

 

به بهانه روز زن

 

 

شعری منتشر نشده از :

                   رضا دبیری جوان

 

 

 

 

بشکند طلسم حیله روباه،

از دراز دستی

          دست ابلیس را کند کوتاه؛

                      تار موی دختران ایرانی.

از روی بام،  طشت نفاق را

                                   بیاندازد،

 از میهن اهورائی

           دیو و دروغ را

                       براندازد

                        های و هوی زنان ایرانی.

 

گرد آفرید عشق

                     میان آتش جهل می سوزد

 تا شیوه رهائی را

                        بر مردان خود بیاموزد

دوزخی را

                    به دمی بهشت می سازد

 

اعجاز خلفت است

               خلق و خوی مادران ایرانی.

                          رضا دبیری جوان - 27/2/86

 


یادآوری :    طرح و تصویر کارتونی از هنرمند گرامی خانم فیروزه مظفری است که در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه 25/3/88 ، ص 23 به صورت سیاه و سفید منتشر شده است و با پوزش از صاحب اثر، افکت های رنگی آن از ماست.


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در سه شنبه 26 خرداد1388 ساعت | لینک ثابت |

خوشا مرز ایران عنبر نسیم – یاداشت یک روز مانده به انتخابات

 

 

خوشا مرز ایران عنبر نسیم

                                      (یاداشت یک روز مانده به انتخابات)

نوشته ی محممد مهدی حسنی

 

 

امروز پنجشنبه است و فردا انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است. شاید اشاره به چند مطلب بد نباشد.

۱- شهرهای کوچک را نمی دانم، ولی در شهرهای بزرگ از جمله شهر ما مشهد، چند شب است که تا پاسی از شب، جوانان در خیابانهایند. آنها به صورت دسته هایی سواره از ماشین و موتور و يا عابر و تجمّع در تقاطع چهارراهها و خیابانها و میادین و به شیوه هایی مختلف و جدید، به تبلیغ کاندیدای مورد نظر خود پرداختند. تجمّع آنها، بسیار بیشتر از حدّ معمول و البته یک ویژگی داشت، آنان بر خلاف بد اخلاقی ها و درگیری ها و بد گفتن های بعضی مقامات بالای نظام، حرکتی مدنی و خود جوش و آرام را ترتیب دادند، نه کسی زخمی شد، نه جایی تخریب گردید و نه نیاز به باطوم برقی و سپر و کلاه خود و قیافه های خشن و بازداشت بود. پنداری دغدغه آنان برای حفظ نظام و انجام انتخاباتی آبرومند از مدیران رده بالا نظام بیشتر بود .

واقعیت این است که جنب و جوش، پای کوبی و فریاد زدن بی هیچ مزاحمت و تجمعاتی آرام و البته پر بوق و سرو صدا باعث گردید تا هر شب عده ای بیشتر به جمع آنها افزوده شود، ولی هیچ کس ضرر نکرد. شاید خواب برخی در رختخواب، از سرو صدا ها و بوق زدن مختل شد، ولی همان ها وقتی دیدند جوان های آنان نیز داخل همین افراد شلوغند، تحملش کردند.

اینجانب به خاطر طبع آرام خواهی و فرار از شلوغی، کمتر درخیابان پیدایم شد، ولی گذر اجباری از بعضی چهارراهها و خیابان های شلوغ موجب شد، تا جمعیت جوانان و البته سایر گروه سنی جامعه را به چشم خود ببینم. آنچه دیدم تنها حرکتی مدنی، گفتگویی دمکراتیک و گاه طعنه هایی قابل تحمل بود و البته برخورد مناسب و عدم دخالت و سخت گیری نیروی انتظامی، به جوانان یاد داد که بایستی خودشان در درجه اول پلیس جمع شان باشند. آنان خط قرمزها را می دانستند و بهانه و مجالی برای دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی ندادند .

هرچند این تجمعات پی در پی و هر شبه، بعضاً نظم اجتماعی را مختل کرد. مثلاً ترافیک ایجاد شده، برای رهگذران و کسانیکه دغدغه شان فقط فرار از کوچه های فرعی و رسیدن به مقصد بود، ناگوار آمد، ولی همان ها نیز می دانستند که این موضوع بزودی تمام می شود.

به انگيزه شروع آن كاري نداريم ولي در باره تداومش بايد بگويم:  به یکباره جوان ها احساس کردند، که می توانند در خیابانها تجمع کنند، حرف بزنند، شعار دهند و نفسی تازه کنند؛ بنابراین طبیعی است که از این اجازه غیر منتظره حکومت به سر شوق آیند و این تجمع ها تا پاسی از شب ادامه یابد. در صورتیکه این موضوع طبیعی و به روال شود و حضور گاه و بیگاه آنان قبول گردد و کرامت نفس شان رعایت شود، بلاتردید این گونه تجمّع ها سیری عاقلانه تر طی خواهد کرد، به عنوان مثال، یاد خواهند گرفت، که در محل های خاص و در محدوده زمانی معیّن و به طریقی مدنی تر و مفید تر اجتماع کنند، که کم ضرر و مانند آنچه گفتیم، ایجاد ترافیک و سرو صدا و مزاحمت نکنند .

۲– به نظر اینجانب نیروهای امنیتی و نظامی کشورمان به روشني دیدند، بر خلاف بد اخلاقی ها و پرده دری های بعضی از مقامات بالای حکومت، این حرکتها های خود جوش و تجمّع ها هیچ ضرری برای امنیت و نظم آمره کشور به وجود نیاورد و تنها حرکت و تمرینی دمکراسی بود، که گفتگو و شعار را جانشین درگیری لفظی و فیزیکی کرد و احساس کردند که بایستی به جای برخورد با جوانان و مواظبت آنان، مدیران و مقامات سیاسی رده بالایی را تنبّه داده و نصیحت کنند که بر خلاف منافع ملی و نظام، آنها هتاکی کردند، حریم ها را شکستند، برخی اسرار داخل نظام را افشا کردند، ارزش های به جا مانده از امام (ره) و شهدای هشت سال دفاع مقدس را به سخره گرفتند، از رهبری و امام (ره) مایه گذاشتند و در یک کلام از خطّ قرمزها رد شدند .

۳ – به هر حال این چند شب شلوغ نیز تمام شد، امروز و امشب بنابر قاعده اگر ستادهای کاندیداها وظیفه خود را به درستی انجام دهند، بایستی تجمعی نداشته باشیم و فردا مردم با همین شوق و شور به پای صندوق های رای روند و دهمین رئیس جمهور خود را انتخاب کنند .
قاعده بازی معلوم است، دولت و به ویژه وزارت کشور و نیز دستگاههای نظارتی، باید اهتمام داشته باشند تا از دستاورد های این حرکت مدنی و استقبال بی نظیر مردم از انتخابات، حفاظت کنند. بلاشک هر بدخلقی و رفتار متعدّیانه که از آن بوی تقلب و یا تخلف از قوانین به چشم آید و آشکار شود، حرکت ضد مدنی محسوب می شود که به منزله مقابله با حقوق اساسی افراد کشور و نظم آمره جامعه تلقی می شود.
ما باید اجازه دهیم که رئیس جمهور دهم به حق از میان صندوق ها درآید، و از اعمال هرگونه زور و تزویر خودداری کنیم. بلاشک سالم برگزار شدن انتخابات و تسلیم رای مردم بودن خواست رهبری و تمام دلسوزان نظام است .امیدوارم هر کس که به ترتیب پیش گفته انتخاب گردید. در جشن پیروزی او، همه مردم شرکت نمایند، اعم از آنان که به وی، رای داده اند و اعم از کسانی که به حکم دمکراسی، او منتخب شان تلقی می شود...
و این تمرین بی خطر و حضور سبز و سفید و سه رنگ تداوم داشته باشد....


یادآوری :

همانگونه که در بعضی از کامنت های خوانندگان هم اشاره شده است،در این چند وقت، آوردن مقالات و نوشته های سیاسی ما را از خط مشی وبلاگ خارج کرده است. که دلیل آن هم آشکارست، به هر حال تب و تاب انتخابات سراغ همه آمده است. بنابراین اعلام می کنیم، که از امروز به بعد، به همان مشی سابق خود برگردیم. و دیگر مقاله و نوشتار سیاسی نیاوریم  


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در پنجشنبه 21 خرداد1388 ساعت | لینک ثابت |

چگونگی برخورد با جرایم عفافی (اخفاء یا پرده دری)

چگونگی برخورد با جرایم عفافی

                                      (اخفاء یا پرده دری)

تحلیل فقهی و اجتماعی حریم خصوصی افراد

                           و بررسی بند 6 فرمان 8 ماده ای حضرت امام (ره)

 

یادآوری الحاقی:   این مقاله با کمی افزودگی و الحاق در روزنامه "صدای عدالت" شماره ۲۲۲۱- چهارشنبه ۲۴تیر ماه ۱۳۸۸ ص ۹ نیز انتشار یافته است.

چندی قبل اینجانب در مرحله تجدید نظر،  دفاع از متهم خانمی 21 ساله و شوهر دار را بر عهده داشتم. در این پرونده متعاقب شکایت شوهر زن،  مبنی بر وجود رابطه  نامشروع میان  وی و دیگری،  زن و مرد هر دو،  مورد تعقیب دادسرا قرار گرفتند و سپس در مرحله بدوی رسیدگی،  به استناد ماده 637 قانون  مجازات اسلامی، آندو  به  مجازات شلاق محکوم شدند. در پرونده مزبور برغم انکار متهمین و اینکه ادعا شده بود تمام تماس تلفنی میان آنان و همچنین ارسال پیامک ها،  ناشی از رابطه کاری (درسی و دانشجویی) و نه تلذّذ و شهوترانی بوده است . مع ذالک متهمین مقابل با تحقیقات مفصّل مقامات قضائی و سوال ها و جوابهای مکرر آنها شده بودند که بنظر اینجانب چنین شیوه تحقیق و رسیدگی،  لااقل در جرایم عفافی که موجب هتک حرمت اشخاص و خانواده آنها و تجاوز به حریم خصوصی افراد می شود،  منطبق بر آموزه های شرعی نیست.

بنابراین در لایحه تجدید نظر خواهی خود،  ضمن نقد دلایل و مستندات جمع آوری شده دادسرا علیه موکل،  بر اصل اشاره شده در بالا نیز تکیه و تاکید کردم.  اجازه می خواهد، این قسمت از لایحه خود را عیناً نقل نمایم :

" ..... بهتر از بنده استحضار دارند که اسلام دين رحمت و رأفت و عطوفت است.  و پيغمبر بزرگ اسلام (ص) ٬ پيغمبر رحمت است و خداوند سبحان،  او را رحمت جهانيان قرار داده است (ما ارسلناک الا رحمه للعالمين -  آيه 107 سوره انبيا) و باز بطوريکه ميدانند، رحمت حق تعالي، رحمتي است عام و فراگير  و متجلي و متلالي در وجود مقدس نبوي و شرع انور اقدس  و از اين رحمت عام ، همه افراد اعم از صالح و طالح٬ عابد و فاسق٬ گناهکار و بيگناه بهره مند ميشوند و به همين علت پيغمبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: " قضات، حامل رسالتي هستند، که مي بايست در اجراي آن ، نرمي و ملاطفت و مدارا  پيشه کنند " و مخصوصاً تاکيد فرموده اند: "ادراء الحدود بالشبهات ما استطعتم فان وجدتم لمسلم مخرجا فخلوا سبيله ...".  بر اين اساس هرگاه براي مسلماني،  گريزگاهي از حدود و به تبع آن تعزير در جرايم عفافي  يافت شود، بايد رها گردد،  چه در غير اينصورت،  از محيط عدل، به جانب جور؛ و از رحمت، به شقاوت؛  و از مصلحت، به مفسدت؛  متمايل شده، که بيگمان، اين در شريعت اسلام نيست.  وقتي خداوند از سر رأفت و مهرباني،  سکوت در مواردي چون منکرات و جرائم عفافي را جايز شمرده، پرده دري و بحث و کاوش نبايد بشود و به خصوص کثرت سوال و مقاومت در برابر انکار متهم، چون مستلزم در افتادن وي، به مضايق و مشکلاتست، ناپسند و نهي شده است  و به همين دليل است که اجراء حدود در مورد زنا، مشروط به شرايط و ترتيباتي شده است ، که تقريباً اجتماع آنها - که لازمه اجراي حّد مي شود -   غير ممکن است و از همه مهمتر ،  اختصاصاً و انحصاراً در مورد آن،  قاعده مهم  فقهي (لا انکار بعد الاقرار) بکلي نقض و باطل اعلام شده است.  اين تهاون و تساهل، در کار شريعت ، واقعاً اعجاب انگيز ،  و دليل آنست که : اسلام، دين رافت و تساهل  و سراسر حکمت است و معصومين(ع) در برخورد با اين قبيل جرايم طوري عمل و ارشاد و راهنمائي فرموده اند، که حتي الامکان شرافت و آبروي مسلم  بتارج نرود و در اين موضوعات، پرده دري نشود  و اينگونه معاصي و اعمال بازگو و افشاء نگردد . چه پيغمبر اسلام (ص) فرموده است که ((من براي تکميل فضائل اخلاقي و محو  رذايل برانگيخته شده ام )) ...... "

امّا قضات دادگاه تجدید نظر که انصافاً از قضات مجرب و آگاه دادگستری استان خراسان محسوب می شوند، هرچند بنا به دلایلی -  که شاید در نوشته دیگری کنکاش شود -  رای معترض عنه را نقض و موکل و متهم مرد را از اتهام انتسابی تبرئه کردند،  لیکن در مورد تذکر  پیش گفته بنده، چنین نظر دادند:

" .....  اگر چه مطالب مذکور در لایحه تجدید نظر خواهی جناب آقای حسنی وکیل خانم .... در رابطه با تساهل و تسامح شریعت اسلامی نسبت به جرائم خلاف عفت و تاکید شرع انور بر حفظ آبرو و حیثیت اشخاص و حتی الامکان جلوگیری از اقرار به ارتکابی این چنین جرائم و اصرار بر سوق دادن مرتکب به عدم اقرار به آن و استفاده و استناد به قاعده "درء" و برائت متهم در موارد وجوه تردید و شبهه در .... خویش قابل تامل و اعتناست لیکن از طرف دیگر حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد واجد اهمیت و حرمت بوده و براحتی و سادگی نباید اشخاصی هنجارشکن جرات هتک حرمت و ناموس دیگری را به خود بدهند و جامعه در هر حال به خود اجازه نمی دهد از کنار این جرایم که مستقیماً شرف و ناموس دیگران را هدف قرار می دهد، با بی تفاوتی بگذرد .... (دادرس شعبه 1 دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی - سید محمد شمس    مستشار دادگاه - محمد بخشی نژاد)

به این ترتیب خوانندگان ملاحظه می فرمایند که  قضات محکمه تجدید نظر هر چند گفتار اینجانب را تائید نموده اند، ولی در نهایت با تمسک به استدلالی مخالف بر لزوم کنکاش و انجام تحقیقات کامل در جرایم عفافی نظر داده اند0

با توجه با اینکه حریم خصوصی افراد و میزان دخالت حکومت در این مورد، یک موضوع اجتماعی – اخلاقی مبتلابه جامعه ماست. که  از سویی روحانیون و متولیان فرهنگ و اخلاق جامعه نسیت به آن حساسیت نشان می دهند و  در عین حال به دلیل پیوند مستقیمش با حقوق و آزادیهای اساسی افراد جامعه، همواره مورد گفت و گوی طرفداران حقوق اساسی و حقوق بشر است و حتی در رقابت های انتخاباتی آن دست مایه کاندیدا های اصلاح طلب قرار گرفت؛ از این رو اجازه می خواهد تا با بسط بحث حاضر ، نظر و رائ خود را در این باره اعلام و در معرض نقد دوستان قرار دهم.  

بلاشک انسان معصوم نیست و "حريص علي ما منع» است. او  برغم  دیدن آموزش های دینی و اخلاقی و نیز شنیدن صدای خیرخواهی پیشوایان دینی و ناصحان اجتماعی، مستعد لغزش و در افتادن در گناه است.

گاهی زیاده خواهی و افزون طلبی افراد جامعه، باعث می شود تا گروهی از آنان، عرض، شرف، آبرو و سرمایه های معنوی و اخلاقی جامعه را دست مایه مال اندوزی و کسب درآمد نمایند. اینان با تشکیل باند و خانه های فساد، دلالگی و قوادی،  بی محابا دین و اخلاق و عفت و نظم عمومی را در جامعه مورد تاخت و تاز قرار می دهند.

و نیز گاهی در سطحی پائین تر از گروه قبلی (به لحاظ آثار سوء اجتماعی و اخلاقی)،  برخی جسارت و گستاخی را  به آنجا می رسانند که با انجام  گناه در علن (مرئی و منظر مردم ) منکرات را ترویج و تجاهر به فسق می کنند، مثلاً در ملاء عام به شرب خمر، عربده کشی و تظاهرات مستانه و یا مزاحمت برای نوامیس مردم مبادرت می کنند، بی گمان عمل آنها نظم جامعه و عفت عمومی را خدشه دار می کند و برخورد قهری و قضائی با این قبیل افراد که در علوم معین جزائی از آنان بعنوان مجرم به عادت و سابقه دار و ... نام برده می شود.  لازم و ضروری است، هرچند همان ها نیز انسانند و بایستی از حقوق شهروندی و اساسی برخوردار باشند، لیکن به هرحال،  این دوگروه از بحث ما خروج موضوعی دارند.

آنچه در تمام این مقاله مطمح نظراست،  نوعی از گناه و اثم است که اشخاص معمولی، در خفا (به تنهایی یا در جمعی معدود) و دور از چشم آحاد جامعه و در چهار دیواری و حریم خصوصی مرتکب می شوند، لیکن ندانم کاری و تعصب خشک و برخورد از پاپ کاتولیک تر برخی متولیان نظم  و قضائی کشور باعث می شود تا گناهان در خفای آنان بدون اینکه مخلّ حقوق ثالث و یا باعث برهم زدن نظم عمومی گردد؛  افشا و برملا شود و به این ترتیب اشخاصی که در ظاهر و در اجتماع مورد احترامند، و مردم از گناه حق اللهی و پنهانی آنان بی خبرند، مفتضح و زبانزد می شوند و راهی زندان شده و یا مجازات شلاق و غیر آن را تحمل می کنند . برای بهتر رساندن منظور خود با مثالی ساده بحث را ادامه می دهیم.  

فرض کنید فردی به دلیل فعالیت به جای اجتماعی و کسبی و با داشتن مشاغلی مهم مانند پزشکی، وکالت یا کارشناس رسمی دادگستری یا نویسندگی  یا استاد دانشگاه و یا کاسبی و .... در جامعه مورد احترام است. چنین فردی،  تقوی اجتماعی و درست کاری و صحت عمل ظاهری اش در محاق گواهی قاطبه افراد مرتبط با اوست؛ ولی همین آدم در خفا و یا در جمع محدود مرتکب شرب خمر می شود.  بلاشک عمل خلاف شرع وی که به منزله نافرمانی از امر خداوند تبارک و تعالی و فعل حرام است، دارای آثار مضر محدودی است که تنها گریبانگر خودش یا همان جمع خلاصه  اطرافش را می گیرد و بایستی پادافراه عمل خود را انتظار کشد، حال اگر متولیان قضائی و انتظامی کشور  به امر ورود به چهار دیواری و حریم خصوصی وی و گرفتار کردن و به بند کشیدن چنین فرد یا افرادی حساسیت داشته و آن را رویه خود سازند و یا بر سبیل اتفاق متوجه وقوع بزه پنهانی از ناحیه او شوند و سپس برغم انکار متهم در دادسرا با تمسک به ادله علمی، مانند دمیدن در دستگاه  جدید الاستعمال و یا شاهد و یا حتی در تنگنا قراردادن متهم از طریق بازداشت کردن و بازجویی های پی در پی و اخذ اقرار ، موقعیتی را فراهم آورند که گناه پنهانی این فرد شناخته شده،  آشکار شود و به سبب موقعیت شغلی وی، کار پیش از این پنهانش، دهان به دهان بچرخد؛ بی شک آثار سوء عمل متولیان جامعه که بر خلاق صفت ستّارالعیبوبی کردگاری، خود به جای فاسق نشسته، و  تجاهر به فسق (آشکار کردن گناه ) می کنند، به مراتب از فسق پنهانی مرتکب، بیشترست و جامعه و دین بایستی، برای ندانم کاری آنان هزینه سنگین تری پرداخت کنند.

شاید اولین و مهمترین منشور و قانون پس از انقلاب در این باره،  که تاکید بر حفظ حریم خصوصی افراد جامعه و اخفای لغزش ها و منع پرده دری ها دارد، فرمان هشت ماده اي امام خميني(ره) است، که او به قول سعدی "سایه خداوار"،  "دو خصلت نگهبان ملک و یاور دین" را با هم داشت و بر این باور بود:

یکی که گردن زورآوران به قهر بزن          دوم که از در بیچارگان به لطف درآی

در یند 6 فرمان  مذکور، می خوانیم : 

"هيچ كس حق ندارد به خانه يا مغازه و يا محل كار شخصيِ كسي،  بدون اذن صاحب آن ها، وارد شود، يا كسي را جلب كند يا به نام كشف جرم يا ارتكاب گناه تعقيب و مراقبت نمايد و يا نسبت به فردي اهانت نموده و اعمال غير انساني ـ اسلامي مرتكب شود، يا به تلفن يا نوار ضبط صوت ديگري به نام كشف جرم يا كشف مركز گناه گوش كند و يا براي كشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و يا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غير نمايد يا اسراري كه از غير به او رسيده ولو براي يك نفر فاش كند. تمام اين ها جرم و گناه است و بعضي از آن ها چون اشاعه فحشا و گناهان از كبائر بسيار بزرگ است و مرتكبين هر يك از امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعي هستند و بعضي از آن ها موجب حد شرعي مي باشد."

با دقت در مفاد بند مزبور که  میراث جاودان امام خمینی (ره)  است، می بینیم در منظر وی،  کنکاش کردن گناهان مردم و فاش ساختن اسرار آنان و  ورود به حریم خصوصی شان، بدون اذن صاحب حریم (براي جلب کسی يا به نام كشف جرم و ارتكاب گناه) و همچنین، هرگونه شنود و گوش دادن گفته های ضبط شده افراد به نام كشف جرم ، عملی خلاف شرع و اخلاق حسنه است.

 لیکن مع الاسف اجرای این فرمان، تاکنون مغفول مانده است و حتی برخلاف آن رفتار و رویه شده است، به لحاظ نظری،  تذکر امام (ره) و تاکیدات ما در مقاله حاضر،  بر دو بنیاد استوارست :

الف – اصل منع کنکاش گناهان و لغزش هاي ديگران :

خداوند کریم در سوره حجرات، آيه21 ، فرموده است : "ولاتجسسوا" . صاحب مجمع البيان (ج5،ص731)   تجسس را  کنکاش و جست و جو براي يافتن لغزش معنا كرده است  و با جستجو در  كتاب هاي روايي می بینم که اهمیت این موضوع باعث شده است تا دانشمندان اسلامی به روال فصلي در کتاب های خود گذارند و تحت عناوینی مانند :  "من طلب عثرات المؤمنين" (الكافي، ج2، ص453) یا "ما جاء في النهي عن التجسس" (سنن البيهقي، ج8، ص333)  یا "وجوب ستر الذنوب و تحريم التظاهر بها" (وسائل الشيعة، ج61، ص36 -  آل البيت)  و…. (ر.ك: ميزان الحكمة، ج1، ص193 ـ393 ) روايات وارده را كه در نکوهش و مذمّت تجسس است گردآوري کنند.

از باب تیمن نقل دو حدیث در این باره خالی از لطف نیست :

رسول خدا(ص) فرموده است: " اني لم اُؤمر ان انقب عن قلوب الناس ولا اشق بطونهم " یعنی : " من مأمور نيستم از نهان و پنهان مردم جست و جو كنم."( همان منبع، ش53051)

و امام صادق(ع) فرموده است: "لاتفتش الناس عن اديانهم فتبقي بلا صديق" یعنی : " از مرام و باورهاي مردم جست و جو مكن, تا تنها و بي همراه نماني." (ميزان الحكمة، ج1، ص193).

با نقل حکابتی ادبی - روایی از  کتاب نوادر، ترجمه مُحاضَرات الأدباء و مُحاوَرات الشّعراء و البُلغاء، تالیف: راغب اصفهانی  و ترجمه و تالیف محمّد صالح بن محمّد باقر قزوینی (احمد مجاهد، سروش، ص61 و62) که در كنزالعمال (ج3، ص 808، ش.7288) نیز آمده است، این بخش را به پایان می بریم :

"عمر شبی می گشت، از خانه ای آواز شنود. بر دیوار بالا رفت. مردی دید با زنی شراب می خورد. گفت : یا عدوّالله. گمان داری که خدای پرده تو ندرد و تو بر معصیت مقیم باشی؟ گفت: یا امیر المومنین. شتاب مکن، اگر من خدای را معصیت کردم در یک چی، تو معصیت کردی در سه چیز. خدای تعالی فرموده: "ولا تجسّوا" (قران کریم 49/12: "و جستجو مکنید") و تو تجسس کردی. و فرموده:" و اتو البیوت من ابوابها" (قران کریم 2/189: به خانه ها از درهاشان بیائید.)  و تو بر دیوار بالا شدی . و فرمود: " لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلّموا علی اهلها" (قران کریم 24/27: " در خانه هایی که غیر خانه خودتان هست داخل مشوید تا آنکه دستوری طلبید و بر اهلش سلام کنید." ) و تو بی سلام داخل شدی. عمر گفت: من خطا کردم مرا ببخش. مرد گفت: به شرطی که دیگر از این خطاها نکنی.

ب – منع آشكار نمودن گناهان و لغزش هاي ديگران (تجاهر به فسق و اشاعه فحشاء)

بر عیب تو چون پرده بپوشید خداوند        ظلم است اگر پرده مردم بدرانی (خاقانی)

از گفته های معصومين (ع) چنین بر می آید كه پوشاندن گناه، خود سبب آمرزش آن گناه مى‏شود؛ چنانكه آشكار کردن آن سبب بخشوده نشدن بزه و خوارى گناهكار مى‏گردد و اشخاص اشاعه دهنده گناه حرمتى نداشته و اگر فقيرند، حقوق مالى واجب را نمى‏توان به آنان داد.

خداوند در سوره نور آیه 91 فرماید: "ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب اليم."  محقق انصاري در تفسیر آيه ياد شده مي نويسد: "غرض از آيه صرف انجام كاري است كه به افشا و پخشِ بدي ها بينجامد،  گرچه انگيزه و قصد آن را نيز نداشته باشد." (المكاسب ج3، ص 443)  و هم او کمی بعدتر (ص543) گوید: "و كيف كان فلا اشكال من حيث النقل و العقل في حرمة اذا عنه ما يوجب مهانةالمؤمن, و سقوطه من اعين الناس" یعنی: "ترديدي از جانب نقل و عقل نيست كه پخش و افشاي آن چه سبب خواري مؤمنان و از دست دادن حيثيت اجتماعي آنان مي شود، حرام است." 

در كتاب اصول الكافي در باب ستر الذنوب (ج2،  ص 428)  از رسول خدا (ص) نقل شده است : كه فرمود: "المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة و المذيع بالسيّئة مخذول، و المستتر بها مغفور له." یعنی : "كسى كه عمل نيك خود را پنهان كند پاداش او هفتاد برابر مى‏شود، و كسى كه گناه خود را آشكار كند خوار و ذليل مى‏گردد، و كسى كه آن را بپوشاند (در پنهانى گناه كند) آمرزيده مى‏شود." و در همانجا ( ج2،  ص753) از قول امام صادق(ع) می خوانیم : "اگر آن چه را با چشم ديدي و با گوش شنيدي نسبت به مؤمنان بر زبان آري از كساني خواهي بود كه خداوند درباره آنان وعده عذاب داده است."

 می دانیم که در اخلاق اسلامی یکی از موارد جواز غیبت تجاهر به فسق است، به این معنی که اگر کسی پنهانی فسق و گناه کند، دیگران حق بدگویی و به روی آوردن گناه او را ندارند ولی اگر همین شخص پرده حیا را به کناری نهد و  فعل حرام را در منظر و مرئی مردم مرتکب شود، غیبت او جایزست. در وسايل الشيعه (ج 8، ص604 و 605) می خوانیم : " قال الشيخ الأنصارى فى المكاسب: و قد ورد فى الأخبار المستفيضة جواز غيبة المتجاهر منها قول الصّادق عليه‏السلام: إذا جاهر الفاسق بفسقه فلاحرمة له و لاغيبة." یعنی : " شيخ انصارى، در كتاب مكاسب گوید : در اخبار زيادى وارد شده كه غيبت متجاهر به فسق [و كسى كه آشكارا گناه مى‏كند] جايز است. سپس روايتى را از امام صادق (ع) نقل مى‏ کند كه آن حضرت مى‏فرمايد: «هنگامى كه فاسق و گنهكار گناه خويش را آشكار کند، حرمتى براى او نيست و غيبت او جايز است.

در المصدر (ص 605) نیز آمده است : "و منها قول الباقر عليه‏السلام: ثلاثة ليس لهم حرمة: صاحب هوى مبتدع، و الإمام الجائر، و الفاسق المعلن بفسقه." یعنی : امام باقر (ع)مى‏فرمايد: براى سه دسته از مردم حرمت و احترامى نيست: صاحبان بدعت و هوس رانان، پيشوايان جائر و ستمگر و فاسقانى كه آشكارا بين مردم گناه مى‏كنند."

و بالاخره در كتاب عروة الوثقى، از علاّمه كاشف الغطا نقل شده كه مى‏فرمايد: هيچ يك از حقوق مالى به متجاهر به فسق داده نمى‏شود و هرگز براى او حرمتى نيست. ( أقول: الإعتراف بالذنب عندالناس مذموم و عنداللّه ممدوح و موجب للغفران ففى مستدرك الوسائل عن الصّادق عليه‏السلام قال: إيّاكم أن يسأل أحد منكم ربّه شيئا من حوائج الدنيا و الآخرة حتّى يبدأ بالثناء على اللّه و المدحة له، و الصلاة على النبىّ و آله ثمّ الإعتراف بالذنب و التوبة ثمّ المسألة. -  المستدرك ج 5، ص 216).

به این ترتیب می بینیم که در شرع مقدس و نزد امام (ره) حريم خصوصي همه شهروندان در جامعه مصون است و كارگزاران حكومتي، جز در مواردی که این حریم خصوصی با حقوق سایر اشخاص جامعه و نیز مصالح و نظم و عفت عمومي در تزاحم است، حق ورود به آن را ندارند. و اصولاً به لحاظ برخورد حکومت با افراد خاطی و گناهکار میان دو گروه از گناهانی که یه علت آشکاره بودن، نمود و دامنه سوئ اجتماعی آن غیر قابل اغماض است و گناهان پنهانی و در خفا که مخلّ حقوق دیگران نیست تمایز آشکارست  و چنین تفکیکی را هیچ کس نمی تواند منکر شود. و نمود این تلقی در شعر و نثر فارسی نیز به خوبی دیده می شود چنانکه ابیات گزیده زیر از حافظ بزرگ همین منظور را بیان می کند:

دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر               از در عیش درآ و به ره عیب مپوی

 کمال سر محبت ببین نه نقص گناه                که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

 بیا که رونق این کارخانه کم نشود               به زهد همچو توئی یا به فسق همچو منی

 مکن به چشم حقارت نگاه در من مست         که آبروی شریعت بدین قدر نرود

و شاید وضع بسیاری از قوانین در جامعه ما از قبیل تشکیل دادگاه ویژه روحانیت برای تحقیق و محاکمه روحانیون خاطی، تاکید قانونگذار مبنی بر ممنوعیت بر سپردن تحقیقات مربوط به جرایم عفانی به ضابطین دادگستری و محاکمه مدیران و مسئولین اداری شهرستانها در دادسرا و محاکم مرکز استان و .... ناشی از لزوم رعایت همین اقتضائات باشد .

پیش تر مثال ما در مورد شرب خمر بود، بی گمان  اثر پرده دری و افشاگری در باره جرایم عفانی، نسبت به جرایمی نظیر شرب خمر و غیره دو چندان است زیرا:

 اولاً – چنین جرایمی دو طرف دارد . یعنی لاجرم سوای متهم اصلی، پای متهم دیگری نیز به میدان تحقیق و تعقیب و محکمه کشانده می شود .

ثانیاً – به دلیل حساسیت جامعه نسبت به خط قرمز جرایم عفافی، آثار چنین افشاگریها نه تنها دامن متهمین بلکه دامن جفت آنان و خانواده شان و به ویژه  کودکان مشترک شاکی و متهم را هم می گیرد و اگر به آمار وقوع  چنین جرایمی نگاه کنیم که مع الاسف طرح و عمومی شدن آنها، در سوق مسلمین چهره ای پلشت به جامعه داده است، اهمیت بحث حاضر روشن تر می شود .

راستی را چه منفعتی است آنجا که زن به شوهر خیانت میکند و تجربه نشان داده است، که در اکثر اوقات این بی مهری و لاقیدی و خیانت دو سویه است، جامعه با پرده دری و افشا گناه،  متهم را به اتهام زنا یا دون آن به رجم یا شلاق محکوم می کند، در حالیکه با اجرای دقیق مقررات اسلامی،  امکان جلوگیری از کشف جرم یا اثبات نشدن عمل مجرمانه وی فراهم است و به نوعی، چنین متهمی را محکوم نکرده، عفو  کرده ایم

که مجرم کشته افعال خویش است         چو بوی عفو آید زنده گردد (جواهر الاخلاق)

راستی را چه منفعتی است در این کار، که زنی شوهر دار به اتهام رابطه نامشروع محکوم به شلاق شود و حکم صادر شده در دست زوج او،  تصویر برداری و تکثیر شود و حتی با فرض وقوع طلاق و جدایی، شوهر سابق،  این رای را دست داشته باشد و آن را دستاویزی برای انتفام کورکورانه و بر هم زدن زندگی دوم زوجه کند؟

عجبا که بنا بر رویه جاری،  آرای محاکم انقلاب، در مورد قاچاقچیان به متهم و وکیل او رونوشت داده نمی شود،  لیکن در جرایم عفافی ما اجازه می دهیم،  که شنیع ترین صحنه های پورنوگرافی در دادنامه ها منعکس و دست افراد قرار گیرد و  همان دست مایه وقت گذاری و انتقام جویی و تسویه حسابهای شخصی شود؟!!

از منظر آسیب شناسی اجتماعی، نتیجه کار ما برای فرزندان مجرم زن شلاق خورده،  که رای محکومیت مادر آنان در دستشان است و یا به گوششان می رسد، جز بدآموزی، حریم شکنی، عقده جویی چه می تواند باشد؟

به عقیده اینجانب استدلال قضات محترم شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی کافی به نظر نمی رسد.  استدلال آنان خلاصتاً بر این پایه استوار است که چون حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد واجد اهمیت و حرمت است بنابراین جامعه نبایستی از مجازات افراد هنجار شکن غفلت کند تا مرتکبین و نیز دیگران جرات ارتکاب چنین اعمالی را به خود ندهند .

هرچند استدلال مذکور ناظر به هدف عمومی مجازات ها  (جنبه پیشگیری و باز دارندگی آن) است و ادعای خلاف آن در بادی امر صحیح بنظر نمیرسد،  لیکن بایستی اذعان داشت در مطلبشان یک تناقض و تنافی به چشم می خورد.

با توجه به آنچه گفته شد،  آثار سوء  آشکار کردن فسق ها، زشت تر و بدتر از خود فسق است.  آیا واقعاً رابطه پنهانی و غیر شرعی دو نفر که جز افراد محدود از آن خبر ندارند، حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد جامعه را بیشتر تهدید می کند یا افشاگری و پرده دری این راز سر به مهر، که تمام افراد نزدیک به ماجرا و خانواده،  من جمله کودکان متهمین و اهالی محلی و شهر را از گناهی پنهانی مطلع می سازد.

مگر در دین، توبه از زیباترین و کارآمدترین تاسیس های اخلاقی نیست، شاید انابت در برابر گناهی پنهانی، تمام آثار دنیوی و اخروی گناه را بزداید، ولی در گناه افشا شده، چگونه می توان انتظار داشت که توبه اثر روشن و زودگذر  خود را در تمام جوانب بگذارد؟

بنده از متولیان فرهنگی و قضائی و اجتماعی مملکت، که درد جان سوز پخش روزافزون گناه و اثم  را در جامعه به روشنی احساس می کنند، می پرسم :  اعمال مجازات (زدن شلاق)  به افراد خاطی ، تا چه حد توانسته ویروس اپیدمی بی عفتی و گناه کاری را در جامعه ما از میان ببرد؟  با توجه به اینکه در اخلاق و شرع،  امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که رتبه اول آن تذکّر است، واقعاً از اینکه دختران جوان و نوجوان محصل و غیر آن اعم از متاهل و مجرد را با کشف اولین گناه، سابقه دار کنیم و با اعمال مجازات و از میان بردن ترس شان از حدید،  خیره ترشان سازیم و عملشان را عادی کنیم چکار کرده ایم؟

چگونه انتظار داریم با گسیل داشتن جوانان به زندان و بازداشت،  با توجه به آثار و تبعات سوء آن، حیثیت و شرف و عرض و ناموس افراد جامعه را محافظت کنیم؟

بی تردید،  تجربه نشان داده است ، که با جوانان بایستی با تسامح و تساهل برخورد کرد و  با زور و قهر به هیچ کس نمی توان اخلاق و عفت خورانید و تقوی را ملکه ذهنشان ساخت. برای مبارزه با رفتار و کنش خلاف این قبیل افراد خاطی،  به جای برخورد خشک پلیسی و قضائی بایستی از مدد کارهای اجتماعی و دینی و روان شناس مدد طلبیم و با فرهنگ سازی و مهیّا کردن خوراک روحی طاهر و پاک،  و جایگزین کردن آنها،  فسق و آلودگی را در سطح اجتماع از بین ببریم . باید ریشه  گناه و اثم را نشانه رویم .

ما با کدام منطق، به صرف کشف مكالمه تلفني میان دو نامحرم جوان یا نوجوان و یا قدم زدن آنان در پارك يا خيابان، و نشستن شان در دور میز یک رستوران یا کافی شاپ و یا به دست آوردن مكاتبه ای عاشقانه که متضمن اعلام علاقه یکی به دیگری است و حتی از این موضوع خانواده آنها خبر دارند و یا علقه مشترک دیگری مانند درس یا فعالیت اجتماعی و سیاسی پیوندشان داده است. جرم تراشی می نمائیم؟

کدام منطق و اصل و قاعده اجتماعی اجازه می دهد تا مامورین نیروی انتظامی که بایستی چشمشان در صدد شکار جرایم مشهودی نظیر سرقت، جیب بری، تخریب و ... باشد، به محض دیدن دختر و پسری جوان، آنان را بلافاصله بازداشت و به کلانتری دلالت نمایند و آنگاه با درمضیقه قراردادن پدر و مادران و خانواده هاشان، برای این جوانان - که تا آن زمان پایشان به پاسگاه و دادسرا باز نشده است-   پرونده مجرمانه گشایند و هرگاه قاضی نیز شدت و غلظت  داشته باشد، اینان سابقه دار و راهی بازداشت و زندان می نمایند .

لوفرض که احراز شود این صحبت کردن و راه رفتن ها و انبازی ها در خوردن، به قصد تلذذ و شهوترانی است، چرا باید طرف برخورد با آنها، به جای پاسبانان که همواره با مجرمین یقه بنفش سرو کار داشته و خود را مامور معذور می دانند که جلب و بازجویی و تحقیر کنند، افرادی فرهیخته و آگاه از جنس مشاور مذهبی و مدد کار اجتماعی و روان شناس نباشد،  که با دادن تذکر و نصیحت  آنها و خانواده هاشان؛ این قبیل افراد  را از عاقبت بد بی بند و باری و ولنگاری، بترسانند،

واقعیت این است ، که همه ما پدر و مادرها دغدغه مان ، حصول زندگی سالم و علمی پربار و شاداب توام با پاک دامنی بچه هایمان است، ولی در عین حال می دانیم که آنها از جنس ما نیستند و سلایق شان با ما متفاوت است. آنان به دلیل پیشرفت علوم و فنون و اطلاعات، ما را قبول ندارند و تاثیر گذاری دیگران از ما بر آنها بیشتر است.  در حالی که در غرب، ساده زیستن و ساده پوشی و تقدم کار و کسب دانش بر تفریح و وقت گذرانی ارجح است، متاسفانه غالب جوانان ما از علم و دانش و فن و آگاهی غربیان،  تنها رویه و پوسته اش (مد و موسیقی و آزادی های فردی اش که بعضاً با عفت عمومی و احکام  دینی ما تغایر دارد)را می بینند و تقلیدش می کنند .

بنا براین با توجه به آنچه گفتیم، بی تردید شیوه برخورد و مبارزه با چنین ناهنجاری ها، تند روی و سخت گیری نیست.  ما نیز به نوبه خود، وظیفه اخلاقی و دینی خود را به فراموشی سپرده ایم و به جای تسامح و آسان گیری ، سخت گیری و شدّت و به جای مهربانی و گذشت،  عناد و لجاجت و به جای چشم  پوشی و پرده پوشی، پرده دری و  افشاگری، به جای صبر و میانه روی، تعجیل و تندروی  و به جای تنبّه و تیقّظ آنان، تنبیه و شماتت را پیشه خود ساخته ایم . در حالیکه سراسر روایات رسیده به ما و  ادبیات مکتوب و شفاهی ما، خلاف این طریقت توصیه شده است و فرهنگ ملّی – مذهبی ما مشحون و مملو از درس گذشت و تواضع است.  ببیینم سعدی در بوستان چگونه انسانی داد سخن می دهد :

یکی بربطی در بغل داشت مست                به شب در سر پارسایی شکست

چو روز آمد آن نیکمرد سلیم                    بر سنگدل برد یک مشت سیم

که دوشینه معذور بودی و مست                 تو را و مرا بربط و سر شکست

مرا به شد آن زخم و برخاست بیم               تو را به نخواهد شد الا به سیم

از این رو امید داریم، مدیران و مسئولین ما امام وار و سعدی گونه حفظ حریم خصوصی افراد و اخفا گناهان مردم را در دستور کار خود قرار دهند

 و کلام آخر  خود را با شعری از  ذوقی تونی شاعر ق 10 به نقل از مکتب وقوع  (تالیف شادروان احمد گلچین معانی ص 116) به پایان می بریم:

 انـدکـی پیش تـــو گفتـم غـم دل تـرسیــــدم

که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است

                             ))))))))))))((((((((((((((

 یادآوری : در بیان احادیث و نقلیات فقهی مقاله در وهله اول از مقاله فاضلانه آقای مهدي مهريزي تحت عنوان  دولت ديني و حريم خصوصي (بازخواني فرمان هشت ماده اي امام خميني(ره)) از سایت اینترنتی " دبیرخانه مجلس خبرگان" بهره برده ایم و دیگر منبع ما احادیت جمع شده در مطلبی تحت عنوان آشكار نمودن گناه [تجاهر به فسق] از سایت کتابخانه الکترونیکی است 



نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در چهارشنبه 20 خرداد1388 ساعت | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
بانگ قوانین و مقررات
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل خصوصی
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
رضا دبیری جوان
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد ، خیابان پاسداران، نبش کوچه سالاری، ساختمان قرض الحسنه پرستاری، طبقه دوم، واحد 108 تلفن : 2216599 511 98 + و 2254972 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

راهنمای تجاری تهران
دنیای سخت نشنیدنی هایمان
♥شعر و ترانه(همه چیستان)♥
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
وکالت آنلاین
وبلاگ رسمی مشاوره و روان شناسی
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
اس ام اس های روز
جوانان
Lilililililترفندستانlililililili
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
یک سر و هزار سودا
احقاق (مهدی پاشایی )
ایران داوری
اخبار و مقالات حقوقی (فریبا زارعی خالدآبادی)
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
گروه وکلای دادگستری کاسپین
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
وبلاگ روانشناسی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
سایت حقوقی راه مقصود
وکیل ملت
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
قسطاس
وبلاگ روزبه افضلی
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
یاداشت های یک زندانبان
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری ایران
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
فلسفۀ وکالت
شرط الحاقی انتقال تعهد بدون رضایت متعهد له
شگفتی دیدار (داستان واقعی)
شعری به لهجۀ شیرین مشهدی در باره حقوق زنان
نقد دو رای وحدت رویه هيئت عمومي دیوان عالی کشور (حقوق خانواده )
سیف فرغانی: عارف، ناصح و منتقد
قوانين و رویه های شش ماه نخست سال 1390 خورشيدي
بایسته ها ی تفسیر قوانین مرتبط با هزینه دادرسی
نشتری به زخم کهنه
قاعده دارا شدن غیر عادلانه در حقوق ایران و کامن لا
نمونه دادنامه در باره : درخواست ابطال مبایعه نامه ای که موضوع آن عين مرهونه است
نقش وکلا در تحقق عدالت
انتشار دومین شماره فصلنامه "وکیل مدافع"
بانوی عشق (شعری برای نسرین ستوده)
بهره زنان از زندگی مشترک؛ هیچ (نگاهی به حقوق زنان پس از طلاق)
قطارِبايد (شعری منتشر نشده از رضا افضلی)
ترانه ای در ستایش دوشنبه
تصویر طنز 32 – چند طرح از فیروزه مظفری
تجدید نظر یا تائیدنظر
آزموده های حقوقی 4 (نمونه دادنامه در باره عسر و حرج زن)
دو شعر از هوشنگ گلشیری و ضیاء موحد
بررسی یک حق عینی (حق اولویت در ایجار و اذن احداث و تملک اعیان در زمین های وقفی)
بی ناموسی چینی ها ( سفرنامه طنز)
سراندیب و ناقوس ( دوشعر تازه از تقی خاوری)
خبر: واكنش به اظهارات عبدالرضا مومنی
لـَغَتِ شَقاق به صِفاقِ باجناق
دفاعیه برای سگان زبان بسته
در زندان چه می‌گذرد؟
نفرین ِ شعر (نگاهی به مجموعه شعر "واژگان بازنده" تقی خاوری)

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت